Details

پروسه تغییر "زبان ترکی" به "زبان آزربایجانی" یا "آزربایجانجا" - بخش اول تا ششم

اومود اورمولو

بخش  اول

به سبب بسیاری از مسائل خارج از بحث در مورد پروسه تغییر "زبان ترکی" به "زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی" منابع تحقیقی موثق و بی‌طرفی در آزربایجان جنوبی و ایران قابل دسترس برای عموم نمی‌شود و این خود سبب آشفتگی در نسل جوانی که آگاه به زبان مادری خود نمی‌باشد گشته است. انسانها فارغ از محقق و یا نویسنده بودنشان در صورت دانستن زبان مادریمان ترکی الخصوص با الفبای لاتین و یا حتی زبان انگلیسی به راحتی با کمی جستجو در همین فضای مجازی می توانند به منابع متعددی با نگرشهای مختلف در این زمینه دست یابند و از اهم موضوع خبردار گردند ولی متاسفانه به علت عدم آموزش زبان مادریمان ترکی و عدم رسمیتش در ایران بسیاری از انسانهائی که دارای هویت ائتنیکی ترک و زبان مادری ترکی می باشند قادر به کاربرد زبان ترکی به هیچ الفبائی نمی باشند و این مسئله مسئولیت شگرفی را بر دوش نویسنده‌گان، محققین، شاعران و .. ترک در مورد تولید محتوا در اکثر زمینه‌ها گذارده است.‌

راقم این سطور به عنوان جزئی کوچکی از جامعه ترک در این سلسله مقامات به روند تغییر زبان ترکی به "زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی" در پروسه تاریخی – سیاسی به اندازه وسعت علمی و منابع اینترنتی قابل دسترس خواهم پرداخت، تا بلکه گامی شود برای جوانان ترک و دیگر انسانهائی که خواهان مانائی زبان مادریمان ترکی‌اند.

بدون تردید مفهوم و واژه‌های"زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی" برای اولین بار در آزربایجان شمالی بکار گرفته شده و ورود این مفاهیم به آزربایجان جنوبی بیشتر ناشی از شرایط سیاسی زمان و گروههای متاثر از گفتمان آزربایجان شمالی بوده، بدین سبب می باید برای بررسی شکل گیری این مفاهیم به اوضاع تاریخی و سیاسی آزربایجان شمالی بنگریم. برای بسیاری از جوانان آزربایجان شمالی علت تغییر زبان ترکی به زبان آزربایجان در سال 1937 هنوز نیز در هاله‌ای از ابهام واقع شده که برای بررسی شکل گیری مفاهیم یاد شده 3 فاکتور مهم می باید مورد نقد و بررسی واقع گردد:

1- حوادث سیاسی – ایدئولوژیکی که حول مسئله زبان ترکی و پیدایش مفاهیم "زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی" به سال 1936 – 1920 اتفاق افتاده است.

2- شرایط شکل‌گیری مفاهیم "زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی" به درخواست مردم یا به اصرار دولتمردان اتحاد جماهیر شوری به سال 1991 – 1937.

3- آیا اینکه مفاهیم "زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی" منعکس کننده زبان ملی اکثریت قریب به اتقاق شهروندان آزربایجان شمالی می باشد یا نه(1991 - 2013).

در اولین جمهوری آزربایجان به سال 1920 – 1918 مسئله زبان ملی با برگزیدن نام "زبان ترکی" برای بیان زبان اکثریت شهروندان آزربایجان مواجه می باشیم، در آن زمان تئوریسین‌های جمهوری آزربایجان برای مقابله با ترمینولوژیهائی به مانند "تاتار" که از سوی دولتمردان اتحاد جماهیر شوری و مفهوم "آذری" که از سوی گروههای پان ایرانیست ساخته شده بود به سبب مبارزه با استعمار زبانی هر یک از این دو گروه نام زبان رسمی دولت آزربایجان شمالی را "زبان ترکی" نهادند، بدین صورت در عصر XX در بین دنیای ترک آزربایجان شمالی اولین جمهوری ترکی می باشد که موقعیت زبان ترکی را به زبان رسمی و دولتی ارتقاء داده است.

در دوره اتحاد جماهیر شوری مسئله نام زبان ملی متفاوت از دوره جمهوریت بوده و به عنوان نقطه رودرروئی دو ایدئولوژی واقع شده، در زمان اتحاد جماهیر شوروی مسئله زبان ملی آزربایجان از دو دیدگاه زیر مورد بررسی واقع شده است:

1- شکل‌گیری و به نوعی پروسه ملی شوندگی زبان ترکی و عاری سازی زبان مذکور از لغات و اصطلاحات بیگانه به سالهای 1920 – 1936

2- تغییر نام زبان ترکی به "زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی"  و ارتقاء این زبان به عنوان زبان دولتی به سالهای 1937 – 1991

در مرحله اول بی‌اعتنائی به ذات مسئله زبان ملی و زبان ترکی از سوی ایدئولوگ‌های اتحاد جماهیر شوروی قابل لمس می باشد، برای مثال طبق بیانیه‌ای که در 31 جولای 1923 منتشر شده به اکثر کمیساریایها دستور داده می شود که برای برقراری ارتباط بیشتر با توده‌ها در فعالیتهای روزانه زبان ملی توده‌ها بکار بسته شود و در عین حال به عنوان وظیفه اجرائی نیز از کاربرد زبان ترکی در ادارات نیز سخن به میان آورده می شود. در کنار این مورد دولتمردان اتحاد جماهیر شوروی کاربرد زبان ترکی را در کلیه مدارس اجباری نموده و در آموزشکده‌ها نیز زبان ترکی را به عنوان زبان آموزشی اختیاری اعلام می کنند تنها یادآور شویم که در دو کمیساریای USSR و جمهوری‌های قفقاز (TSFSR) کاربرد زبان روسی اجباری بوده است.     

بر اساس نظرات مولفین اتحاد جماهیر شوروی در مورد عاری سازی لغات بیگانه از زبان ترکی 3 تفکر عمده به سال های 1920 – 1936 قابل مشاهده می باشد.

1- اولین گروه به کاربرد بیشتر لغات ترکی قدیمی و ایجاد اصطلاحات جدید ترکی اصرار می ورزیده‌اند که این گروه جزء ملی گرایان ترک محسوب می شوند.

2-  دومین گروه خواستار بهره مندی زبان ترکی از لغات اروپائی به واسطه زبان روسی بوده‌اند، به نظر این گروه این شیوه به اعتلای بیشتر زبان ترکی کمک می نموده است. به نظر آنان می بایست لغات اروپائی با در نظر گرفتن ساختار زبان روسی وارد زبان ترکی می شدند، بیشتر این طیف از طرفداران یا سمپاتی‌های بلوشویک بوده‌اند و به زعم خود در پی بین‌المللی تر شدن زبان ترکی بوده‌اند، گفتمانی که امروزه نیز از سوی گروهی از نویسنده‌گاه سالخورده آزربایجان شمالی بر آن اصرار ورزیده می‌گردد.

3- گروه سوم نیز خواستار تداوم کاربرد لغات زبان‌های خارجی فارسی و عربی در زبان ترکی بوده و در صورت نیاز به ایجاد اصطلاحات جدید ترکی می بایست کلمات جدید بر اساس ساختار زبان‌های عربی و فارسی واژه‌سازی گردند، گروه سوم نیز جزء طرفداران اسلام گرائی در آزربایجان بوده‌ و می‌باشند.

بخش دوم

بر اساس منابع و شواهد موجود گفتمان غالب در مورد زبان ترکی مابین دو گروه اول و دوم صورت پذیرفته، در دوره‌های اول گروه‌های بین المللیزه کردن زبان ترکی و گروه ملی گرایان ترک هر دو روند نسبتاً مشابهی را در مورد زبان ترکی در پیش گرفته‌اند و در پروسه زمانی مشخصی به علت تاثیرات مرکز بر پیرامون گروه غالب طیف بین المللیزه کردن زبان ترکی بوده و ملی گرایان ترک به حاشیه رانده شده‌اند.

از طرفداران بازگشت زبان ترکی به ساختار اصلی خود و کاربرد روزافزون لغات کلاسیک زبان ترکی می توان به ب.چوبان زاده، ف.آغازاده، ح.زینالی، ج.جبارلی، و.خلوفلو و .. اشاره نمود، اعضای این گروه به پیوند هر چه بیشتر زبان ترکی با زبان خلق تاکید داشته‌اند و به نظر اینان می بایست اکثر لغات بیگانه زبان‌های عربی و فارسی از زبان ترکی طرد شده و به جای این کلمات بیگانه از لغات قدیمی موجود در آثار کلاسیک زبان ترکی بهره‌مند گردد در صورت نیاز نیز خواستار کلمه‌سازی جدیدی بر مبنای ساختار زبان ترکی بوده‌اند. در اولین سمینار ترکولوژی که به سال 1926 در باکو برگزار گردیده بسیاری از ناشرین وقت و روزنامه نگاران از این گروه حمایت نموده بودند.

در همین دوره بسیاری از ملی گرایان ترک که خواستار کاربرد لغات قدیمی زبان ترکی و ایجاد کلمات جدید ترکی بر اساس ساختار زبان ترکی بوده‌اند نیز برای اثبات حقانیت ادعاهای خود مقالات و کتب متعددی را نیز نگاشته‌اند، در بسیاری از این مقالات نویسندگان سعی در اثبات تاریخچه زبان ترکی و پیوند این زبان با زبان ترکی قدیمی بوده است. برای مثال از شناخته‌شده‌‌ترین زبان شناسان این دوره می‌توان از بکیر چوبانزاده نام برد که وی کوشیده ریشه زبان ترکی را با وجود آثار سنگ نوشته‌های اورخون و یئنی سی یا کتاب‌های ارزشمند قوتادغو بیگ و دیوان لغات ترک تثبیت نماید. بر اساس نظریات وی زبان ترکی آزربایجانی در عصر XI از زبان و لهجه‌های قبچاق – اوغوز ببار آمده و بسیار بیشتر از زبان ترکی آناطولی تحت تاثیر شاخه ترکی شمال و شرق بوده، او در مقالات خود می نویسد که برای استانداردیزه کردن زبان ملی ترکی به سال 1920 الی 1930 سه جریان عمده وجود داشته است:

1- گروهی که زبان خلق را ارجح شمرده و اهمیت بسزائی برای آن قائل می شده‌اند مانند مجله ملانصرالدین و ...

2- گروه دومی که به زبان ادبی ترکی استانبولی اهمیت قائل می شده‌اند مانند حسین جاوید و ...

3- گروه سومی که با در نظر گرفتن زبان خلق و زبان ترکی کلاسیک سعی در اتخاذ شیوه‌ای میانه‌رو مابین دو گروه یاد شده را در پیش گرفته‌اند.

بر اساس نظریات دو گروه اول و دوم زبان ادبی در آزربایجان قادر به شکل گیری نبوده، به باور این گروه‌ها زبان خلق را نمی توان به سیستم زبان ادبی وارد ساخت و از دیگر سو به نظر آنان ترکی استانبولی نیز به قدر کفایت نمی توانسته جزئیات و ویژگهای زبان ترکی آزربایجانی را بیان و ایفا کند. بر این اساس تفکر غالب برای استفاده از لغات کلاسیک زبان ترکی و زنده نگه داشتن زبان خلق که گروهی میانه رو بوده‌اند صورت گرفته است.

در این دوره فرهاد آغازاده نیز به مانند بکیر چوبانزاده تصور می کرده که در زبان ترکی لغات و اصطلاحات بی شمار بیگانه‌ای وجود دارد که نمی توان تمامی این لغات را ترکی سازی نمود برای این کار وی استفاده و ترویج لغات قدیمی زبان ترکی را پیشنهاد می کند و در عین حال در صورت عدم وجود لغات مترادف در زبان ترکی قدیم به نظر وی می توان از لغات زبان‌ها و لهجه های زیر گروههای ترکی همچون جغتائی، آلتائی و .. بهره‌مند گردید. وی در مقالات خود می نویسد که "هزاران سال می باشد که لغات قدیمی ترکی طرد شده و به نوعی بیگانه شمرده شده‌اند خود این امر سبب فقر زبان ترکی گشته است". آغازاده در جائی دیگری از مقالاتش چنین می نویسد: در صورتیکه زبانی دارای متکلمین میلیونی باشد آیا می توان از مرگ زبان مذکور سخن گفت؟ طبیعتاً نه! می باید زبان ترکی را که امروز فقیر شده با استفاده از غنای لغات قدیمی ترکی بازسازی و جان دهی دوباره نمود.

از دیگر زبانشناسان این دوره حنیف زینالی در مقالاتش می نویسد: بسیاری از زبان شناسان زبان ترکی آزربایجانی را از گروه زبانی ترکی شاخه جنوبی می شمارند ولی به نظرم با تحقیقاتی که شاید در آینده روبرو شویم صحت این نظریه به زیر سوال برود، به نظرم زبان ترکی آزربایجانی پل ارتباطی تمامی لهجه های ترکی می باشد. به نظر وی زبان ترکی در دوره‌های متعددی با بی مهری گسترده‌ای از سوی ترک زبانان مواجه گردیده و حتی در مواقعی کار به جائی رسیده که بسیاری از انسانها علارغم داشتن زبان ترکی، زبان مادری خود را به سخره گرفته‌ و عمر خویش را جهت طرد زبان مادری خود و گرویدن به زبان بیگانه‌ی دیگر سپری نموده‌اند.

در حیطه استانداردیزه کردن زبان ترکی بر اساس معیارها و ساختار زبان ترکی همچنین کاربرد لغات کلاسیک ترکی به سال 1930 دو اثر از سوی انستیتوی علمی و تحقیقاتی دولت آزربایجان به نام "آزربایجان تۆرک خالق شیوه‌لری لۆغتی" منتشر می گردد. اثر مذکور از سوی بکیر چوبانزاده، و.خلوفلو، ا.حق وئردیو و ن.ای.آشمیران تهیه و تدوین شده بود. محققین یاد شده در اثر خویش می‌نویسند که زبان ترکی آزربایجانی بسیار کهنتراز زبان ترکی عثمانی بوده و در اثر گرانبهای محمود کاشغری که در عصر XI نگاشته شده بسیاری از ویژگهای زبان ترکی آزربایجانی مطابق با خصوصیات زبانی بکار برده شده در اثر یاد شده می باشد ولی در عین حال ریشه هر دو زبان ترکی عثمانی و ترکی آزربایجان یکی بوده و تنها در قرون 15 و 16 زبان ادبی عثمانی با زبان ادبی ترکی آزربایجانی متمایز شده است. پس از این زبان ترکی آزربایجانی تحت تاثیر شدید زبان‌های عربی، فارسی، روسی، اسلاو و ... بوده است. به نظر این نویسنده‌گان می باید برای استانداردیزه کردن زبان ترکی و عاری سازی آن از لغات بیگانه کوشید و در عین حال ایجاد پل ارتباطی مابین اقتصاد و صنایع با زبان ترکی را پیشنهاد می کنند. به نظر آنان ویژگی‌ها و ساختار زبان ترکی کلاسیک قابلیت مبدل شدن به زبان ادبی نوشتاری را دارد. اثر مذکور تاثیر مهمی در ملی گرائی زبان ترکی داشته و بدین سبب پس از دو بار نشر دولتمردان اتحاد جماهیر شوروی اجازه نشر اثر را نمی دهند.

بخش سوم

در این دوره به علت وجود ملی گرائی ترک به بسیاری از شاعران، نویسندگان، متفکرین و ... که سمپاتی نسبت به بلوشویک‌ها داشته‌اند بسیار اهمیت داده شده است، از این طیف می توان به اشخاصی همچون س.م. افندی یو، ج.محمد قلی زاد، ه.ک. سانیلی، قانتمیر، ر.رضا، صمد وورغون و .. اشاره نمود. در آثار نویسندگان و شاعران یاد شده به خوبی می‌توان اروپائی شوندگی زبان ترکی بر اساس ساختار زبان روسی را مشاهده نمود؛  بسیاری از این اشخاص برای مقابله با نظریات زبانی ملی گرایان ترک که مبتنی بر استفاده از لغات قدیمی ترکی و ایجاد لغات جدید بر اساس ساختار زبان ترکی بودند اینان مدافع ویژگی‌های زبانی تفکر گروه "ملانصرالدین"ی بوده‌اند. مهمترین دلیل این گروه برای تمایل به "ملانصرالدین"چی‌ها مسائل قبل از اشغال 27 آوریل می باشد که در آن دوره نیز "ملانصرالدین"چی‌ها به وفور کاربرد زبان اروپائی را از طریق فرم روسی ترویج می نمودند، برای "ملانصرالدین"چی‌ها هدف نه ایجاد زبان ترکی مشترک بلکه کاربرد و ترویج زبانی مبتنی بر ویژگی‌های زبان روسی که دارای لغات متعدد اروپائی باشد مد نظر بود.

البته این مسئله در حالی صورت پذیرفته که جلیل محمد قلی زاده یکی از مهمترین سیماهای مجله ملانصرالدین به سال 1920 – 1930 مقصد خود را از کاربرد زبان خاص در مجله نه ایجاد زبان ادبی بلکه زبان عمومی و عوام گونه‌ای که قابل فهم برای تمامی انسانها باشد بیان می کند، وی در جائی می‌نویسد: هدف ملانصرالدین نه احیاء زبان ادبی بلکه رساندن پیام‌مان به انسانها می باشد، فکر می کنم در مجله نیز تا حدودی به هدفمان رسیده‌ایم که شعار ما نه ایجاد زبان ادبی بلکه بیان مسائل و مشکلات جماعت به زبان ساده و قابل فهم بوده است. در این دوره سلطان مجید افندیو زبان ترکی را زبانی پر از لغات بیگانه فارسی و عربی شمرده و درعین حال از عدم کاربرد شیوه ترکی استانبولی سخن می گوید به نظر وی مهمترین عملی که می توان برای زبان ترکی انجام داد بازگشت به لغات قدیمی زبان ترکی می باشد، وی در جائی از سخنانش چنین می گوید: ما باید به گونه‌ای باشیم که آنگونه که می گوئیم بنویسیم و آنگونه که می نویسیم نیز بخوانیم. حتی وی در آن دوره نقدهائی نیز بر صمد وورغون به دلیل تفکرات وی در مورد زبان ترکی داشته است.

در این پروسه می توان دو نوع تفکر از مفهوم ملی شوندگی زبان ترکی را مشاهده نمود، گروهی که منظورشان از ملی شوندگی زبان ترکی اساس زبان گفتاری مردم کوچه و بازار ترک بوده و گروه دومی که منظورشان از ملی شوندگی تغییر ماهیت زبان ترکی به زبانی مرکب بر پایه ساختار زبان روسی و وجود متعدد کلمات بی‌شمار زبانهای اروپائی بوده است. با توجه به حوادث سالهای 1930 تا 1940 به خوبی می توان دید که زبان ترکی در مرحله اول از تاثیرات زبان‌های فارسی و عربی خود را رها ساخته و در مرحله دوم به شدت تحت تاثیر زبان روسی و کلمات اروپائی که بر اساس ساختار زبان روسی وارد زبان ترکی می شده‌اند قرار می گیرد، در حالیکه گروهی از روشنفکران و نویسندگان ترک بیرق ملانصرالدین را برای پیشبرد زبان ترکی علم کرده بودند و کاربرد شیوه ترکی استانبولی را به باد نقد می گرفتند در عین حال در مواجه با روسیزه کردن زبان ترکی و کاربرد افراطی لغات اروپائی سکوت می نمودند. در عین حال انسانهائی که نسبت به ترکی عثمانی سمپاتی داشتند بدون تردید زیانی به زبان ترکی وارد نمی ساختند ولی در عوض سمپاتی‌های روس‌ها سبب تغییر ماهیت زبان ترکی به زبانی بیمار گردیدند.

همانطور که دیده می شود تا سال 1937 زمانیکه مفاهیم زبان ترکی، ملت ترک و ..از قانون اساسی جمهوری سوسیالیستی آزربایجان شوروی لغو می گردد بسیاری از فعالین ملی گرا و حتی بعضی از سمپاتی‌های بلوشویک با کاربرد لغات بیگانه فارسی و عربی در زبان ترکی مخالفت می کنند ولی در عین حال طرفداران بین المللیزه کردن زبان ترکی در پروسه اول گرچه با هدف ملی شوندگی زبان ترکی بر اساس زبان کوچه بازاری قدمی برداشته‌اند ولی پس از نیمه‌های اول سالهای 1930 دقیقاً در مکانی عکس قرار گرفته و اینبار خواستار کاربرد لغات اروپائی با ساختار زبان روسی در زبان ترکی بوده‌اند.

در پروسه تاریخی که با کشتار صدها روشنفکر ترک همراه بود متاسفانه طرفداران روسیزه کردن زبان ترکی گوی سبقت را از ملی گرایان ترک می ربایند و از آن پس به وفور با کاربرد لغات اروپائی بر پایه ساختار زبان روسی مواجهیم. این پروسه و خیانت تاریخی به ملت ترک و زبان ترکی سبب بی‌مهری بزرگ نسبت به زبان ترکی می گردد و ضربه جبران ناپذیری به 30 الی 35 سالی که زبان ترکی در پی بازگشت به خویش تن خویش بوده وارد می سازد در عین حال زبان برادر بزرگتر یعنی روس‌ها چه در الفبا و چه در لغات به سمت زبان ترکی سرازیر می گردد. میرزا بالا محمدزاده در اوایل سال 1930 می‌نویسد که ایدئولوگ‌های اتحاد جماهیر شوروی به سبب پیشبرد سیاست‌های زبانی بر پایه زبان و فرهنگ روس سبب ظهور زبانی به نام "بین‌المللی " مشتمل بر نیمه روس و نیمه ترک می گردند. این پروسه جزء اولین قدم‌های تغییر ماهیت زبان ترکی به مفاهیم "زبان آزربایجانی"، "آزربایجانجا" و یا "آزربایجان دیلی" می باشد.

بخش چهارم

برای تغییر ماهیت زبان ترکی و ایجاد زبانی روسیزه شده ایدئولوگ‌های روس نه تنها نیاز به دست بردن به ساختار زبان ترکی و سیاست روسیزه کردن آن را مد نظر داشتند بلکه می‌باید نام زبان ترکی نیز در این راستا دچار تغییراتی می شد، در عین حال نیز موقعیت حقوقی زبان نیز می بایست دچار دگرگونی‌هائی می‌گردید. به همین سبب در تغییر قانون اساسی به سال 1936 در همین راستا دگرگونی‌هائی صورت پذیرفت و نکته قابل تامل اینکه در قانون اساسی جدید جمهوری سوسیالیستی شوروی در مورد زبان ملی و دولتی آزربایجان کوچکترین ماده‌ای گنجانده نشده و تنها به ذکر این نکته اکتفا نموده شد که می باید کلیه قوانین جمهوری سوسیالیستی آزربایجان به زبان‌های آزربایجان، روس و ارمنی منتشر گردد. این اولین قدم ایدئولوگ‌های روس برای ترکی‌زدائی و کتمان هویت ائتنیکی – زبانی ترک در اتحاد جمهوری شوروی بود، در این اثنا ایدئولوگ‌های روس خواستار عدم شکل گیری دولتی بر پایه هویت ائتنیکی – زبانی ترکی و افزایش شعور ملی ترک بودند و حتی به صورت مستقیم و بعضاً غیرمستقیم خواستار عدم استفاده و کاربرد نام "ترک" و "زبان ترکی" گردیده‌اند.

در 14 مارس 1937 به سبب 14مین گردهمائی سوسیالیستی آزربایجان شوروی 2 ماده جدید در مورد زبان دولتی و پرچم جمهوری افزوده شد. در 151مین ماده اضافه شده به قانون اساسی در مورد زبان ملی چنین نوشته شد:

زبان دولتی جمهوری سوسیالیستی آزربایجان شوروی "زبان آزربایجانی" می باشد و در عین حال تمامی گروه‌های ائتنیکی و زبانی موجود در مرزهای جمهوری سوسیالیستی آزربایجان می توانند برای حفظ مدنیت و زبان خود از زیرساخت‌های حقوقی لازم برخوردار گردند.

در این روند برای اولین بار مفهوم "زبان آزربایجانی" موقعیتی سیاسی و قانونی می یابد در عین حال ایدئولوگ‌های روس با این قدم سبب زدون نام و مفهوم "زبان ترکی" از خاطر ترکان و ایجاد زبان جدیدی به نام "زبان آزربایجانی" را پایه‌ریزی می کنند. بدون کوچکترین تردیدی ایدئولوگ‌های روس برای به استعمار و استثمار کشیدن ترکان دست به ایجاد زبان جدید آزربایجانی و جایگزین نمودن آن بجای زبان ترکی نموده‌اند، برای تداوم استعمار جامعه ترک و مشروعیت بخشیدن به زبان و هویت جدید آزربایجانی نیز هر از چند گاهی از شاعران، نویسندگان، روشنفکران و ... دارای هویت ائتنیکی ترک‌ستیز نیز نهایت بهره را برده‌اند.

ایدئولوگ‌های روس برای قبول زبان جدید آزربایجانی از سوی مردم ترک نیاز به فراهم نمودن زیرساخت‌های علمی و زبان‌شناسانه جدید نیز داشتند و بعضی از زبان‌شناسانی به مانند ا.م.دمیرچی‌زاده که سمپاتی نسبت به فرهنگ و زبان روس داشت برای اولین بار اثری به نام "آزربایجان ادبی دیل تاریخی خلاصله‌ری" را به سال 1938 نگاشت. در این اثر ریشه شناسی زبان ترکی بر مبنای سنگ نبشته‌های اورخون و یئنی‌سی تماماً خیالات گروه‌های پان ترکیست و تورکولوگ‌ها معرفی شده و سعی در ایجاد تاریخی برای زبان جدید آزربایجانی مبتنی بر زیر گروه و داشتن پیوند زبانی با زبان تاتار نمود، در این اثر پروسه ایجاد زبان آزربایجانی به صورت مستقل از دیگر زبان‌های ترکی مورد بررسی واقع گردید. وی در این اثر نیز به زعم خود نقدی بر نظریه‌های زبانی ف.آغازده، ب.چوبانزاده و ... می پردازد و با عدم رد این نظریات وی از دو گونه زبان در آزربایجان یاد می کند گونه‌ای که در عصر XI ایجاد شده و طی پروسه زمانی با ظهور و نابودی فرهنگ‌ها و زبان‌های ایغور و اورخون تماماً از بین رفته و زبان ترکی نابود گردیده است و گونه دوم نیز زبان آزربایجانی جدید می باشد را خاطرنشان می‌کند.

دمیرچی‌زاده برای ریشه‌تراشی کاملاً متفاوت برای زبان جدید آزربایجانی و مسقل از زبان ترکی ادعا می کند که زبان‌ها از ریشه‌ای بسیار متفاوت از هم می باشند و برخلاف نظریان پان ترکیست‌ها زبان ترکی نه از زبان مادر واحدی شکل گرفته بلکه زبان‌ها(الخصوص زبان ترکی) از شاخه‌های مختلفی به سمت ایجاد زبان واحدی در حرکت بوده‌اند. او در جائی می نویسد که اساس نظریات پان ترکیسم بر اساس زبان واحد مادر می باشد که عملاً این نیز نمی تواند صحیح باشد. او می نویسد که زبان آزربایجانی متفاوت از ریشه زبان عثمانی بوده و روند کاملاً متفاوتی را طی کرده است و زبانی کاملاً متفاوت می باشد. دمیرچی زاده با آوردن نظریات متعددی از لنین، مارکس – انگلس، استالین سعی در ریشه‌تراشی برای زبان جدید آزربایجانی را در پیش می‌گیرد و ادعا می کند که زبان جدیدی آزربایجانی متمایز از زبان ترکی بوده و در عصر 13 با پیوند زبان فارسی و عربی و زبانی محلی شکل گرفته است؛ البته وی نامی از زبان محلی و ویژگی‌هایش را بر زبان نمی آورد.

بر اساس سیاست‌های مستمعره سازی و سلطه طلبی روسی بود که کلمات ترکی به مانند سایاق، قولای، وارماق، دیشاری، کؤی، اکمک، یابانجی و ... که به وفور در مطبوعات سال‌های 1920 تا 1940 کاربرد داشت در سال‌های 1940 تا 1960 به عنوان کلمات بیگانه ترکی معرفی نموده شد حتی سیاست مستمعره سازی زبانی – فرهنگی در سال‌های 1950 تا 1953 به جائی رسیده بود که زبان‌شناسان داخلی سمپاتی روس و نویسندگان روس سخن از بایدی ترجمه کتاب "دده قورقود" و عدم وابستگی معنوی این کتاب با ترکان آزربایجان را به میان آورده بودند به نظر آنان کتاب دده قورقود به زبان ترکی نوشته شده و جزء عایدات معنوی ترک‌ها بوده است و کوچکترین ارتباطی با زبان آزربایجانی ندارد

بسیاری از زبان‌شناسان و محققین وقت ترک‌ستیز نیز برای زبان جدید آزربایجانی و تمایز هر چه بیشترش با زبان ترکی دست به تحریر کتب و مقالات متعددی نموده بودند که از جمله اشخاص یاد شده می‌توان به و.آسلان اوف اشاره کرد وی در کتابی می نویسد که: وجود لغات ترکی در زبان‌های آزربایجانی و زبان ترکی ناشی از ارتباط مابین این دو زبان طی پروسه‌های زمانی می‌باشد و به سبب توسعه و گسترش زبان آزربایجانی لغات دیگر مشابهی وارد زبان آزربایجانی شده بود در حالیکه همان لغات در زبان ترکی باقی مانده است. وی در سال 1937 مسئله وجود زبان ترکی در آزربایجان و ارتباط با زبان ترکی عثمانی را به زیر سوال می برد و با پیش برد نظریه‌های متعددی سعی در اثبات تمایز مابین زبان ترکی و زبان آزربایجانی از بعد ریشه ، گرامر ، لغات، ساختار و ...نموده اقدام به نشر آثار متعددی می کند که در اکثر آثارش از وجود دو زبان ترکی و زبان آزربایجانی متمایز از هم به وفور یاد می‌کند.

بخش پنجم

در کنار نویسندگان و زبان‌شناسان، بعضی از شاعران نیز زبانی که تا سال 1937 به زبان ترکی مشهود بود را "زبان آزربایجانی" نام می نهند و برایش شعرها می سرایند. از مهمترین شاعران پیرو این خط فکری می‌توان شاعر شناخته شده صمد وورغون را نام برد، وی در جائی می‌نویسد: "زبان ترکی ساخته و پرداخته پان‌ترکیست و نشئت گرفته از فارس و عرب‌گرائی هست که توسط اشخاصی به مانند علی.حسین‌زاده به ادبیاتمان وارد شده و امروز با زبان آزربایجانی می توان خود را از بیماری عثمانی‌گرائی رها ساخت". در حالیکه زبان جدید آزربایجانی خود دچار انواع بیماری‌های زبان‌شناسانه متعدد بود صمد وورغون از برگزیدن این زبان جدید به عنوان پیروزی یاد می کرد و در جائی می‌نویسد: "ما امروز مفتخریم که زبان آزربایجانی با پروسه توسعه طبیعی‌اش به شکل استاندارد فرمالیزه شده و با همراهی زبان برادر بزرگتر یعنی زبان روسی هر روز بر غنای زبان آزربایجانی افزوده می‌شود"، بدین صورت می باشد که زبان آزربایجانی از زاویه دید مشخص و کوته فکرانه‌ای رها شده و به مسئله اتفاق نظر بین بسیاری از انسان‌ها عمل می کند.

همانطور که از نظرات صمد وورغون به خوبی مشاهده می‌گردد، روسیزه شدن و طرد زبان ترکی  و قبول زبان آزربایجانی مصادف با افزایش غناء زبان آزربایجانی بیان می‌شود. طبیعتاً این تفکر نشئت گرفته از تمایلاتی هست که فرهنگ غالب استعمارگر بر فرهنگ مغلوب تاثیر گذاشته به طوریکه اشخاصی به مانند صمد وورغون که تا قبل از سال 1937 از زبان ترکی، ادبیات ترکی، شعر ترکی . ... سخن می گفت به یکباره از طرد زبان ترکی و رسمیت یافتن زبان آزربایجانی سخن گفته‌اند. ایدئولوگ‌های روس با پروژه "خلق جدید" و "زبان جدید" هدفی جز تمایز ترکان ساکن آزربایجان با برادران ترک ترکیه‌ای خود را هدف گذاری نموده بودند و اشخاصی به مانند صمد وورغون دانسته یا ندانسته در جهت خدمت به این ایدئولوژی قدم برداشته‌اند. صمد وورغون در نوشته‌هایش در این باره چنین می نویسد: "ما در تاریخ پیرو هیچ خلقی الخصوص عثمانی‌ها نبوده‌ایم، چون ملت آزربایجان ملتی خاص بوده و تاریخ مستقل خویش را دارد، نام ملت ما ملت آزربایجان می باشد. در اینجا مسئله پرنسیپ می باشد". همانطور که مشاهده گردید میکروملی‌گرائی که با نام "آزربایجانیسم یا آزربایجان‌گرائی" در تفکرات اشخاصی به مانند صمد وورغون قابل مشاهده هست تماما در تضاد با هویت ائتنیکی ترک، زبان ترکی و سد نمودن نزدیکی هر چه بیشتر ترکان منطقه استوار بوده به طوریکه در اغلب اوقات ایدئولوژی آزربایجانیسم در ترکی‌زدائی قوی سبقت را از دو رغیب دیرینه روس و فارس خود ربوده و سردمدار پرچم ترکی‌زدائی بوده.  

در پروسه‌های تاریخی مشخصی زبان ترکی در روسیه تزاری کتمان شده و زبان ترکی با نام زبان تاتاری پیوند زده شده در عین حال در اتحاد جماهیر شوروی در وهله اول بی‌اعتنائی به زبان ترکی صورت پذیرفته ولی در مرحله دوم با ایجاد زبان جدیدی به نام زبان آزربایجانی سعی در انکار و کتمان زبان ترکی با متد و شیوه‌ای نوین در پیش گرفتنه شده است. موضوع چاریزم سبب سمپاتی انسان‌هائی به مانند آ.ا. باکی خانف، م.ف. آخوندزاده، م.کاظیم و ... و کمک به ترویج زبان تاتاری گشته در عین حال به گسترش زبان نوظهور آزربایجانی و مقابله با زبان ترکی نیز انسان‌هائی به مانند صمد وورغون، ا.دمیرچی‌زاده و ... یاری فراوانی رسانده‌اند اینان برای جایگیری زبان جدید آزربایجانی و جایگزین نمودنش با زبان ترکی از آثار، قلم و موقعیت خود بهره‌مند گشته‌اند. در هر دو روند زبان ترکی مورد سیاست آسیمیلاسیون واقع شده و خلق ترک نیز مستمعره زبانی و فرهنگی زبان حاکم روس شده است. تغییر نام زبان ترکی به زبان آزربایجانی ضربه‌ای تنها به نام زبان ترکی وارد ننموده بلکه به اساس مدنیت و حافظه تاریخی انسان ترک ضربه‌ای مهلک و کارا را وارد ساخته است. در این پروسه نیز از ابزارهای تاریخ و ادبیات برای ریشه تراشی جهت مشروعیت بخشیدن به زبان جدید و ملت جدید استفاده گشته است.

در دوره اتحاد جماهیر شوروی ایدئولوگ‌های روس در عین حالی که برای ایجاد زبان و ملتی جدید کوشش فراوانی نموده و از هر شیوه و متدی جهت تمایز قائل شدن با ترکان ترکیه‌ای بهره جسته اند در عین حال نیز با ترویج و تشویق اصطلاحات بیگانه روسی و اروپائی که وارد زبان ترکی کرده‌اند ضربه غیرقابل جبرانی را بر تن و ساختار زبان ترکی وارد ساخته‌اند، روس‌ها با تثبیت قوانین زبانی در آن دوره سبب ارتقاء زبان روسی به عنوان زبان دوم و زبان غیررسمی ترکان و دولتشان گشته‌اند.

بخش ششم

به طور خاص از اواخر سال 1930 و تا اوایل سال 1940 که همزمان با تغییر نام "زبان ترکی" به "زبان آزربایجانی" و در عین حال مصادف با کاربرد الفبای سرلیک روسی به جای الفبای لاتین می‌باشد، طی پروسه ایجاد ملت و زبان جدید بعضی از روشنفکران، نویسندگان، شاعران و ... ترک نیز در خط مقدم این روند جای گرفته‌اند و حتی در دوره‌ای کار به جائی رسیده بود که بعضی از روشنفکران و سیاسیون ترک خواستار جایگیری صدها کلمه اروپائی بدون کوچکترین تغییر زبانی و عیناً در زبان ترکی طی قانونی گشته بودند. بسیاری از روشنفکران ترک خواسته یا ناخواسته به علت عدم وجود شعور زبانی، هویتی و ملی از هستی خویش به صورت کورکوانه نیز مبلغ این چنین ایدئولوژی‌های استعماری گشته بودند. با مدد و همت ترکان پیشرو در سال 1940 زبان ترکی دارای حجم وسیعی از لغات بیگانه اروپائی بر پایه ساختار زبان روسی گشته بود و زبان ترکی به حدی بیمار دچار بیماری زبانی شد بود که بسیاری از انسان‌ها به طور صریح نمی توانستند از بیماری زبان ترکی سخن بگویند. اشخاصی که تا دیروز خواستار عدم بهره گیری لغات قدیمی و کلاسیک زبان ترکی و ایجاد کلمات جدید بر پایه ساختار زبان ترکی بودند متاسفانه با بی تفاوتی کامل و سکوت مطلق در قبال روسیزه کردن زبان ترکی ژست روشنفکری به خود گرفته بودند.

پروسه ورود لغات اروپائی بر اساس ساختار زبان روسی از سال 1930 آغاز و تا سال‌ها بعد ادامه داشت، گرچه که تنی چند از روشنفکران ترک به این عمل در سال‌های 1940 اعتراض نمودند ولی طبیعتاً به علت در اقلیت بودن آنان کاری از پیش نبردند. روسیزه کردن الفبا و زبان ترکی از سال‌های 30 تا سال‌های 70 به شددت هر چه تمامتر تداوم داشته، در این پروسه مهمترین منبع برای کلمه‌سازی نیز زبان و ادبیات روسی بود. بر اساس نوشته‌های سال‌های 1940 که مبارزه ایدئولوگ‌های روس با زبان‌های ترکی، عربی و فارسی به شدت تداوم داشت تئوریسن‌های روس از مثبت بودن روند کلمه سازی در زبان جدید آزربایجانی سخن می گویند، نتیجه مثبت ایدئولوگ‌های روس به قرار زیر بوده است که ترکیب و ساختار زبان ترکی به کلی معیوب شده و تعدد کلمات بیشماری به وسیله پل ارتباطی زبان روسی بدون درنظر گرفتن ساختار متفاوت زبان ترکی وارد زبان جدید آزربایجانی شده به نحوی که تعدد کلمات ترکی موجود در متون ادبی انگشت شمار گشته، البته انگشت شمار بودن لغات ترکی بکار برده شده در متون زبان جدید آزربایجانی نیز به عنوان لغات بیگانه وارد شده به زبان آزربایجانی نگریسته شده است.

مولفین روس وقت نیز کلمه‌سازی بر اساس ساختار زبان روسی در زبان جدید آزربایجانی را بسیار عادی توصیف نموده و به نظر آنان دو خلقی که بر اساس ایدئولوژی‌های سوسیالیستی حیات جدیدی را آغاز نموده بودند بدون تردید در زبان، اقتصاد، جامعه و . شان نیز این تفکر مشترک قابل لمس می‌باید باشد. بدون تردید این تفکر که ملتی در روند ملت شوندگی برای عاری سازی لغات بیگانه از زبان خود کوشش کند و برای بهره‌مندی از منابع کلاسیک زبانی خود سود جوید مسئله‌ای بسیار منطقی می باشد ولی اینکه ملت مذکور منابع قدیمی خود را طرد نموده و منبع انتخاب لغات جدید را بر اساس ساختار زبان ملتی دیگر پایه‌ریزی کند بدون تردید در کمتر جائی از دنیا دیده شده که ما شاهد آن در آزربایجان شمالی و زبان نوساخته آزربایجانی بوده‌ایم.

2015-02-05 15:47:07

http://urmiye-turkoloji.blogspot.ca

آخرین عناوین

تهاجم همه جانبه است بلنت اسین اوغلو- ترجمه علی قره جه لو

کلیشه‌ها و پیش‌داوریها نسبت به جنبش‌های ملی-مدنی: موانع دستيابى به يك پلوراليسم متوازن در ایران علیرضا قولونجو

رشته دانشگاهی زبان و ادبیات ترکی؛ مبهم و مخدوش دومان رادمهر

ابوبکر بغداديٍ فاجعه مونيخ یاشار گولشن

دوشونجه شیوه یه یؤنه لیک یوخسا یانلیش آنلاییشلار! یاشار گولشن

قوميتگرائي افراطي فارسي و مراسم کتاب‌سوزي ٢٦ آذر سال ١٣٢٥ در آزربايجان مئهران باهارلي

!STAND AGAINST RACISM

فتيله شبکه دو تلويزيون دولتي جمهوري اسلامي برنامه ای برای تباهی اذهان کودکان یاشار گولشن

نکاتی در مورد برنامه صفحه دو بی بی سی- نتایج انتخابات ترکیه علیرضا قولونجو

مصاحبه با غلامحسین ساعدی مصاحبه کننده، ضیاء صدقی-آوریل 1984

قدرالسهم به روایت اکبر اعلمی یاشار گولشن

به نام اویغورها! روزبه سعادتی

کلاشنیکف‌ها هرگز شکوفه نمی دهند علیرضا قولونجو

پایه‌های لرزان "بنیاد فرهنگ، ادب و هنر آذربایجان" محمدرضا هیئت

کارت قرمز بر علیه نژادپرستی سیستماتیک موجود بر علیه ترک ها در ایران اومود مهدیان

دفتري به عنوان فرهنگ استان آذربايجان بجای فرهنگستان زبان ترکی! یاشار گولشن

زبان ترکی بعنوان یکی از زبانهای رسمی مجلس نمایندگان شورای اروپا تعیین شد

تدارک برای گردن زنی ناصر مرقاتی

اعتراض زنان ترک به حضور حسن روحانی با مچ بندهای سرخ، علامت بوزقورد و نشان پیروزی

ماهی سیاه کوچولوی صمد بهرنگی در لیست ده کتاب برتر متتقد روزنامه گاردین

شرایطی که توافق لوزان را تحمیل کرد یونس شاملی

حمله عوامل حکومت ايران به ترک های هوادار تیم والیبال اورمیه در تهران

هجوم مامورين انتظامي به عرب هاي اهواز

در آسيب شناسى حركت ملى آذربايجان - بخش ١ و ٢ معصومه قربانى

دولت روحانی با موضع گيري هاي يونسي بدنبال چه هدفي است؟ یاشار گولشن

قضیۀ سلماس، حکیم توس و اساتید سعید یوسف

keçen Qonular

تورک! سن سؤمورگه‌دن/ایستیعماردان قورتولماق اوچون نه ائدیرسن؟ علیرضا قولونجو

سولئیمان‌اوغلو ایله سؤیله‌شی آنلام درگیسی، ایکینجی سایی، شوبات 2017

نه ائتمه مه لی ییک! ؟ دومان رادمهر

آخساق قایدالار ایواز طاها

بیزیم عزیز نسین س. حاتملوی

گونئیده 300 تورک فعال اویغورلارا دستک بیاناتی ایمضالاییب

تورکمن گمیچی گونئیلی فعاللاری 13 ایل حبسه محکوم ائدن حؤکمدەکی تضادلار حاقدا دانیشیر

کریم عسگری: گونئی تشکیلاتلاری تورکیەده HDP-نین فعالییتینی اؤرنک آلا بیلر

ماحمودعلی چؤهرەقانلی: تبریزدەکی گئدیشات نورمال دئییل

ستار سایین قالا: او دؤنم چوخ اؤزل بیر دؤنم ایدی

اکبر ابولزاده: تراختور قهرمان اولسایدی، ایراندا یاشایان تورکلر اؤزونە-اینام قازاناردی

آل بو سنه قير ميزى اسماعیل جمیلی

ایرانلی آیدینلارین ائتنیک حاقلارینا یؤنه‌لیک یاخلاشیمی ده‌ییشمکده‌دیر می؟ یوردنئت'ین توغرول آتابای ایله سؤیله‌شیسی

محمد رضا لوایی: گونئیلیلر اوچون مای حادیثەلری بیر باشلانغیج نؤقطەسیدیر

مهسا مئهدیلی: اؤیرنجی قادینلار مای قییامیندا بؤیوک رول اوینادیلار

یاشاسین یاشاسین قهرمان تبریز اسماعیل جمیلی

ائلچین حاتمی: اقتصادی وضعییت خوصوصیله قئیری-فارس بؤلگەلرده چوخ آغیردیر

İranlı aydınların etnik haqlarına yönəlik yaxlaşımı dəyişir mi? (Toğrul Atabay ilə söyləşi)

علیرضا اردبیلی: ایرانداکی ایرقچیلیک عربلر و تورکلری بیر-بیرینه یاخینلاشدیریب

یاشار اسدی ایراندا میتینق کئچیرن اون مینلرله موعلیمین طلبلری حاقدا دانیشیر

یاشار حیدری آوروپادا یاشایان گونئیلی موهاجیرلرین دوروموندان دانیشیر

دومان رادمئهر: ایراندا آنتی-عرب احوال-روحییەسی حؤکومتین بؤلگەده یوروتدویو سییاسته خیدمت ائدیر

اوغوز تورک ایران-قرب راضیلاشماسی، سانکسییالار و اونلارین قئیری-فارس آزلیقلارا تاثیری حاقدا دانیشیر

حمید منافی: علیرضا فرشی ائوین زیندانیندادیر، وکیلی ایله گؤروشه بیلمیر

محمد احمدیزاده: صفویلر دؤنەمی موسیقی تاریخیمیزین قیریلما نؤقطەسیدیر

نه‌کی‌وارین هر گونو بایرام اولسون! وکتور جئری

31-03-2015 ایران-ایسوئچ اویونوندان بیر راپورت

محمد رضا هیئت: تورکجەنی یوخ ائتمەیه چالیشان سیستئم تورک دیل قورومو آچدیرماز

اوختای آلپ تورک: نه ”پئرشین” نه ده ”ایرانیان” - بو آدلار بیزی تمثیل ائتمیر

یونس شاملی سلماس دا هئیکل اولایی و گونئیین شهر شورالاری حاقدا دانیشیر