Details

مجسمه فردوسی و ارتباط آن با امنیت ملی – نگاهی به نامه اساتید ادبیات فارسی

یاشار گولشن

در خبرها آمده است که برچيدن مجسمه فردوسي در شهر سلماس آذربایجان غربی با عکس العملهای متفاوتی روبرو شده است. در مقابل استقبال بخشي از ترکها از اين اقدام، اعتراضات زيادي در صفحات شبکه هاي اجتماعي و همچنين در روزنامه هاي حکومتي و غير حکومتي ايراندوست دیده میشود. يکي از آخرين نمونه هاي اين اعتراضات نامه اي است که به گزارش خبرگزاري مهر از طرف بیست‌ویک تن از استادان برجسته‌ زبان و ادب فارسی، شاهنامه‌پژوه و پژوهندگان تاریخ و فرهنگ ایران امضا و به شهردار و شوراي شهر شهر سلماس فرستاده شده است. صرف نظر از نوع نگاه به اصل موضوع يعني برچيده شدن مجسمه فردوسي، نکاتي که در اين نامه مطرح شده خلاف آن چیزی است که از نامه شخصيت هاي تحصيلکرده، اهل فرهنگ و ادبيات و بقول خبرگزاري مهر "پژوهنده تاريخ و فرهنگ" انتظار میرود.  حتی با یک نگاه سطحی نیز در این نامه به جای مباحث ادبی و دانشگاهی با کلیشه های رایج سیاسی و امنیتی مواجهیم. من در جستجوي سوابق امضا کنندگان نامه هيچ مقام اداري، نظامي، سياسي و امنيتي ندیدم و بر اين اساس احتمال ميدهم که خود صادر کنندگان به عمد، از همراه کردن دیگر مقامات خودداري کرده اند تا اعتراض خود را از منظری آکادمیک و با وجهه ادبي نشان دهند؛ وجهه ای که البته از حد همان نام و نشان امضاء کنندگان فراتر نميرود و متن نامه به جز اشاره اي شعارگونه به ارزش ادبي کار فردوسي، تماما  به توجیهات و تهدیداتی از جنس سياسي و امنيتي و نظامي پرداخته است.

در بند اول نامه آمده است: "بی‌احترامی به فردوسی که سرآمدِ فرزانگان و شاعران ایران است، از دید همگان می‌تواند بزرگ‌ترین خودزنی فرهنگی قلمداد شود که زیبنده‌ی شهر تاریخی سلماس و مسؤولانش نیست.” در ظاهر امر در این بند از جایگاه ویژه و بلند فردوسی در فرهنگ و ادب ایران و جهان حرف میزنند اما شیوه مکاتبه و تعيين تکليف اين اساتيد براي شورای شهر سلماس که مردمش حتي همزبان اين اساتيد و شاعر حماسه سرايشان نيستند ابعاد دیگری به نظر اساتید داده است. من هم اگر ادبیات خود این اساتید را بکار ببرم باید بگویم که این جمله زيبنده شان و مقام اساتيد دانشگاه نيست. قاعدتا اساتيد بايد متوجه ميبودند که اين لفظ از ديد همگان بيان مقبولی نميتواند به حساب آيد. حتي اگر منظور از همگان  شامل همه اهالي سلماس هم بشود "قلمداد" کردن عمل سلماسیان به عنوان خودزني فرهنگي توسط خود آنان مفهومی ندارد؛ چرا که اگر عملشان را خود زنی قلمدادکنند طبعا آن عمل را انجام نمیدهند و اگر انجام داده اند و قلمداد نکرده اند، تعبیر از ديد همگان، يک کلام بي محتوي به حساب می آید . این کمترین انتظار از اساتیدی است که وقتی نگران بی احترامی دیگران به مجسمه شاعرشان هستند خود نیز به نظر مردم  سلماس بی احترامی نکنند. از يکي از اعضاء شورای شهر سلماس روايت شده که اگر قرار بر نصب مجسمه شاعر بلند آوازه اي در سلماس باشد شاعران ديگري هستند که از اولويت بيشتري نسبت به فردوسي برخوردارند. امیدوارم این استادان برجسته‌ مکدر نشوند اگر از آنها سوال شود که بنظر آنها اگر مردم يک شهر حق نداشته باشند که در مورد شکل و شمايل معابر عمومي شهر خود و انتخاب مجسمه ميدان شهرشان اختیاری داشته باشند، پس آن مدينه فاضله اي که در ايران آزاد فردا وعده اش داده ميشود چه حقي را براي مردم یک شهر خواهد شناخت.

مساله اين اساتيد ادبيات، البته فراتر از نگراني از "خودزني فرهنگي" مردم سلماس است. اينها دلايل اصلي ناراحتي اشان را در بندهاي بعدي صريحتر بيان ميکنند.

در بند دوم نامه آمده: "از این رو، هرگونه بی‌توجهی به این نماد تاریخی، دشمنی و رویارویی با هویت و یکپارچگی ایران، زبان فارسی و بهترین دستاویز برای جدایی‌خواهان و تجزیه‌طلبان می‌تواند باشد.” در این بند پيامدهای بی توجهی مورد نظر اساتید به سه مساله مربوط شده که هر سه اينها بار سياسي و امنيتي دارند؛ يعني روياروئي با هويت ايران و زبان فارسي، روياروئي با يکپارچگي ايران، و دستاويز شدن براي جدائي خواهان و تجزيه طلبان. یک ناظر بیطرف لازم نیست علم و سواد و مقامات این اساتید را داشته باشد تا بفهمد علیرغم اینکه امضا کنندگان اين نامه همگي از ادب دوستان و زبان شناسان دانشگاهي و اساتيد اين حوزه هستند اما مسائلی را پیش میکشند که اولا در ذات خود سياسي است و ثانیا با تمسک به تعابیر و برچسبها و تهدیداتی که نوعا ضد دموکراتیک و راسیستی به حساب میایند، حق مردم سلماس را در اينکه خودرا از کدام هويت فرهنگي بدانند انکار میکند.

در بند سوم نامه يک نگاه نظامي نيز به نگاه سياسي اين نامه اضافه شده است. آنجا که ميگويند: "قدرناشناسی و کوچک‌انگاری هر یک از بزرگان تاریخ و ادب و فرهنگ ایرانی، از درون یا بیرونِ کشور، از ارج و اعتبار تک تک ایرانیان و غرور و خودباوری ملی ما خواهد کاست؛ در آن صورت چگونه می‌توان به ایستادگی در برابر دشمنان خارجی و تحریم‌ها و تهدیدها ادامه داد و امید داشت؟!” اين نوع تعبير از مسائل استراتژيک دفاع ملي قاعدتا از آن دسته موضوعاتي است که بايد در دانشگاه هاي جنگ با آن برخورد کرد و اينکه اساتيد زبان شناس در نامه خود به شوراي شهر و شهردار يک شهر نسبتا کوچک آنرا طرح ميکنند قابل درک نیست. حتي اگر به ماهيت حوزه کار ادبي اين اساتيد نيز چشم بپوشيم و "مساله ایستادگی در برابر دشمنان خارجی و مساله مورد بحث روز یعنی تحریم‌ها و تهدیدها را در محدوده کار اين دانش پژوهان نامدار بدانيم اما با اين معضل چه کنيم که اساسا اين مساله ارج و اعتبار تک تک ایرانیان و غرور و خودباوری ملی ما" که بيشتر به تبليغ سياسي برخي از ايرانيان در خارج از کشور و در ميان غربي ها شباهت دارد چگونه میتواند براي مردم سلماس ملموس و محل اعتنا باشد.

بند چهارم اين نامه انصافا روي دست هر سه بند قبلي زده است. ما در اين بند به مساله اي امنيتي بر ميخوريم که پاي انقلاب و ضد انقلاب را نيز به ميان کشيده است: "گذاشتن نام «انقلاب» به جای «فردوسی» شبهه‌ی رویارویی و ناساز بودن این دو را به ذهن می‌رساند که پی‌آمدی ضد امنیت ملی و بر خلافِ رویه‌ی نظام دارد.” اساتيد محترم ادبيات و زبان فارسي ما علاوه بر اينکه نگران قدرناشناسی و کوچک‌انگاری هر یک از بزرگان تاریخ و ادب و فرهنگ ایرانی هستند به امنيت ملي نيز دل ميسوزانند و ابراز خطر میکنند که پاي گذاشتن بر خلاف رويه نظام پی‌آمدی ضدامنیت ملی در پی داشته باشد.

من مانده ام که چه چيز ديگري بايد به اين نامه ميشد اضافه کرد تا بتوان براحتي امضا وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي را هم زيرش گذاشت؛ بخصوص که خطاب نامه هر چند به شهردار و شوراي شهر سلماس است اما رونوشت آن به شورای عالی امنیت ملی، ریاست جمهوری، وزیر کشورو ریاست مجلس شورای هم فرستاده شده است.

23 فوریه 2015

 

اعتراض اساتید زبان فارسی به حذف تندیس فردوسی از میدان شهر سلماس

2015-02-22 22:44:06

آخرین عناوین

تهاجم همه جانبه است بلنت اسین اوغلو- ترجمه علی قره جه لو

کلیشه‌ها و پیش‌داوریها نسبت به جنبش‌های ملی-مدنی: موانع دستيابى به يك پلوراليسم متوازن در ایران علیرضا قولونجو

رشته دانشگاهی زبان و ادبیات ترکی؛ مبهم و مخدوش دومان رادمهر

ابوبکر بغداديٍ فاجعه مونيخ یاشار گولشن

دوشونجه شیوه یه یؤنه لیک یوخسا یانلیش آنلاییشلار! یاشار گولشن

قوميتگرائي افراطي فارسي و مراسم کتاب‌سوزي ٢٦ آذر سال ١٣٢٥ در آزربايجان مئهران باهارلي

!STAND AGAINST RACISM

فتيله شبکه دو تلويزيون دولتي جمهوري اسلامي برنامه ای برای تباهی اذهان کودکان یاشار گولشن

نکاتی در مورد برنامه صفحه دو بی بی سی- نتایج انتخابات ترکیه علیرضا قولونجو

مصاحبه با غلامحسین ساعدی مصاحبه کننده، ضیاء صدقی-آوریل 1984

قدرالسهم به روایت اکبر اعلمی یاشار گولشن

به نام اویغورها! روزبه سعادتی

کلاشنیکف‌ها هرگز شکوفه نمی دهند علیرضا قولونجو

پایه‌های لرزان "بنیاد فرهنگ، ادب و هنر آذربایجان" محمدرضا هیئت

کارت قرمز بر علیه نژادپرستی سیستماتیک موجود بر علیه ترک ها در ایران اومود مهدیان

دفتري به عنوان فرهنگ استان آذربايجان بجای فرهنگستان زبان ترکی! یاشار گولشن

زبان ترکی بعنوان یکی از زبانهای رسمی مجلس نمایندگان شورای اروپا تعیین شد

تدارک برای گردن زنی ناصر مرقاتی

اعتراض زنان ترک به حضور حسن روحانی با مچ بندهای سرخ، علامت بوزقورد و نشان پیروزی

ماهی سیاه کوچولوی صمد بهرنگی در لیست ده کتاب برتر متتقد روزنامه گاردین

شرایطی که توافق لوزان را تحمیل کرد یونس شاملی

حمله عوامل حکومت ايران به ترک های هوادار تیم والیبال اورمیه در تهران

هجوم مامورين انتظامي به عرب هاي اهواز

در آسيب شناسى حركت ملى آذربايجان - بخش ١ و ٢ معصومه قربانى

دولت روحانی با موضع گيري هاي يونسي بدنبال چه هدفي است؟ یاشار گولشن

قضیۀ سلماس، حکیم توس و اساتید سعید یوسف

keçen Qonular

تورک! سن سؤمورگه‌دن/ایستیعماردان قورتولماق اوچون نه ائدیرسن؟ علیرضا قولونجو

سولئیمان‌اوغلو ایله سؤیله‌شی آنلام درگیسی، ایکینجی سایی، شوبات 2017

نه ائتمه مه لی ییک! ؟ دومان رادمهر

آخساق قایدالار ایواز طاها

بیزیم عزیز نسین س. حاتملوی

گونئیده 300 تورک فعال اویغورلارا دستک بیاناتی ایمضالاییب

تورکمن گمیچی گونئیلی فعاللاری 13 ایل حبسه محکوم ائدن حؤکمدەکی تضادلار حاقدا دانیشیر

کریم عسگری: گونئی تشکیلاتلاری تورکیەده HDP-نین فعالییتینی اؤرنک آلا بیلر

ماحمودعلی چؤهرەقانلی: تبریزدەکی گئدیشات نورمال دئییل

ستار سایین قالا: او دؤنم چوخ اؤزل بیر دؤنم ایدی

اکبر ابولزاده: تراختور قهرمان اولسایدی، ایراندا یاشایان تورکلر اؤزونە-اینام قازاناردی

آل بو سنه قير ميزى اسماعیل جمیلی

ایرانلی آیدینلارین ائتنیک حاقلارینا یؤنه‌لیک یاخلاشیمی ده‌ییشمکده‌دیر می؟ یوردنئت'ین توغرول آتابای ایله سؤیله‌شیسی

محمد رضا لوایی: گونئیلیلر اوچون مای حادیثەلری بیر باشلانغیج نؤقطەسیدیر

مهسا مئهدیلی: اؤیرنجی قادینلار مای قییامیندا بؤیوک رول اوینادیلار

یاشاسین یاشاسین قهرمان تبریز اسماعیل جمیلی

ائلچین حاتمی: اقتصادی وضعییت خوصوصیله قئیری-فارس بؤلگەلرده چوخ آغیردیر

İranlı aydınların etnik haqlarına yönəlik yaxlaşımı dəyişir mi? (Toğrul Atabay ilə söyləşi)

علیرضا اردبیلی: ایرانداکی ایرقچیلیک عربلر و تورکلری بیر-بیرینه یاخینلاشدیریب

یاشار اسدی ایراندا میتینق کئچیرن اون مینلرله موعلیمین طلبلری حاقدا دانیشیر

یاشار حیدری آوروپادا یاشایان گونئیلی موهاجیرلرین دوروموندان دانیشیر

دومان رادمئهر: ایراندا آنتی-عرب احوال-روحییەسی حؤکومتین بؤلگەده یوروتدویو سییاسته خیدمت ائدیر

اوغوز تورک ایران-قرب راضیلاشماسی، سانکسییالار و اونلارین قئیری-فارس آزلیقلارا تاثیری حاقدا دانیشیر

حمید منافی: علیرضا فرشی ائوین زیندانیندادیر، وکیلی ایله گؤروشه بیلمیر

محمد احمدیزاده: صفویلر دؤنەمی موسیقی تاریخیمیزین قیریلما نؤقطەسیدیر

نه‌کی‌وارین هر گونو بایرام اولسون! وکتور جئری

31-03-2015 ایران-ایسوئچ اویونوندان بیر راپورت

محمد رضا هیئت: تورکجەنی یوخ ائتمەیه چالیشان سیستئم تورک دیل قورومو آچدیرماز

اوختای آلپ تورک: نه ”پئرشین” نه ده ”ایرانیان” - بو آدلار بیزی تمثیل ائتمیر

یونس شاملی سلماس دا هئیکل اولایی و گونئیین شهر شورالاری حاقدا دانیشیر