Details

دعوای پان فارسهای باستانگرا با شیعه گرا بر سر چیست؟

علی میدانداغلی

در تورکی آناتولی ضرب المثل "ازبر بوزماک " در میان توده ها زیاد استفاده می شود و این دقیقا همان کاری است که  حرکت ملی تورکان آزربایجان  در سالهای اخیر در جغرافیای موسوم به ایران انجام داده است و  هرچند موفقیتهای بزرگی در مورد احقاق حقوق فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی تورکان در آزربایجان  و به طور عموم در جغرافیای ایران بدست نیاورده است اما این حرکت توانسته است سرعت اسمیلاسیون ملت تورک را  کند نموده و حتی در بعضی مناطق جغرافیایی تورکان  ان را معکوس و تبدیل به  بازگشت به هویت خویش ؛  تمایز و مرز کشی  با فرهنگ بیگانه فارس و رویاروی  باسیاست استعماری فارسی  نموده و تعادل  ایدولوژیک انهارا به هم زده است و در نتیجه " از برلری بوزولموشلار بیر بیرینین جانینا دوشموشلر".

این حرکت با کسب روز افزون تجربه بخصوص در بیست سال اخیر  از حالت اعتراضات و عصیانهای فردی و چند نفره علیه راسیستهای فارس و دلقکهای مدیای فارس در محیطهای دانشگاهی ؛  سینما وتئاتر بطورکلی جامعه ایران، پارا فرا تر گذاشته  و حالت توده ای و جمعی به خود گرفته،  بدون اینکه از مرکز واحد هدایت بشود و با وجود تکثر، زمانی که مسعله منافع ملی تورکان مطرح است هرچند به موازات هم اما یکدل  از ان دفاع می کنند. حرکت ملی آزربایجان  یکی از مدنی ترین ، مستقل و صادق ترین حرکتهای منطقه ای بوده و به پرنسبهای انسانی و اخلاقی پایبند می باشد . دسیسه های حکومت و اپوزیسیون برای سوق دادن ان به سمت رادیکالیزم و ملیتانتیزم جهت سرکوب خونین و از میان برداشتن ان عقیم مانده است ؛ سکوت ؛ حرکت  و اکسیون ان بر مبنای منطق وعقل جمعی است.

سکوت اعتراضی: در حالی که در سال  1388 شمسی  گروهی از اسلامیستهای شیعه از حاکمیت رانده موسوم به خط امام که رویای بازگشت به دوران به اصطلاح طلایی امام شان را داشتند  و حرکتی به نام جنبش سبز راه انداخته و در  اتحاد با توده ای ، کمونیست ، سلطنت طلب و اریا پرست و ...   با کمک گرفتن از غرب که تا دیروز ان را استعمارگر و امپریالست می نامیدند، قصد استفاده ابزاری از توده های خلق تورک وفرستادن انان  به قتلگاه " سپاه پارس داران" را داشتند که با هوشیاری و درایت  فعالین حرکت ملی عقیم ماند.

دومین مثال از سکوت اعتراضی و اسقلال فکری ؛ عملی وپایبندی به پرنسیبهای اخلاقی ، راکسیون در مقابل  جنگهای دولت هاو گروهای  تروریستی با یکدیگر در عراق و سوریه بود. در حالی که دولت جنایتکار اسد در عرض چهار سال به کمک جمهوری به اصطلاح اسلامی ایران و روسیه بیش از دویست پنجاه هزار انسان را قتل عام کرده و شهرها و روستاهای سوریه را به تلی از خاک و ویرانه تبدیل نموده و بیش از هفت ملیون سوریه ای را  اواره کرده است؛ دنیا نیز جز تماشا  هیچگونه واکنشی نشان نمی دهد. شهری تاریخی چند هزار ساله  با جمعیت ملیونی چون حلب که با دهها اثر مشهور جهانی و مردمانش هر روز توسط بمبهای بشکه ای نابود میشود ولی قدرتهای غربی تماشاگرند. ناگهان شهر کوچک و بی هویتی به نام عین العرب   در چند هفته به اژندا و سرخط  مدیا و سیاستمدارن غرب و منطقه تبدیل می شود. این شهر که در دوره پایانی حکومت عثمانی به عنوان اقامتگاه کمپانی المانی سازنده راه اهن و کارگران عرب و کرد ساخته شده بود و بومیان کرد قادر به تلفظ کلمه کمپانی نبوده انرا به کوبانی تبدیل کردند.صد سال بعد این اقامتگاه کارگران تبدیل به شهر چند هزار نفری شده بود که تمامی جمعت ان با حومه و اطراف اش تقریبا دویست هزار نفر درجنگ اخیر به تورکیه  پناهنده شده بودند. و فقط در شهر دو گروه تروریستی داعش و شاخه پ ک ک  باهم در حال جنگ بودند. شیون و هیاهوی حاکمیت اسلامی همراه  و همصدا با قدرتهای غربی بیشتر نمایشگر " قحبه شوونی " بود. هدف از این بلبشوی تروریستی وارد کردن ترکیه به جنگ ویرانگر و رویاروی قراردادن تورکان و اعراب وبه اضمحلال بردن پتانسیل تورکیه و به نابودی کشاندن پیشرفتهای اخیر ان بود.

فعالیت و اکسیون اعتراضی:  در زلزله قاراداغ هزاران آزربایجانی جان خودرا از دست دادند صدها هزار بی خانمان شدند دولت راسیستی فارس سه روز تمام نه تنها هیچ کاری  نکرد که اقدام سریع و به موقع می توانست جان صدها نفر را نجات دهد بلکه خبر انرا نیز  بایکوت و مانع به موقع  رسیدن کمک سایر تورکان چه در داخل وچه در خارج شد ولی همت واراده ای بی نظیر فعالین ملی بطور فردی و جمعی جوی از"  اتحاد و دایانیشما " در میان ملتمان ایجاد نموده و کمکهای داوطلبانه و مردمی از سراسر آزربایجان  جنوبی روانه قاراداغ کرد و رژیم بی شرم فارس دراین وانفسا  تعدادی از فعالین ملی را در حین کمک به زلزله زدگان دستگیر و روانه زندان نمود.

دومین  نمونه ای بارز از فعالیت و اکسیون اعتراضی فعالیت و اعتراض علیه خشکاندن در یاچه اورمیه میباشد که با افشای نیت شوم  این رژیم غیر انسانی که هدفی جز نابودی محیط  زیست و زندگی ملیونها آزربایجان ی ندارد باعث بیداری هر چه بیشتر ملتمان شد.

در هر مبارزه ای نه تنها بایستی هدف و راههای  رسیدن به ان به طور روشن و شفاف مورد بحث و بررسی قرار گرفته وانالیز بشود بلکه دشمنان ؛ رقبا و عوامل تاثیر گذار بیرونی  نیز به دقت مورد شناسایی و بررسی قرار بگیرند. رخدادهای تاریخی عینا تکرار نمی شوند و لی این حوادث و پروسه   تابع مکانیسم خاصی هستند. شناخت مکانیسم و عملکرد ان در درک پروسه بسیار مهم است.

ما امروز در دنیایی زندگی می کنیم به شدت تحت تاثیر تمدن و مدنیت دنیای غرب است و چون پایه ها و ستون اصلی ان بر عقل و منطق و فلسفه ....قرار دارد و کمتر بر توهم و ماورا طبیعه تاکید می کند بلکه انسان و هستی محور است و دست اوردهای عظیمی نه تنها برای خود بلکه برای منسوبین به سایر تمدنها نیز به ارمغان اورده است وبه دلیل جذابیت ان  روز به روز و به حق در حال گسترش وفراگیر شدن است. این تمدن و دست اوردهای ان قابل تقدیر و احترام است جغرافیای آزربایجان  در نمحدوده ای مرزی و بین این تمدن با مدنیت اسلامی و حتی هندی و سایرین قرار دارد. شناخت مکانیسم و المنتت و اتریبوتهای ان کمک زیادی به  اهداف و آینده ما میکند. ما حتما مجبور نیستیم الزاما مثل منسوبین بعضی ملل به دشمنی با ان بر خیزیم و یا مثل دیگران شیفته و شیدای ان شده  و همه چیز این تمدن را وحی منزل دانسته خودرا باخته اسیمیله و الینیه بشویم. به عنوان مثال اروپاییها با توجه به فاصله شان از قاره اسیا از  ترمهای شرق دور (چین و ژاپن و ...) و شرق میانه و یا خاور میانه استفاده می کند و مسلمانان جاهل خودباخته ساکن در غرب اسیا هم با اینکه ساکن همان مطقه است باز هم ترمهای دور و نزدیک و یا میانه  ابداعی غرب را استفاده می نماید. یا روسها ترم اسیای میانه جایگزین منطقه عظیم و جغرافیای ملل تورک یعنی تورکستان نمودند تا حس وطن واحد و بزرگ را از حافظه انها پاک کنند و نوکران انها انرا داوطلبانه استفاده می کنند. و این مساءل در همه ابعاد زندگی کشورها؛ درجغرافیا و تاریخ و ... نیز دنبال می شود.  زندگی مسالمت امیزو انتقادی با ان در عین حفظ ارزشهای مثبت حوزه تمدن خود در کنار مشگلات جانبی نیز ممکن است و این را برادران و خوهرانمان در تورکیه و آزربایجان  به خوبی نشان می دهند. تمدن غربی و هژمونی صاحبان ان؛ قرنها است که نقش تعیین کننده ای و اساسی  نه تنها در صنعت و قدرت نظامی بلکه در ادبیات ؛ تاریخ ؛ موسیقی و سایر ابعاد فرهنگی و حتی  تشکیل دولت - ملت  برای گروهای اتنیکی   مختلف ؛قانون اساسی نویسی برای اداره کشورها وجعل  تاریخ  به نفع منافع خویش و دست نشاندگانش و ...  بازی نموده و هنوز هم می نماید.

یکی از اءتنیکهای که این لطف غربیها شامل حالشان شده است فارسها می باشند. علت اینکه این غرعه به نام این اقلیت کوچک در امده ، به اختلاف و رقابت دو دین اسلام و مسیحیت و دشمنی مداوم  نمایندگان این دو  حوزه ای تمدنی غرب مسیحی با شرق ا سلامی برمی گردد. برای درک بهتر دعوای " پانفارسهای باستان گرا" با "شعوبی شیعه گرا" بهتر است ابتدا سیاست و اهداف بانیان این سیستم راسیستی را به شناسیم.

قدرت و مرکز تمدن غربی قرنها در دست " پاپهای واتیکان " در شهر رم ایتالیا بود شاهان، قیصرها و حاکمان بزرگ و کوچک همیشه فرمانبر انها بودند. فرماندهی پاپها در جنگهای صلیبی مثال بارز ان می باشد.در کشمکشها و جنگهای که  قرنها بین این حوزه تمدنی با حوزه تمدنی اسلامی در جریان بود؛ هرچند غربیها در جنگهای صلیبی از تورکها به عنوان نمایندگان تمدن اسلامی شکست خوردند ولی انها در اسپانیا و اندلس با غلبه بر اعراب مسلمان تمدن اسلامی را از جنوب اروپا به عقب راندند.

امپراتوری تورک عثمانی در سال 1453 با غلبه بر بیزانس و متعاقب ان پیشروی مداوم در شرق و جنوب شرقی اروپا خواب را بر واتیکان حرام نموده بود. از طرفی دیگر این جنگها و فتوحات نیاز به نیروی انسانی و مالیات عظیمی داشت که بر دوش طبقه پایین اجتماع بود اخذ مالیاتهای سنگین و فقر و فلاکت ناشی از این جنگها منجربه قیامهاو حتی بعضا تشکیل حکومتهای محلی می شد . یکی ازاین قیامها در اناتولی شرقی قیام علویان که منجر به تشکیل حکومت" قزلباشان " به سرکردگی شاه اسماعیل در اردبیل آزربایجان  جنوبی  شد.این حکومت در اغاز با تکیه بر اسلام هتروتوکس و لیبرال و تاکید بر سنت واداب رسوم تورکی و بر خلاف امپراتوری عثمانی که بیشتربر اسلامی با سنت عرب و اشرافیگری تاکید داشت. قزلباشان علوی پایه حکومت خودرا  بیشتر براساس و هماهنگی  با آرمانها و خواسته های توده ها  و ایلات تورک بنا نهادند. مذهب قزلباشی با زندگی توده ها منطبق بود به این دلیل شعر  و ادبیات ان نیزبرای  تودها ساده وقابل فهم برای همه  می بود؛ در حالی که دردربار عثمانی ادبیات دیوانی معجونی از تورکی و فارسی و عربی رواج داشت که توده ها برای درک ان نیاز به مترجم داشتند. تورکان قزلباش در مدت کوتاهی مرزهای امپراتوری خود را تا دربند در داغستان؛ از عراق تا فارسستان و افقانستان گسترش دادند. البته جنگ بین دولتهای منسوبین به یک اتنیک مختص تورکان نیست و این جنگها تا صد سال پیش در ارپا هم رواج داشت.

پارس ساخت واتیکان در رم

واتیکان اختلاف بین" تورکان قزلباش وعثمانی" را فرصت طلایی برای خود به حساب اورده وبخصوص در اواخردوره حاکمیت این امپراتوری به کمک" ارامنه"  دردربار قزلباشان نفوذ نموده وبا صدور منسوبین کلیسا تحت عنوان اخوند جبل العاملی  مذهب علوی قزلباشی را استحاله و شیعه اخوندی با سلسله مراتب کبی شده از واتیکان کاتولیک را جایگزین ان نمودند. واتیکان  سیستم حکومتی را نیز در زمان حاکمیت شاه عباس در اصفهان با فرستادن برادران شرلی با هدف به ظاهر مدرنیزاسیون ارتش شاه عباس در اصل اما  به قصد  تصفیه تورکان از قشون وبالا کشیدن اتنیک فارس دگرگون ساختند.  فارسها  که تا ان روز  در میان تورکان به " تات و تاجیک" و در میان اعراب به" فرس و یا عجم " معروف بودند و جغرافیای زندگی شان بیشتر شامل  کرمان و خراسان  بود ؛ از طرف واتیکان با  دادن نام "پارس" به سرزمین انها و چسباندن و تصاحب امپراتوری قزلباشان به نام امپراتوری پارس به خدمتگزارو دست نشاندگی  و ستون پنجم واتیکان در جهان اسلام در امدند. جالب است که بدانیم تاتهای دیروزی و فارسهای امروزی  بخصوص شعوبیه ان را به نام" صفوی " به دنیایی اسلام معرفی می کنند و تمامی انحرافات و فتنه های را هم که انجام می دهند با دادن ادرس غلط  به صفوی ها و غیر مستقیم به تورکان ربط می دهند. بستگی به روحیه و احوالشان روزی ان را احیا کننده "امپراتوری ساسانی" روزی دیگر" قزلباشان ادمخوار" و ایلات بیابانگرد لقب می دهند. شاه عباس را لقب کبیر می دهند چون در حاکمیت به انها میدان داده بود شاه اسماعیل را مرشد ادمخوار چونکه به زبان تورکی و اتنیک خودارزش میداد به به زبان تاتی(فارسی) بی اعتنا و دربارش  تهی از عنصر فارس بود. همه جنگها طبیعتا با کشتار و فلاکت همراه است جنگ شاه اسماعیل را در تبریز برجسته و ان را قتل عام می نامند تا باعث نفرت در میان آزربایجان یها و عدم افتخار به تاریخ قزلباشان شوند .جنگ چالدران که دران سایه فارس و تات نیز حضور نداشته مایه افتخار برای ایران موهومشان می دانند تا نفرت و نفاق و دشمنی را بین " تورکان اناتولی و آزربایجان"  برانگیزند. امروزه  پان فارسها در دعواهای بین گروهی شان به نام واتیکان ساخته برای جغرافیای موسوم به ایران اعتراف نموده و رژیم فعلی را کپی حکومت صفوی میدانند حال ان  که این رژیم ملایی اخوندی هیچ قرابتی با " امپراتوری قزلباشان " ندارد ولی شباهتها و اشتراکات زیادی با شاه سلطان حسینی/ ملا محمد باقر  مجلسی تات دارد. چونکه اگر غیر از این می بود بایستی زادگاه قزلباشان از لحاظ اقتصادی آباد ومردمانش  در رفاه اسایش؛ زبانشان ازاد بوده وتورکان بخاطر فقر مجبوربه مهاجرت به فارسستان نمی شدند و نه اینکه سرمایه مملکت  فقط صرف ابادی  کویرستان و زادگاه ملا باقر مجلسی  مروج خرافات در مذهب شیعه وفتوا دهنده و قاتل هزاران قزلباش  می شد. عاقبت تورکان قزلباش استحاله شده ومانقورت نیز روشن است دسیسه های" تات وافقان" و تهی شدن محیط شان از تورکان و فاصله گرفتن از طبقات اچتماعی تورک باعث افول حاکمیت شان شد. شاید اگر پیر سلطان ابدال یکی از هفت شاعر و عارف بزرگ علوی در زندان سیواس تورکیه  می دانست نوادگان شاه اسماعیل پایتخت خودرا به اصفهان انتقال داده و به دامن تاتها افتاده و فریب ملا باقر مجلسی و مسیونرهای  واتیکان را  خورده واز اعتقادات خود منحرف می شوند شعر معروف خود را خطاب به شاهان قزلباش نمی سرود

خیضیر پاشا بیزی بردار اتمدن      آچیلین قاپیلار شاها گئدریم

سیاست میدانی گلیب ییتمدن          آچیلین قاپیلار شاها گئدریم   ...

غافیل بوندان که شاه اؤزو "تاتا(فارسا)" گیتمیش!

ایران ساخت بریتانیا در بومبای- لندن

رنسانس و صنعتی شدن و تشکیل دولت وملت ها در اروپا باعث کم شدن قدرت واتیکان!! در ظاهر(زانو زدن جورج  بوش قدرتمندترین فرد کره زمین در مقابل پاپ و بوسیدن دست او گویای همه چیز است) و تمرکز قدرت در مراکز ملتهای مختلف حوزه تمدن غربی شد. بریتانیا یکی ازاین دولتها بود که به عنوان نماینده تمدن غربی به اشغال ؛ غارت ؛ استعمار و مسیحی نمودن کشورها دست زد و کشورهای جدید ایجاد و امپراطوریهارا در جهت منافع خود تقسیم و اقلیت های را به عنوان دست نشانده خویش بر سرنوشت  اکثریت حاکم نموده صدها هزار انسان را قتل و عام  و زندگی ملیونها را به فلاکت سوق داد که اثار ان هنوز هم در نقاط زیادی از جهان ازجمله در سوریه و عراق؛  آزربایجان  جنوبی تا تورکستان و از افقانستان و پاکستان  تا هند و کشمیرو غیره ... باقی است.

اینبار این واتیکان نبود که رویاروی امپراتوری تورکان قرارگرفته بود بلکه نماینده آن بریتانیا . این کشور استعماری با اشغال هندوستان و جهت حفظ ونگهداری این مستعمره بزرگ و غنی سعی در تصرف ویا تحت نفوذ قرار دادن تمامی راههای منتهی به هندوستان وکشورهای اقماری ان بود. بدین جهت با کمک " زرتشتیهای" هندوستان وکمک به  اتنیک فارس در دربار امپراتوری تورک قاجار نفوذ نموده وبا فریب و تحت کنترل در اوردن " حرمسرا زاده ها"  یعنی درباریهای که از طرفی پدری به تورکان قاجار و از طرف مادری به " زنان فارس حرمسرا" منسوب بودند و طبق سنت قاجار و وصیت خاقان بزرگ اقا محمد خان قاجار نمی توانستند به سلطنت برسند و شاه بایستی ازمادر تورک به دنیا می امد و در تبریزطبق سنت تورک تربیت شده و اموزش می دید. این " حرمسرا زاده ها" نقش بزرگی درتهی نمودن دربار از تورکان و قدرتیابی عنصر فارس نمودند. ورود نوشته جات و جعلیات تاریخی و ادبی نیز توسط ایادی کمپانی هند شرقی در بمبعی و صدور ان به امپراتوری قاجار حاصل این همکاری است و دستور گرفتن از سفارت بریتانیا و پناهندگی و بست نشینی در ان؛ در دوره مشروطیت نتیجه  جزنفوذ برتانیا به نفع فارسها نبود. چند دهه نفوذ در دربار و تربیت الیت طرفدار خویش وتشکل انها در گروهای  "فراماسونی"؛ در حالی در نقاط مختلف دنیا کشورهای بزرگ را تجزیه می کردند با کودتای 1299 امپراتوری تورکان قاجار را به انضمام وطن اصلی و سایر متصرفات ان یکجا تحویل نوکر و دست نشانده خود نمودند. پان فارس که بویی از شرافت نبرده جغرافیای بیش از یک ونیم  ملیون مربع را یک شبه به کمک اربابان غربی تصاحب کرده و تازه طلبکارهم است و از صبح تا شب به " حانه دان قاجار" توهین  نموده ونفرت خودرا بخصوص از خاقان بزرک  اقا محمد خان که هرگز به" تات و تاتجیک "اعتماد نداشت و به انها میدان نمیداد؛ ازاین بزرگمرد تورک پنهان نمی کنند.  اکنون 90 سال است که سرنوشت امپراتوری تورک بدست فارسها افتاده است اینها دو پادشاه که اولی را انگلیسیها و دومی را امریکاییها بر سرکار اوردند که تا اخر عمرشان نوکر حلقه به گوش انها بودند و همانطوری که اورده بودند به طرز ذلت باری نیز بردند. سومین را  به نام رهبر برا ی یک " جمهوری " سوار بر هواپیمای ایر فرانس از پاریس به ایران اوردند.  هرچند ادعای مستقل بودنشان گوش فلک را کر کرده ولی افشاگریهای برادر بزرگ رهبر فعلی در مورد مسابقه که جانشینان " رهبر وارداتی از پاریس"  برای خود شیرینی و اعلام نوکری تمام عیار  به غرب به خصوص به امریکا نشان میدادند،  خود به اندازه کافی  گویای سرسپردگی انها است. بالاخص عملکرد اینها همیشه به نفع غربیها و به ضرر دنیای اسلام و مسلمانان تمام شده است.

همانطور که دزد همیشه با این ترس زندگی می کند که صاحب مال روزی به سراغ او خواهد امد و یقه اورا گرفته رسوای جهان خواهد کرد؛  بیداری و خودااگاهی تورکان و سایر ملل در جغرافیای موسوم به ایران نیز نه تنها خواب را بر پان فارسها حرام بلکه تعادل فکری انها را به هم زده است. علایم انرا می توان در ابعاد مختلف مشاهده نمود. به عنوان مثال وقتی رءیس جمهوری شان که مدعی حکومت اسلامی است؛ بی اعتبار شدن ایده لوژی شیعه شعوبی را می بیند به ایده لوژی رنگباخته باستانگرای پناه  برده و بازی چفیه بسیجی به گردن کوروش موهوم به راه می اندازد.مشایی از دل جمهوری به اصطلاح اسلامی تئوریسین باستانگرایی و رهبر جبهه به اصطلاح لاءیک ملی تءوریباف تشیع می شود.  پان فارسها همانطوری که صد سال پیش از سفارت بریتانیا دستور می گرفتند امروز هم به ان سنت پای بند هستند منتهی اینبار برای بست نشینی نه در تهران بلکه مستقیم به دامن ارباب خویش در لندن پناه میبرند.

در حالی که دولتهای اروپایی خودرا موظف به حساب دهی در مورد خرج کردن حتی یک دلار به مالیات دهنده و شهروندانشان  میدانند؛ ولی دولت بریتانیا سالهاست با خرج صدهها ملیون دلار و بطورحرفه ای تلویزیون بی بی سی  فارسی ره انداخته وانرا تحویل پان فارسها نموده است .اینها سالها است به خرج دولت انگلیس تبلیغ پان فارسیسم و نفرت پراکنی علیه تورکان می کنند. در این تبلیغ بخصوص  شاخه باستانگرا ؛ شیعه شعوبی گراو کمونیست فارسگرا که در میان انها از وزیر ووکیل سابق به وفور دیده میشود ؛ فعال می باشند. بازی قرن پیش  غرب مدتها است که دوباره در جغرافیای مسلمانان اغاز شده بعد از سناریوی اسلام ولایت فقیهی وطالبانی این بار نوبت اجرای اسلام خلافتی داعشی عصر حجری  است. تا منطقه باز هم روی ارامش و ثبات که ضامن  رفاه و پیشرفت است را نبیند و روز به روز در باطلاق فقر و فلاکت و کشتار فرو برود . برای برجسته کردن جبهه سنی و شیعه ادامه  دراز مدت جنگ و ناارامی؛ ارباب بزرگ از طریق بی بی سی به باستانگرایان و به اصطلاح ناسیونالیستهای  فارس امر می کند در جبهه شیعه شعوبی با هم متحد بشوند. چون ترک عادت راحت نیست چند تای از این مجریان و گماشتگان در هفته های اخیردست به نافرمانی زده و دعوای ملی مذهبی(جبهه ملی ها) و کووروشی(سلطنت طلب ها) راه انداخته اند.

 

ژانویه 2015

 

2015-01-05 10:37:00

آخرین عناوین

تهاجم همه جانبه است بلنت اسین اوغلو- ترجمه علی قره جه لو

کلیشه‌ها و پیش‌داوریها نسبت به جنبش‌های ملی-مدنی: موانع دستيابى به يك پلوراليسم متوازن در ایران علیرضا قولونجو

رشته دانشگاهی زبان و ادبیات ترکی؛ مبهم و مخدوش دومان رادمهر

ابوبکر بغداديٍ فاجعه مونيخ یاشار گولشن

دوشونجه شیوه یه یؤنه لیک یوخسا یانلیش آنلاییشلار! یاشار گولشن

قوميتگرائي افراطي فارسي و مراسم کتاب‌سوزي ٢٦ آذر سال ١٣٢٥ در آزربايجان مئهران باهارلي

!STAND AGAINST RACISM

فتيله شبکه دو تلويزيون دولتي جمهوري اسلامي برنامه ای برای تباهی اذهان کودکان یاشار گولشن

نکاتی در مورد برنامه صفحه دو بی بی سی- نتایج انتخابات ترکیه علیرضا قولونجو

مصاحبه با غلامحسین ساعدی مصاحبه کننده، ضیاء صدقی-آوریل 1984

قدرالسهم به روایت اکبر اعلمی یاشار گولشن

به نام اویغورها! روزبه سعادتی

کلاشنیکف‌ها هرگز شکوفه نمی دهند علیرضا قولونجو

پایه‌های لرزان "بنیاد فرهنگ، ادب و هنر آذربایجان" محمدرضا هیئت

کارت قرمز بر علیه نژادپرستی سیستماتیک موجود بر علیه ترک ها در ایران اومود مهدیان

دفتري به عنوان فرهنگ استان آذربايجان بجای فرهنگستان زبان ترکی! یاشار گولشن

زبان ترکی بعنوان یکی از زبانهای رسمی مجلس نمایندگان شورای اروپا تعیین شد

تدارک برای گردن زنی ناصر مرقاتی

اعتراض زنان ترک به حضور حسن روحانی با مچ بندهای سرخ، علامت بوزقورد و نشان پیروزی

ماهی سیاه کوچولوی صمد بهرنگی در لیست ده کتاب برتر متتقد روزنامه گاردین

شرایطی که توافق لوزان را تحمیل کرد یونس شاملی

حمله عوامل حکومت ايران به ترک های هوادار تیم والیبال اورمیه در تهران

هجوم مامورين انتظامي به عرب هاي اهواز

در آسيب شناسى حركت ملى آذربايجان - بخش ١ و ٢ معصومه قربانى

دولت روحانی با موضع گيري هاي يونسي بدنبال چه هدفي است؟ یاشار گولشن

قضیۀ سلماس، حکیم توس و اساتید سعید یوسف

keçen Qonular

تورک! سن سؤمورگه‌دن/ایستیعماردان قورتولماق اوچون نه ائدیرسن؟ علیرضا قولونجو

سولئیمان‌اوغلو ایله سؤیله‌شی آنلام درگیسی، ایکینجی سایی، شوبات 2017

نه ائتمه مه لی ییک! ؟ دومان رادمهر

آخساق قایدالار ایواز طاها

بیزیم عزیز نسین س. حاتملوی

گونئیده 300 تورک فعال اویغورلارا دستک بیاناتی ایمضالاییب

تورکمن گمیچی گونئیلی فعاللاری 13 ایل حبسه محکوم ائدن حؤکمدەکی تضادلار حاقدا دانیشیر

کریم عسگری: گونئی تشکیلاتلاری تورکیەده HDP-نین فعالییتینی اؤرنک آلا بیلر

ماحمودعلی چؤهرەقانلی: تبریزدەکی گئدیشات نورمال دئییل

ستار سایین قالا: او دؤنم چوخ اؤزل بیر دؤنم ایدی

اکبر ابولزاده: تراختور قهرمان اولسایدی، ایراندا یاشایان تورکلر اؤزونە-اینام قازاناردی

آل بو سنه قير ميزى اسماعیل جمیلی

ایرانلی آیدینلارین ائتنیک حاقلارینا یؤنه‌لیک یاخلاشیمی ده‌ییشمکده‌دیر می؟ یوردنئت'ین توغرول آتابای ایله سؤیله‌شیسی

محمد رضا لوایی: گونئیلیلر اوچون مای حادیثەلری بیر باشلانغیج نؤقطەسیدیر

مهسا مئهدیلی: اؤیرنجی قادینلار مای قییامیندا بؤیوک رول اوینادیلار

یاشاسین یاشاسین قهرمان تبریز اسماعیل جمیلی

ائلچین حاتمی: اقتصادی وضعییت خوصوصیله قئیری-فارس بؤلگەلرده چوخ آغیردیر

İranlı aydınların etnik haqlarına yönəlik yaxlaşımı dəyişir mi? (Toğrul Atabay ilə söyləşi)

علیرضا اردبیلی: ایرانداکی ایرقچیلیک عربلر و تورکلری بیر-بیرینه یاخینلاشدیریب

یاشار اسدی ایراندا میتینق کئچیرن اون مینلرله موعلیمین طلبلری حاقدا دانیشیر

یاشار حیدری آوروپادا یاشایان گونئیلی موهاجیرلرین دوروموندان دانیشیر

دومان رادمئهر: ایراندا آنتی-عرب احوال-روحییەسی حؤکومتین بؤلگەده یوروتدویو سییاسته خیدمت ائدیر

اوغوز تورک ایران-قرب راضیلاشماسی، سانکسییالار و اونلارین قئیری-فارس آزلیقلارا تاثیری حاقدا دانیشیر

حمید منافی: علیرضا فرشی ائوین زیندانیندادیر، وکیلی ایله گؤروشه بیلمیر

محمد احمدیزاده: صفویلر دؤنەمی موسیقی تاریخیمیزین قیریلما نؤقطەسیدیر

نه‌کی‌وارین هر گونو بایرام اولسون! وکتور جئری

31-03-2015 ایران-ایسوئچ اویونوندان بیر راپورت

محمد رضا هیئت: تورکجەنی یوخ ائتمەیه چالیشان سیستئم تورک دیل قورومو آچدیرماز

اوختای آلپ تورک: نه ”پئرشین” نه ده ”ایرانیان” - بو آدلار بیزی تمثیل ائتمیر

یونس شاملی سلماس دا هئیکل اولایی و گونئیین شهر شورالاری حاقدا دانیشیر