Details

سرزنش قربانی از خشونت علیه زنان تا سرکوب فعالان حقوق ائتنیکی

واحید قاراباغلی

در سال ۲۰۱۱ یک افسر پلیس در تورنتوی کانادا در جریان یک سخنرانی در مورد ایمنی دانشگاه و حفاظت از خود به دانشجویان اسگود در دانشکده حقوق گفت، برای اینکه زنان از قربانی شدن جلوگیری کنند "باید از پوشش مانند یک زن فاحشه خودداری کنند". بعد از آن بود که کمپینی بزرگی باعنوان «راه‌پیمایی فاحشه‌ها» یا SlutWalk شکل گرفت. این زمان کمی برای دانشجویان گرفت تا خشم خود را در این مورد نشان داده و بر حق خود برای پوشیدن آنچه می خواهند بدون اینکه در یک طبقه بندی جنسی قرار گرفته شوند، تاکید کنند. آنها راهپیمایی هایی برگزار کردند. در خیابانها اعتراض کردند و آنچه که می خواستند پوشیده بودند. «راه‌پیمایی فاحشه‌ها» در اینترنت و سایت های شبکه های اجتماعی بطور گسترده انعکاس یافت و در سطح جهانی در خیابان های شهری بزرگ نیز راهپیمایی هایی برگزار شد.

«راه‌پیمایی فاحشه‌ها» این ایده که زنان مسئول تجاوز خود هستند را به چالش می کشید. آن ذهنیتی را به چالش می کشید که گویا زنانی هستند که برای تجاوز مناسب و زنانی هم هستند که قابل تجاوز نیستند. این درواقع خود زنان هستند که با انتخاب و رفتار خود سبب تجاوز خود می شوند؛ نه اینکه تجاوزگری وجود دارد بنام مرد.

در این نگاه سرزنش قربانی وقتی زنی مورد تجاوز قرار می گیرد، سئوال هایی مطرح می شود مانند شما کجا رفتید؟ چه لباسی پوشیده بودید؟ چه زمانی از شب بود؟

به راستی در این نگرش افکار عمومی، دولت، و رسانه های عمومی کجا تمرکز می کنند؟ هدف و فلسفه این نوع نگرش چیست؟

این گفتمانی است که زنان را مسئول تجاوز خود می داند. دیدگاهی ذات گرایانه می باشد که شکل و تصویری از "زن بد" می سازد که مناسب تجاوز هستند. زنانی که اقلیت جنسی هستند، زنانی که لباس های مد جدید می پوشند و در چهارچوب مدل سنتی آن "زن مناسب" نمی گنجند.

این دیگاه که تنها نوع خاصی از زنان مورد تجاوز قرار می گیرند یک دروغ بزرگ است، تجاوز و خشونت علیه زنان وجود دارد و این یک مشکل اجتماعی است. خشونت بر علیه زنان مهم نیست که چه لباسی پوشیده باشید وجود دارد، بخاطر اینکه این مسئله قدرت است. قدرتی نابرابر که زنان را در موقعیت تعارض قرار داده است. از اینرو بدون شخصی کردن موارد تجاوز، قرار دادن زنان در مقابل هم و سرزنش قربانیان باید با دیدگاهی انتقادی تجاوز برعلیه زنان را بعنوان یک مشکل اجتماعی مطرح کرد. در چهارچوب این نگاه انتقادی است که موضوع خشونت و تجاوز برعلیه زنان و رابطه آن با تبعیض های جنسیتی، موقعیت اقلیت آنها و بی عدالتی های موجود در ساختارهای اجتماعی و فرهنگ جنسی جامعه مورد بررسی خواهد گرفت. نه اینکه تمرکزها از این مسائل اصلی و اساسی دور شده و با تغییر گفتمان موضوع حول محور آن باشد که زنان چطور از لباس پوشیدن خاص و رفتن به مکان های پرهیز کنند تا اینکه قربانی تجاوز نشوند. این موضوع بدون پرداختن به مسئله واقعی و مشکل خشونت علیه زنان از آن چشم پوشی کرده و پیام این را می دهد که این زنان هستند که باید تغییر کنند نه ساختار اجتماعی! در این شرایط است که سیستم به حیات خود و گرفتن قربانی های دیگر ادامه می دهد.

حال با درسی که ما می توانیم از این کمپین گروههای فمینیستی در به چالش کشیدن سرزنش قربانی بگیریم می خواهم به موضوعی بپردازم که این روزها در شبکه های اجتماعی در میان فعالان مدنی ترک مورد بحث است. این بحث ها در پی آن شروع شده است که آقای اصغر زارع کهنمویی یادداشتی نوشته اند و در آن به تشریح این پرداخته اند که چگونه بطور "عقلانی" باید رفتار کرد تا دستگیر نشد ویا کمتر هزینه داد.

یادداشت ایشان در خصوص «کمپین کسب مجوز رسمی برای گرامیداست روز جهانی زبان مادری» که این روزها در جریان است، می نویسد:

" «کمپین کسب مجوز رسمی برای گرامیداست روز جهانی زبان مادری» یک مطالبه حداقلی و بسیار کوچک است. این کمپین، برخلاف پویش‌های دیگر، نه عنوانی دهن‌پرکن دارد، نه توهمی برای تغییر جهان است و نه سنگ بزرگ برای نزدن. این کمپین نه رویایی نشدنی و نه آرمانی وهم‌آلود و نه کنشی مساله‌آفرین؛ که مطالبه‌ای کوچک، مشخص و دقیق است نه کسی را می‌ترساند و نه باعث انگ‌زنی گروهک‌ها می‌شود."

در ادامه می نویسند:

"این اوج عقلانیت جوانان آذربایجان است که از همه کوچه‌های بن‌بست، راهی به برون باز می‌کنند. این بار به‌جای سخنان پرکن و ادعاهای ترساننده و رفتارهای دشمن‌شادکن و حرف‌های صدمن‌یک‌غاز.... رفته‌اند سراغ کاری که «می‌شود» کرد و بدون هزینه‌های گزاف و بدون ایجاد ترس در دل کسانی که در مصدر امور هستند و به دلایل زیاد کمتر به فعالان عرصه عمومی اعتماد می کنند، گامی به جلو نهاد و بدون اینکه گزک به دست گروهک‌های افراطی و کارشکنان داد، راهی برای برون‌رفت از بن‌بست باز کرد."

کهنمویی در بحث هایی که در خصوص یادداشت اشان شده می نویسد:

" می توانستیم به گونه ای فعالیت کنیم که کمتر دستگیر شویم. بارها گفته ام ما برای یک پفک هزار تومنی، نباید یک میلیون تومان خرج کنیم. صراحتا می گویم بسیاری از کسانی که از حرکت هویت خواهی سرخورده شده اند، کسانی هستند که در 17 یا 18 سالگی دستگیر شده اند. چرا باید جوری فعالیت کنیم که نوجوانان ما دستگیر شوند بدون اینکه از این هزینه بسیار سنگین، خروجی مثبتی بگیرند؟ نمی گویم بنشینیم و دست روی دست بگذاریم و نگاه کنیم نه، من می گویم به گونه ای فعالیت کنیم که هزینه کمتری داشته باشد و به گونه این حرکت کنیم که اسباب آزار و زیرآب زنی را فراهم نکنیم. بگونه ای فعالیت کنیم که گزک به دست دشمنان قسم خورده خود ندهیم."

"... تعریف عقلانیت و آرمان گرایی تخیلی دل بخواهی نیست هر یک تعریف و مصداق دارد. آیا باید به گونه ای فعالیت کنیم که کودکان 18 ساله دستگیر و شکنجه شوند؟ که چی بشود؟ ...."

"بخشی از فعالیت ها چنان ناپخته بود که باعث هار شدن آقایان شده است. من نمی توانم از حرکت های رادیکالی که بنام دفاع از آذربایجان می شود دفاع کنم (نمی گویم همه حرکت ها رادیکال بوده اند) نمی توانم بگویم همه کنش ها عقلانی بوده نمی توانم در اوج تجلیل آشکار از آنها اسطوره بسازم. بخشی از فعالیت ها متاسفانه هیجانی، غیرعقلانی و غیر منطقی است. اگر مصداق بخواهیم هرگز مصداق نخواهم آورد. "

فعالانی که برای موفقیت همین «کمپین کسب مجوز رسمی برای گرامیداست روز جهانی زبان مادری» تلاش می کنند احتمالاً می دانند و تجربه کرده اند که فعالیتی هر چند اندک برای احقاق حقوق انسانی حتی در چارچوب قوانین ایران می تواند به بازخواست، از دست دادن شغل، تهدید و زندان ختم شود و این کارزار مدنی را با علم به مخاطرات احتمالی آغاز کرده اند. هستند شهروندانی که در ته قلبشان آرزوی تحصیل فرزندانشان به زبان ترکی را دارند ولی به دلیل رواج همین فرهنگ ملامت قربانی در جامعه ما از امضای پتیشن هایی اینچنینی با خواسته های کاملاً قانونی اباء دارند. وگرنه چنین پتیشنی می توانست نه توسط هزار بلکه هزاران، دهها و صدها هزار نفر امضاء شود.

بنابراین می خواهم به بحث در مورد این مسائل بپردازم بدون اینکه وارد مباحثی دیگری شوم که آقای اصغر زارع کهنمویی به آنها اشاره کرده اند. آنچه که در این بحث ها و نوشته ها برای من بعنوان یک فعال حقوق ائتنیکی و حقوق بشر مهم است و می خواهم به آن پرداخته شود همان مسئله سرزنش قربانی است. آن گفتمانی که همان افسر کانادایی و آقای کهنموئی هر دو بکار می برند. یکی اینکه چطور باید پوشید، آرایش کرد که مورد تجاوز قرار نگرفت، و آن دیگری چطور باید فعالیت کرد که دستگیر نشد.

برای اینکه نشان دهم که مسئله زبان و سرکوب ها در ایران یک مشکل اجتماعی است و وجود سرکوب و خشونت علیه فعالان زبانی یک مسئله ای است که در روابط نابرابر قدرت صورت می گیرد و توجیه می شود، گروهی که محروم از قدرت ساختاری بوده و در معرض سیاستهای سیستماتیک سرکوب قرار دارند و خود این نابرابری قدرت و سیاستهای سرکوبگر است که قربانی می گیرد و باید مرکز بحث در این محور باشد، نه اینکه سرزنش قربانی بخاطر قربانی شدن اش. در اینجا به مسئله زبان و مبارزه در راستای حقوق زبانی از جنبه تجربه شخصی خود پرداخته و آنرا به کل مشکل موضوع زبانی در ایران ربط خواهم داد. این تجربه شخصی درواقع نادرستی سخنان آقای کهنمموئی را نیز نشان می دهد، که می فرمایند:

"...«می‌شود» کرد و بدون هزینه‌های گزاف و بدون ایجاد ترس در دل کسانی که در مصدر امور هستند و به دلایل زیاد کمتر به فعالان عرصه عمومی اعتماد می کنند، گامی به جلو نهاد".

در سال ۱۳۸۳ وقتی که شانزده سال ام بود کمپینی را در شهر اردبیل شروع کردیم که در مورد حقوق زبانی بود در آن موقع ما طوماری را خطاب به مرتضی حاجی وزیر آموزش و پرورش وقت در کابینهٔ سیدمحمدخاتمی تهیه کردیم. محتوای اصلی این نامه آن بود که با وجود این واقعیت که تقریبا بیش از نیمی از جمعیت ایران را گروههای ائتنیکی غیرفارس تشکیل می دهند، زبان فارسی تنها زبان تدریس و آموزش در مدارس ایران می باشد. بنابراین، ما دانش آموزان ترک از اردبیل خواهان یادگیری زبان خود در مدارس و آموزش به زبان مادری هستیم. همچنین نقل قولی را از اصل پانزده قانون اساسی ایران آورده بودیم، که به وضوح بیان می کند که همه زبانها در ایران برابر است. در عرض دو هفته، به همراه دوستان دیگر موفق به جمع آوری حدود ۳۰۰ امضا از دانش آموزان شده و طومار را به وزارت آموزش پرورش و چند روزنامه محلی دیگر ارسال کردیم. هفته بعد، مدیر مدرسه مرا به دفتر خود خواند و گفت که باعث مشکل سازی برای خود و مدرسه شده ام. مطلع شدم که مدیر مدرسه نامه ای از ارگان های امنیتی دریافت کرده است. برای هفته ها تقریبا هر روز به دفتر مدیر مدرسه فراخوانده می شدم و بعدها توسط حراست آموزش و پرورش و نیروهای امنیتی چندین بار برای تهیه طومار مورد بازجویی قرار گرفتم. آنها برای من از خطر پان ترکیسم و خطرات سوء این نوع فعالیت ها برای تمامیت ارضی ایران سخن می گفتند. آنها سعی کردند به زور مرا به نوشتن تعهدی وادار کنند که به آنها قول دهم که در آینده در دوران تحصیل ام هرگونه فعالیتی در مورد حقوق زبانی انجام نخواهم داد. به عنوان یک دانش آموز شانزده ساله، تلاش می کردم تا در مقابل فشار سنگینی که متحمل می شدم، مقاومت کنم. چرا که من تنها خواستار حقوق زبانی ام بوده ام، که در قانون اساسی کشور نیز بر آن تاکید شده بود.

داستان من ممکن است منحصر به فرد به نظر برسد، اما آنطور نیست اگر شما یک فعال حقوق ائتنیکی در ایران باشید و درگیر فعالیت هایی نظیر خواست حقوق فرهنگی و زبانی از جمله حق تحصیل به زبان مادری. من با آن تجربه ام درک کردم که هر تلاشی برای صحبت کردن از حقوق اقلیت ها به طور سیستماتیک توسط دولت با برچسب هایی چون "پان ترکیست" ویا "تجزیه طلب" سرکوب می شود، این یک مشکل اجتماعی است که در شکل گیری دولت-ملت ایران با رد و انکار موجودیت ائتنیک های غیرفارس شکل گرفته و بطور سیستماتیک ادامه دارد و قربانی می گیرد. وجود سیاستهای شوونیستی و آسیمیلاسیون دولت ایران در وهله اول و هرگونه مخالفت با آن است که سبب زندانی و شکنجه افراد می شود. سیاست های نژادپرستانه یک سیستم غیر دموکراتیک است که به طور سیستماتیک حقوق بشر و حقوق اقلیتهای ائتنیکی را نقض کرده و کسانی را که جرات انتقاد از این سیاست ها را به خود می دهند را سرکوب می کند. نه اینکه " فعالیت ناپخته "، "غیر عقلانه" و "دور از اعتدالی" که آقای اصغر زارع کهنمویی می فرمایند و با این ادبیات به سرزنش قربانی ای می پردازد که به اصطلاح "غیرعاقلانه" رفتار کرده و سبب دستگیرای اش شده است. همان رفتار به اصطلاح "غیرعقلانی" دستگیرشدگان بی شک در به چالش کشیدن یک سیستم ناعادلانه می باشد. سرزنش قربانی یک عمل غیراخلاقی می باشد. چرا که قربانی را بخاطر قربانی شدن اش سرزنش می کند. به عبارت دیگر مثل اینکه خود لایق قربانی شدن بوده ویا حق اش بوده است. این درواقع گفتمانی است که واقعیت را تحریف می کند و نه در راستای توقف بی عدالتی بلکه در راستای توجیه آن است. دیدگاههای آقای کهنمویی همان سرزنش قربانی بوده و قربانیان را بخاطر موضوع و نحوه اعتراضش مسئول سرکوب، شکنجه و زندان خود می داند. در این حالت نه تنها آن کسانی که آزادیهای مدنی و حقوق بشری افراد را نقض می کنند به چالش کشیده نمی شوند بلکه تمرکز از روی آنها برداشته شده و روی قربانی زوم می شود. این هم درونی سازی ظلم و ستم در حق خود بوده و اعمال ناقضان حقوق بشر را با چنین منطقی توجیه میکند که شما با رفتار "غیرعقلانی" اتان سبب سرکوب خود شده اید، وگرنه ما با شما که کاری نداشتیم.

این نوع نگاه ساختار اجتماعی، قدرت سیاسی، و نگاه امنیتی موجود در جامعه ایران را که در اصل منشا این سرکوبها هستند را به رسمیت نمی شناسد ویا نادیده می گیرد.

درواقع این درونی سازی ظلم و ستم به ترویج خودسانسوری و مکانیزمی برای کنترل منتج می شود و با این سرزنش قربانی، شرایط به حاشیه رانده شدن آنها و باز شدن دست سرکوبگر در سرکوب فراهم می شود.

به جای اینکه با به چالش کشیدن ناقضان حقوق بشر به سمت یک جامعه آزاد، برابر و کاهش سرکوبها حرکت کنیم با این نگاه، به کنترل شدید و اعمال سرکوب روی گروههای اقلیت کمک میکنیم. واقعیت اینست که قدرت اکثریت و ضعف اقلیت، ظلم و ستم و تبعیض وارده بر قربانی را توجیه می کند. گروهها هر چقدر که در موقعیت اقلیت قرار می گیرند بیشتر آسیب پذیرتر می شوند. آنها که محروم از زبانی برای سخن گفتن، زبانی برای ارزیابی وضعیت خود هستند، آنها که محروم از رسانه هستند، آنها که مسائل اشان دغدغه احزاب اصلی کشور نیست، آنها که اصلا" یک تشکل سیاسی برای خود ندارند، اساسا" در متن جریان اصلی حقوق بشری کشور نیستند و با وجود اینکه با بیشترین سرکوب ها روبرو می شوند، بدلیل اینکه در اقلیت بوده و بخش نامرئی جامعه ایران هستند به راحتی می توانند مورد سرکوب و سرزنش قرار بگیرند.


۱۶ فوريه ۲۰۱۵


http://www.youtube.com/watch?v=zPlXJNzBlys
http://www.youtube.com/watch?v=Vw2wUf9WvGI

 

2015-02-16 13:00:32

آخرین عناوین

تهاجم همه جانبه است بلنت اسین اوغلو- ترجمه علی قره جه لو

کلیشه‌ها و پیش‌داوریها نسبت به جنبش‌های ملی-مدنی: موانع دستيابى به يك پلوراليسم متوازن در ایران علیرضا قولونجو

رشته دانشگاهی زبان و ادبیات ترکی؛ مبهم و مخدوش دومان رادمهر

ابوبکر بغداديٍ فاجعه مونيخ یاشار گولشن

دوشونجه شیوه یه یؤنه لیک یوخسا یانلیش آنلاییشلار! یاشار گولشن

قوميتگرائي افراطي فارسي و مراسم کتاب‌سوزي ٢٦ آذر سال ١٣٢٥ در آزربايجان مئهران باهارلي

!STAND AGAINST RACISM

فتيله شبکه دو تلويزيون دولتي جمهوري اسلامي برنامه ای برای تباهی اذهان کودکان یاشار گولشن

نکاتی در مورد برنامه صفحه دو بی بی سی- نتایج انتخابات ترکیه علیرضا قولونجو

مصاحبه با غلامحسین ساعدی مصاحبه کننده، ضیاء صدقی-آوریل 1984

قدرالسهم به روایت اکبر اعلمی یاشار گولشن

به نام اویغورها! روزبه سعادتی

کلاشنیکف‌ها هرگز شکوفه نمی دهند علیرضا قولونجو

پایه‌های لرزان "بنیاد فرهنگ، ادب و هنر آذربایجان" محمدرضا هیئت

کارت قرمز بر علیه نژادپرستی سیستماتیک موجود بر علیه ترک ها در ایران اومود مهدیان

دفتري به عنوان فرهنگ استان آذربايجان بجای فرهنگستان زبان ترکی! یاشار گولشن

زبان ترکی بعنوان یکی از زبانهای رسمی مجلس نمایندگان شورای اروپا تعیین شد

تدارک برای گردن زنی ناصر مرقاتی

اعتراض زنان ترک به حضور حسن روحانی با مچ بندهای سرخ، علامت بوزقورد و نشان پیروزی

ماهی سیاه کوچولوی صمد بهرنگی در لیست ده کتاب برتر متتقد روزنامه گاردین

شرایطی که توافق لوزان را تحمیل کرد یونس شاملی

حمله عوامل حکومت ايران به ترک های هوادار تیم والیبال اورمیه در تهران

هجوم مامورين انتظامي به عرب هاي اهواز

در آسيب شناسى حركت ملى آذربايجان - بخش ١ و ٢ معصومه قربانى

دولت روحانی با موضع گيري هاي يونسي بدنبال چه هدفي است؟ یاشار گولشن

قضیۀ سلماس، حکیم توس و اساتید سعید یوسف

keçen Qonular

تورک! سن سؤمورگه‌دن/ایستیعماردان قورتولماق اوچون نه ائدیرسن؟ علیرضا قولونجو

سولئیمان‌اوغلو ایله سؤیله‌شی آنلام درگیسی، ایکینجی سایی، شوبات 2017

نه ائتمه مه لی ییک! ؟ دومان رادمهر

آخساق قایدالار ایواز طاها

بیزیم عزیز نسین س. حاتملوی

گونئیده 300 تورک فعال اویغورلارا دستک بیاناتی ایمضالاییب

تورکمن گمیچی گونئیلی فعاللاری 13 ایل حبسه محکوم ائدن حؤکمدەکی تضادلار حاقدا دانیشیر

کریم عسگری: گونئی تشکیلاتلاری تورکیەده HDP-نین فعالییتینی اؤرنک آلا بیلر

ماحمودعلی چؤهرەقانلی: تبریزدەکی گئدیشات نورمال دئییل

ستار سایین قالا: او دؤنم چوخ اؤزل بیر دؤنم ایدی

اکبر ابولزاده: تراختور قهرمان اولسایدی، ایراندا یاشایان تورکلر اؤزونە-اینام قازاناردی

آل بو سنه قير ميزى اسماعیل جمیلی

ایرانلی آیدینلارین ائتنیک حاقلارینا یؤنه‌لیک یاخلاشیمی ده‌ییشمکده‌دیر می؟ یوردنئت'ین توغرول آتابای ایله سؤیله‌شیسی

محمد رضا لوایی: گونئیلیلر اوچون مای حادیثەلری بیر باشلانغیج نؤقطەسیدیر

مهسا مئهدیلی: اؤیرنجی قادینلار مای قییامیندا بؤیوک رول اوینادیلار

یاشاسین یاشاسین قهرمان تبریز اسماعیل جمیلی

ائلچین حاتمی: اقتصادی وضعییت خوصوصیله قئیری-فارس بؤلگەلرده چوخ آغیردیر

İranlı aydınların etnik haqlarına yönəlik yaxlaşımı dəyişir mi? (Toğrul Atabay ilə söyləşi)

علیرضا اردبیلی: ایرانداکی ایرقچیلیک عربلر و تورکلری بیر-بیرینه یاخینلاشدیریب

یاشار اسدی ایراندا میتینق کئچیرن اون مینلرله موعلیمین طلبلری حاقدا دانیشیر

یاشار حیدری آوروپادا یاشایان گونئیلی موهاجیرلرین دوروموندان دانیشیر

دومان رادمئهر: ایراندا آنتی-عرب احوال-روحییەسی حؤکومتین بؤلگەده یوروتدویو سییاسته خیدمت ائدیر

اوغوز تورک ایران-قرب راضیلاشماسی، سانکسییالار و اونلارین قئیری-فارس آزلیقلارا تاثیری حاقدا دانیشیر

حمید منافی: علیرضا فرشی ائوین زیندانیندادیر، وکیلی ایله گؤروشه بیلمیر

محمد احمدیزاده: صفویلر دؤنەمی موسیقی تاریخیمیزین قیریلما نؤقطەسیدیر

نه‌کی‌وارین هر گونو بایرام اولسون! وکتور جئری

31-03-2015 ایران-ایسوئچ اویونوندان بیر راپورت

محمد رضا هیئت: تورکجەنی یوخ ائتمەیه چالیشان سیستئم تورک دیل قورومو آچدیرماز

اوختای آلپ تورک: نه ”پئرشین” نه ده ”ایرانیان” - بو آدلار بیزی تمثیل ائتمیر

یونس شاملی سلماس دا هئیکل اولایی و گونئیین شهر شورالاری حاقدا دانیشیر