Details

کوباني نقطه اتحاد محافل ضد ترک ايران

یاشار گولشن

قريب سه سال است که در سوريه يک جنگ داخلي خون بار در جريان است. بنا به تخمين منابع خبري، بيش از سيصد هزار نفر که نزديک به چهل هزار نفر از آنان کودک بوده اند در جنگ داخلي سوريه کشته شده، شهرهاي زيادي ويران گردیده و ميليونها آواره به کشورهاي همسايه از جمله اردن، لبنان و ترکيه گريخته اند. ترکيه خود به تنهائي نزديک به يک ميليون و هفتصد هزار نفر از آوارگان سوريه را پناه داده است.

در کنار همه فجايعي که بحران سوريه براي مردم اين کشور ايجاد کرده يکي از مهمترين پيامدهاي اين بحران پيدايش جريان اسلامي افراطي داعش است که انصافا بايد آنرا در رديف گروه هاي مافيائي جنايتکار طبقه بندي کرد. اگر جريانات ارتجاعي و تروريستي القاعده و طالبان مولود ناگزير مسلح کردن عناصر قبيله اي در افغانستان مذهبي بر عليه حکومتي که در شوره زار به نيت کاشت مدرنيسم بود بودند، داعش را بايد مولود نامبارک سرکوب وحشيانه جنبش دموکرسي خواهانه در سوريه و بي توجهي قدرت هاي غربي به ماهيت نيروهائي که تحت حمایت قرار ميدادند ديد.

هر چند داعش مدتها در مناطقي از سوريه به کار تقويت خود و گرد آوري و تربيت نيرو مشغول بود و توجه چندانی به آن نمیشد اما ظهور ناگهاني در عراق و تصرف برق آساي مناطق سني اين کشور و از جمله دومين شهر بزرگ عراق موصل، اين غده سرطانی را به مرکز توجه جهان آورد و اينک نیز آنچه که در کوباني جريان دارد آنرا برجسته کرده و تحت تاثیر عوامل معینی حالت استثنائي به آن داده است.

کوباني و ائتلاف بين المللي ضد داعش

از نقطه نظر بين المللي کوباني همان نقطه ايست که کار مداخله نظامي در سوريه را توجيه پذیر میسازد. پیش از این دولت آمريکا در تمام دوره جنگ داخلي سوریه خود را از اين تحولات کنار کشيده و حتي عليرغم فشار نيروهاي محافظه کار داخل آمريکا، از کمک تسليحاتي به نيروهاي مخالف نيز خودداري کرده بود بطوریکه حتي قريب يکسال پيش وقتي بحث استفاده از سلاح هاي شيميائي توسط نيروهاي حکومت سوريه مطرح شد، دولت اوباما عليرغم همه فشارهاي نيروهاي منطقه اي مخالف بشار اسد و عليرغم همه فشارهاي نيروهاي محافظه کار آمريکا، پس از موافقت دولت سوريه با محو تسليحات شيميائي خود از مداخله در سوريه منصرف شد. در دوره پس از حملات داعش و تصرف مناطق وسيعي در عراق نيز دولت آمريکا که دو سال پيش نيروهاي خود را بطور کامل از عراق خارج کرده بود تا زماني که عوامل داعش با سبعيت خبرنگاران غربي را در مقابل دوربين سر بريدند از کمک نظامي خودداري کرد و به غيراز فشار براي تعویض دولت تحت حمايه ايران اقدام جدي ديگري انجام نداد. در چند ماه اخير و پس از ورود داعش به عراق صحنه سياسي آمريکا محل برخورد طرفداران دخالت نظامي در سوريه و اعزام مجدد نيروي زميني به عراق از يک طرف و نيروهايي که  نگران تکرار تجربه های افغانستان و عراق وافتادن آمريکا در باطلاق ديگري بودند از طرف دیگر بوده است. چنين مباحثاتي آنقدر دامنه دار و جدي بود که حتي در يک مورد در حاليکه رئيس ستاد مشترک ارتش آمريکا از ناگزير بودن اعزام نيروي زميني به سوريه حرف ميزد همزمان رئيس جمهور به تعهد خود به عدم ارسال نيرو به عراق و سوریه تاکيد مينمود. اینک بنظر میرسد نبردهاي کوباني وزنه طرف حامی مداخله نظامي را سنگین تر بکند. محتمل است که اين مداخله توسط نيروهاي آمريکائي صورت نپذیرد و کشورهاي اطراف از جمله ترکيه تشويق شوند که نقش موثري در اين رابطه به عهده بگيرند.

در این میان دولت ترکيه صراحتا ناخشنودي خود را از ادامه جنگ داخلي در سوريه ابراز کرده و تاکيد کرده که به شرطي در ائتلاف بين المللي علیه داعش شرکت میکند که هدف نهائی این ائتلاف سقوط حکومت اسد تعیین شود. اين دولت اخيرا نيز لايحه اي به مجلس ترکيه ارائه کرد که در آن مجوز دخالت نظامي در سوريه به نيروهي ترکيه داده شده است. 320 نماینده پارلمان به لایحه مربوطه رای مثبت و 120 نماینده رای منفی دادند. حزب کردی (ە د پ ) حزب نزدیک به پ ک ک به همراه حزب جمهوریخواه خلق از مخالفان حزب حاکم عدالت و توسعه به اين لايحه راي منفي داده اند.

حکومت ایران و نگرانی از ورود ترکیه به سوریه

در همسايگي ترکيه، حکومت ايران نیز جريانات کوباني را با دقت و نگراني بيشتري دنبال ميکند. در طول سه سال جنگ داخلي سوريه ، ايران مدافع جدي حکومت بشار اسد بوده و با کمک هاي مالي، تسليحاتي و انساني و همچنين با گسيل نيروهاي حزب الله از لبنان حکومت سوريه را سر پا نگه داشت. طبيعي است که حکومت ايران با اين سابقه، از تحولات اخير و احتمال ورود نيروهاي نظامي ائتلاف بر عليه حکومت اسد بشدت نگران گردد و کوباني همان نقطه تلاقي است که به حکومت ايران کمک ميکند که جبهه اي عليه مهمترين بازوي ائتلاف در سياست اخير سرنگوني اسد يعني ترکيه ايفا کند. پس از اينکه پارلمان ترکيه طرح دخالت نظامي در سوريه را تصويب کرد، تبليغات جمهوري اسلامي نیز عليه ترکيه جنبه علنی و حادی گرفته است. تقريبا روزي نيست که امامان جمعه در شهرهاي مختلف ایران ترکيه را به باد انتقاد نگيرند و آنرا تهديد نکنند. همين چند روز پيش امام جمعه مشهد گفته: "هدف آمریکا و اسرائیل این است که با کمک نوکر حلقه به گوش خود ترکیه، سوریه و عراق را اشغال نظامی کنند و در نتیجه ایران برای دفاع از این دو کشور وارد میدان شود و آنها با نفوذ داعش به مرز کشورما امنیت را بخطر بیندازند."

در تازه ترين اظهارات رئيس مجلس اسلامي علي لاريجاني گفته است: " نباید از حرکات خطرناک ترکیه در عراق و سوریه غافل شد."

همين دو رو روز پيش نيز روزنامه جمهوري اسلامي که از سياستهاي رفسنجاني حمايت ميکند مساله را از قالب سوريه خارج کرده و بصورت مشخص نوشته دولت ترکیه، اکنون به یک تهدید برای امنیت منطقه و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است. این تهدید را دولتمردان ما نباید نادیده بگیرند یا از کنار آن با غفلت و بی تفاوتی عبور کنند. همين روزنامه توصيه کرده است مسئولان ایرانی باید برای بازداشتن دولتمردان ترکیه از مشارکت در توطئه ای که آمریکا در سوریه و عراق درحال اجرای آنست به اقدامات عملی جدی روی آورند و به شعار دادن اکتفا نکنند.

در ادامه همين سياست است که بلند گوهاي تبليغاتي ايران با حمايت از مبارزان کرد در کوباني ضمن مخالفت با دخالت نظامي ترکيه توصيه کرده اند که ترکيه به داوطلبان کرد اجازه دهد که به کمک کوباني بروند. نکته قابل تعمق آنجاست که به روايت منابع کردي، همين دو ماە پیش همزمان با حملە داعش بە شنگال و مخمور در کردستان عراق،خود حکومت ایران در حاليکه سازمانهای کرد ایرانی برای مقابلە با داعش اعلام آمادگی کرده و نیروی نظامی بە مناطق جنگی فرستادند از کانالهای مختلف خود بە حکومت اقلیم کردستان هشدار داد و آنان را از جبهەهای جنگ بازگرداند.

همپیمانی کردها و چپ ها در حمله به ترکیه

از نقطه نظر کردها و همراه با آنان نيروهاي چپ، اهميت کوباني به خاطر حفظ يکي از چند منطقه خود مختار کردي در داخل سوريه میباشد. اينجا يکي از چند شهر و بنا به روايت کردهاي سوريه يکي از چند کانتوني است که هم هويت کردي و مستقل از هويت عربي سوريه دارد و هم نمونه اي از يک جامعه سوسياليستي است. کساني حتي پيدا شده اند که اين اين کانتون ها را در رديف کمون پاريس قرار داده اند، هر چند که نه پايه ناسيوناليستي آن، نه حمايت قدرتهاي سرمايه داري غربي از آن و نه روابط دروني کوباني سنخيتي با کمون پاريس نشان ميدهد. نماد هائي که از سوي محافل کرد از کوباني منتشر ميشود متمرکز برتصویر زنان رزمنده کرد است. در اين تصاوير رزمندگان مرد کمتر ديده ميشوند بطوریکه اگر به صرف این تصاویر قضاوت شود چنین مینماید که از کوباني صرفا زنان دفاع ميکنند هرچند که در واقعيت امر غيبت مردان رزمنده در تصاوير منتشره ، بیشتر براي جلب حمایت افکار عمومي میتواند تفسیر شود. جدا از همه حرف و حديث ها در اين موارد، به هر حال کوباني نقطه تلاقي کار مشترک کردها و نيروهاي چپ قرار گرفته است. در اين کار مشترک برای دفاع از کانتونهای کوبانی نکته چشمگيري که شديدا توي ذوق ميزند در سایه قرار دادن داعش و در عوض، تمرکز حملات تخريبي به ترکيه به عنوان دشمن اصلي است. تقريبا هيچ نوشته اي از شخصيتهاي چپ و کرد ايراني و هيچ بيانيه اي از سازمانهاي سياسي ايراني نيست که در آن ترکيه در مرکز حملات تبليغاتي قرار نگرفته باشد. نمونه هائي از تعبيرات بکار رفته خود گوياي جوي است که در اين رابطه ايجاد شده است:

دولت ترکیه که در آرزوی قتل عام مدافعان کوبانی توسط آدم خواران داعشی لحظه شماری می کند، در فراهم آوردن شرایط قتل عام مبارزان کوبانی عملآ همدست داعشی هاست.

. در این میان حکومت فاشیست و نئوعثمانی حزب “عدالت و توسعه” ترکیه ، این مدافع اصلی داعش در آتشی که بر آفروخته ، دارد می سوزد.“

جلوگیری پلیس و ارتش ترکیه از ورود داوطلبان کرد و چپگرایان ترک به کوبانی برای جلوگیری از سقوط این شهر به خوبی نشان می دهد که نمایش صف تانک ها و آماده باش ارتش ترکیه بیش از آنچه اقدامی پیشگیرانه علیه داعش باشد یک آمادگی برای بعد از بروز فاجعه و رقم زدن معادلات جدیدی به نفع سیاست های ماجراجویانه اردوغان خواهد بود. ترکیه اردوغان دارد با ارزش های انسانی به نفع منویات ماجراجویانه در عرصه سیاست خارجی بازی می کند

حتی در اطلاعيه تعدادي از سازمانهاي چپ ايراني دولت ترکیه را سرکوبگر مردم کوباني معرفي کرده است و گفته شده : “. پیغام نهفته در مقاومت کوبانی امیدهای رهایی بخش، آزادی خواهانه و حق تعیین سرنوشت را بسیار فراتر از مرزهای کوبانی دست کم در منطقه خاورمیانه رساتر از همیشه فریاد می زند و درست جوهر همین پیغام است که دولت اسلامی و ائتلاف بین المللی ضد داعش به رهبری آمریکا و دولت ترکیه را در سرکوب این مردم همسو نموده است (اين سازمان هاي محترم چپ ايراني البته لزومي به ديدن اين واقعيت ها نديده اند که نيروهاي ائتلاف مواضع داعش را در اطراف کوباني بمباران ميکنند و مدافعان کرد کوباني نيز به آنها گرا ميدهند و بيش از يکصد و هشتاد هزار اهالي کوباني نیز در ترکيه پناه گرفته اند.)

اين يکسو نگري و تبليغات بي محتوا صرفا به سازمانهاي چپ و نويسندگان کرد محدود نميشود. همين سايت اخبار روز که ارگان بخش مهمي از چپ ايراني است وقتي در باره تظاهرات ترکيه و کشته شدن چندين نفر که عمدتا ناشي از درگيري بین گروه های مسلح کرد طرفدار پ ک ک و گروه های اسلام گرای کرد حزب الله بود تيتر ميزند به جای مقابله با داعش، ترکیه کردها را می کشد، خيلي از مسائل را به عيان نشان ميدهد.

کوبانی در قاب بزرگ حوادث عراق و سوریه

اگر اهميت کوباني براي کشورهاي و گروه هاي مرتبط به شرح بالا را در يک قاب بزرگتري ببينيم و همراه با آن به رويداد هاي عراق هم نگاهي بياندازيم ميتوانيم استثنائي بودن نبردهاي کوباني را بيشتر به ببينيم. پيش از اين در عراق اهالی ترکمن تلعفر و آمرالی و حتي اهالي جامعه موسوم به يزيدي ها (مدياي ايراني براي عدم ايجاد حساسيت بخاطر نام يزيد به آنها ايزدي ميگويند) نيز مورد حملات وحشيانه داعش قرار داشتند. در اين مناطق قربانيان که عموما غير نظامي بودند جائي براي پناه نداشتند و زير تيغ حملات وحشيانه داعشي ها قرار داشتند. ما در اين مناطق اين نقطه تلاقي ائتلاف بين المللي، حکومت ايران، محافل کرد و چپ ايراني را نميبينيم و دليل نديدنمان هم اين بود که چنين نقطه تلاقي اصلا وجود نداشت. ائتلاف بين المللي بر عليه داعش وجود نداشت، بمباران مواضع داعش توسط هواپيماهاي ائتلاف پس از تهدید اربیل مطرح شد، مساله دخالت نظامي ترکيه در سوريه بميان نيامده بود تا حکومت ايران را رو در روي ترکيه قرار دهد. چپ ايران لزومي به دفاع از ترکمن هاي تلعفر و امرالي نميديد و کردها نيز در اقليم کردستان با غنیمت شمردن فرصت طلائی پیشروی داعش در موصل، سرگرم تصرف و محکم کردن جاي پا در مناطق نفت خيز کرکوک بودند و سرنوشت بی پناهان تلعفر و امرالي برايشان اهميتي نداشت.

منطق جنگ تبليغاتي عليه ترکيه

ناگفته پيداست که در جنگ تبليغاتي حکومت ايران و محافلي از چپ بين المللي و مدعی همیشه صحنه یعنی لابی ارمنی ها بر عليه دولت ترکيه، مورد شگفت انگيزي ديده نميشود. چيزي که اين وسط اصلا قابل درک نيست برخورد خصمانه کردها و چپ ايراني به سياست ترکيه ميباشد. در شرائطي که در پي سالها کشمکش و کشت وکشتار در ترکيه، دولت اردوغان با گشايش فضا و مصالحه امکاناتي براي کردها در ترکيه فراهم کرده که در هيچ نقطه دنيا از آن برخوردار نيستند، در شرائطي که احزاب نزديک به پ ک ک که تا ديروز در شهرهاي ترکيه بمب منفجر ميکردند با آزادي عمل به مجلس ملي ترکيه بيش از سی نماينده فرستاده اند ، در شرائطي که ترکيه مرزهاي خود را به سوي پناهجويان کرد کوباني باز گذاشته و اغلب جمعيت غير نظامي کوباني را مهمان کرده است و در شرائطي که خود حزب وابسته به پ ک ک که همپیمان گروه هاي درگير در کوباني است با مداخله نظامي ترکيه در کوباني رسما مخالفت کرده است، حملات تبليغاتي هيستريک سیاسیون کرد ايرانی که هيچ يک از اين امتيازات را در ايران ندارند قابل درک نيست. بهانه اي که دولت ايران و محافل کرد و چپ ايراني براي حمله به دولت ترکيه ميگيرند و آن اينکه گويا اين کشور به اعزام داوطلبان کرد از خاک ترکيه به کوباني روي خوش نشان نميدهد، بيش از اندازه بي اعتبار و غير منطقي است که جاي بحث داشته باشد. طبيعي است که هيچ داوطلبي بدون آموزش نظامي و بدون اسلحه کاري از پيش نميبرد و تسليح رزمندگان با تجربه ای که پيشتر در صفوف پ ک ک مشغول جنگ و جدال با ارتش آن کشور بودند از هیچ دولت مسئولی انتظار نمیرود. گذشته از اين، وابستگان پ ک ک تا کنون اجازه دولت ترکيه را براي عبور از مرز و پناه گرفتن در عراق و سوريه لازم نداشتند که اينک نيز برای رفتن به کوباني مجوز نیاز داشته باشند.

حملات دامنه دار چپ ايراني بر عليه ترکيه نيز غير قابل توجيه و حيرت آور است. اين نوع موضع گيري ها در خلاء انجام نميشود و طبيعي است که وقتي بدون توجه به شرائط موجود منطقه و بخصوص وضعيت خود ايران مطرح ميشود نشانی از منطق نميتواند داشته باشد. اگر مقامات جمهوري اسلامي با همه شقاوت و سرکوبگري شان ناگهان نگران حقوق سياهان در آمريکا ميشوند بر فريبکاري آنها نميشود خرده گرفت، اما نيروهائي که خود را دموکرات ميدانند و قاعدتا نبايد رفتاري مشابه فريبکاران داشته باشند. چپ ايراني ميتواند بطور عام با سيستم حکومتي و سيستم اقصادي ترکيه موافق نباشد اما اگر در مقايسه با شرائطي که خود در ايران بسر ميبرد و يا در مقايسه با مورد مشخص سوريه که کوباني جزئي از آن سرزمين است تيغ تيز حملاتش را به ترکيه نشانه رود سوال بر انگيز ميشود. ترکيه اي که به اقليت کرد امتيازاتي داده که تصور گوشه از آن در ايران، پان ايرانيسم را به جنون ميکشاند. کشوري که انتخاباتش را کسي زير سوال نميبرد، اقليت هاي ملي آن حقوقي دارد که در ايران خوابش را هم نميشود ديد، حکومتي که اعدام را کنار گذاشته است، سيستمي که در آن زنان به صرف زن بودن تحت فشار سيستماتيک دولتي نيستند، کشوري که مديا در آن آزاد است و کشوري که مردمش براي تامين زندگي خود کليه و فرزند خردسالشان را به حراج نميگذارند. اينکه چپ ايراني به حکومت های سوريه و ايران که مسببان اصلي فلاکت مردم سوريه اند بي اعتنا بوده و به ترکيه بند ميکند انصافا نمونه قابل مطالعه ايست.

کوبانی و سوء استفاده پان ایرانیست ها

گذشته از مواردي که در بالا اشاره شد گروه ديگري نيز با حوادث کوباني به صحنه آمدند که لزوما هيچ ارتباطي با چپ ها و کردها ندارند. به نظر ميرسد نبردهاي کوباني و موج حملات تبلیغاتی بر علیه ترکیه ظرفيتي براي عقده گشائي اينان بر عليه ترکها ايجاد کرده و نسل باستان پرست در اوهام فرورفته اي که احساس خود کم بيني ديوانه اش کرده با سخيف ترين کلمات و توهين ها به ترک ها حمله ور شده است. در کارزار اينها حتي صورت ظاهر نيز حفظ نميشود و مساله به سياستهاي دولت ترکيه محدود نميشود. اينها علنا و صريحا به همه ترکها توهين ميکنند، با نثار اصطلاحات و تعابير نژاد پرستانه و رذيلانه از ترکها ميخواهند به مغولستان به روند و یا بمیرند. اينکه دفاع از کمون ادعائي چپ ايراني و حمايت از جريان خودمختار کردها اين چنين زمينه اي براي همراهي و حمايت ارتجاعي ترين قشر نژاد پرستان ايجاد ميکند قاعدتا بايد براي کردها و چپ ايراني هشدار دهنده باشد.

در باره سیاستی که کردها را در مقابل ترک ها قرار میدهد

واقعيت اينست که کوباني تنها نقطه اي نيست که کردها بر عليه مصالح خود کار ميکنند. همراهي سخنگويان و احزاب کردي با تحرکات گاه بگاه محافل مشکوک در مناطق مختلف آذربايجان غربي مورد تاسف بار ديگري در اين زمينه است. اين تحرکات، هم از نقطه نظر تبليغاتي و طرح نقشه هاي توسعه طلبانه ارضي در آذربايجان غربي و هم از نقطه نظر عمليات نظامي بر عليه نيروهاي حکومت مرکزي در اين مناطق، تاثيرات منفي در همبستگي ائتنيک هاي مختلف براي کسب حقوق ملي ايجاد ميکند که در نهايت زيانش در درجه اول متوجه جنبش ملي کرد در ايران ميشود.

تصور نميکنم کسي در اين شک داشته باشد که در آرايش کنوني نيروها -خواه از نظر نظامي و خواه از نظر اجتماعي و سياسي- اميدي براي کسب خودمختاري مدني و سياسي کردهاي ساکن ايران بدون حمايت جدي ترکها وجود داشته باشد. نه وزن جمعيتي، نه وزن سياسي و نه وزن اجتماعي و نظامي آنها چنين امکاني را محتمل ميسازد. هم حکومت ايران و هم نيروهاي پان ايرانيست نيز اين مساله را ميدانند و به همين دليل نيز به هر اقدامي دست ميزنند تا از اتحاد عمل ترکها و کردها در ايران براي کسب حقوق ملي اشان جلوگيري کنند. هر چند پان ايرانيستها در حرف، خود را دوستدار کردها وانمود کرده و ترکها را بيگانه حساب ميکنند اما در اصل در مقابل هر گونه تمايل خود مختاري مدني، فرهنگي و سياسي حساس اند و به همين منظور با ايجاد نفرت بين ترکها و کردها بخصوص در منطقه غرب آذربايجان، در تشکیل يک جبهه متحد در مقابل خود مانع میتراشند. وقتي مساله به حکومت ايران مربوط ميشود مساله از حالت تبليغي با عمل نظامي نيز همراه میشود که تحرکات گروه کردي پژاک وابسته به پ ک ک در آذربايجان غربي نمونه بازر آن است.

اين که ايجاد پژاک حاصل آزادی عمل پ ک ک در آذربایجان غربی است و اينکه حملات مسلحانه گاه بگاه اين گروه که به عوض کردستان ايران در شهرهاي آذربايجان غربي صورت ميگيرد در خدمت اهداف حکومت ایران است راز سر به مهری نیست. انجام فعاليت مسلحانه در مناطق آذربايجان از طرف هر سازمان کردي نيز که صورت گيرد نه تنها کمکي به پيش برد مبارزه خود کردها نميکند بلکه در اتحاد عمل مردم ايران در مبارزه براي حقوق ملي مانع ايجاد کرده و بصورت جدي به ايجاد شکاف بين ترکها و کردها خدمت میکند. ترکها نه تنها اين اقدامات را با توجه به سوابق تاريخي متعدد از جمله نمونه سولدوز که خاطرات تلخ آن هنوز در اذهان ترکها زنده است ارزيابي ميکنند بلکه از آنطرف حکومت ايران نيز به سادگي کشته هاي نيروهاي دولتي را به عنوان شهيدان مبارزه با توسعه طلبي کردي به مردم قالب کرده و چنين ميشود که امام جمعه معلوم الحالي ملجا پناه بخشي از ترکها قرار ميگيرد و سرهنگ پاسداري که در ديگر موارد خود در نقش يکي از مهره هاي سرکوب اهالي آذربايجان ظاهر ميشود ناگهان شهيد راه دفاع از خاک اين خطه معرفي ميشود.

سلسله جريانات عمليات رواني و ايذائي متعددي که حکومت ايران و همدستان پان ايرانيستش براي ايجاد شکاف و نفرت پراکني دست ميزند ابعاد دیگری را نیز شامل میشود. وقتي همين اواخر برخي اعضا مجلس اسلامي از مناطق کردنشين که خود در هر حال از صافي شوراي نگهبان گذشته و چيزي جز منويات عالي نظام طرح نميکنند، ناگهان نغمه تغيير نام استان آذربايجان غربي را ساز ميکنند و از آنطرف عضو ترک مجلس شورا از اورميه نيز شعار ميدهد که مگر از روي جنازه وي رد شوند، خود نمونه نرم افزاري دیگری از جنس تحرکات پژاک به حساب میآيد. تاسف آور اينست که اين قبيل شيوه هاي جنگ رواني و تخريبي که مانعي بر سر اتحاد عمل ترکها و کردها است و در نهايت آب به آسیاب محافلي ميریزد که کوچکترين حقوق ملي ائتنيک هاي غير فارس را نمي پذيرند، حتي از ميان خود شخصيتها و احزاب کردي نيز حمایت میشود و چنين مينمايد که گويا اینان در سناريوئي که پان ايرانيسم تماميت خواه در اين زمينه نوشته است نقش خود را پذیرفته وبه خوبي ايفا ميکنند.

نيروهاي روشنفکر ترقي خواه ايراني و بخصوص نيروهاي جوان و فعال کرد بهتر است بخاطر سعادت همه مردم ايران و بخصوص به خاطر کسب حقوق ملي مردم خود، با تحلیل عمیقتر مسائل در دام پان ایرانیست ها قرار نگیرند. بدون اتحاد عمل همه نيروهاي ملي و مترقي، بدون دور شدن از برخوردهاي احساسي و بي منطق و بدون هشياري در مقابل حوادث، صحنه سياسي ايران همچنان بصورت بسته به نفع نیروهای توتالیتر باقی مانده و مرکز یکه تازي و حرکات ويرانگر نيروهاي ارتجاعي خواهد بود.

 

سیزدهم اکتبر 2014

 


کامنت های درج شده در ذیل این نوشته به نقل از سایت اخبار روز

http://akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=63007

از : بهروز الف

عنوان : اقای یاشار قبول کردن خطا، اولین شرط جدایی از تفکر دیکتاتوری است

اقای یاشار مقاله ای سرشار از یک جانبه نگری، شعاری علیه "فارس" و "ایرانیگ و "آریایی" (صد البته این ها همه از دید ایشان ابدا نشانی از نژاد پرستی، توهین به نژاد های دیگر، شیفته تفکر پان ترکیسم و ... نیست) با مخالفت بسیاری از آگاهان خواننده سایت اخبار روز شد. ایشان بجای قبول خطا که شرط اولیه جدایی از تفکر دیکتاتوری هست، به پاسخگویی مبتذل با مزه پراکنی و نمک پاشی مبتذل تر روی آوردند. معلوم نیست این جناب که اینقدر ضدیت با ایرانی و فارس و اریایی دارد چرا در یک سایت ایرانی مزه پراکنی میکند و تفکرات بغایت انحرافی و مخرب را رواج میدهد؟ چرا ایشان نیمروند آنکارا و یک شغل آب و نان دار از همفکر داعیشان نشسته در کاخ ریاست جمهوری ترکیه طلب نمیکند که بسیار شایسته آن هست؟ جناب یاشار، سرزمین ایران هزاران سال هست که خانه آذری، لر، بلوچی، کرد، گیلکی، اعراب جنوب، فارس و قشقایی و ..... هست و یاقی میماند. سرزمین توران، نه عثمانی و نه داعش حاکم بر سرزمین مان و نه داعش حاکم بر ترکیه خواهند توانست این سرزمین را از ساکنین اش جدا کردند و آنها را به جان هم اندازند. لطفن بساط معرکه گیری خود را در جایی دیگر پهن کنید

ممنون

۶۵۰۵۰ - تاریخ انتشار : ۲۵ مهر ۱٣۹٣       

     از : یاشار گولشن

عنوان : در پاسخ کامنت ها

با تشکر از همه آنهائی که زیر این مقاله کامنت گذاشتند، من بدون اعتنا به اتهامات و بد وبیراهی که به من نثار نموده اند در مورد مطالب کلیدی این کامنتها نظرم را مینویسم:

آقای محمد براتی یک ایرادی گرفته اند که “نویسنــده ی این مقاله یک جمله از امام جمعــه یک شهرستان گرفتــه وچنان آن را بزرگ نمایی کرده توگویی این اولیــن بار است که از امامان جمعــه این کشور حرفی برخلاف سیاست های دولت شنیده است” . در این مورد به ایشان یاداوری میکنم که در متن مقاله، هم از امامان جمعه که عموما از گروه های موسوم به اصول گرا هستند، هم از لاریجانی که تا حدودی خط خامنه ای را پیش میبرد و هم از روزنامه نزدیک به رفسنجانی رفرنس آورده ام. دولتی ها را هم میدانید که مرتبا به ترکیه برای دور ماندن از سوریه هشدار میدهند. اگر این چند رفرنس، خط جامع حکومتی را برای آقای براتی نشان نمیدهد دیگر چه سند دیگری لازم است؟

آقای برزویه طبیب مطرح کرده که “آیا ترکیه در پرورش داعش نقش داشته است یا نه؟ آش انقدر شور بوده که جو بایدن هم فهمیده است.“ جواب من بر اساس آنچه که خوانده و دیده ام اینست که خیلی ها از جمله ترکیه، مستقیم یا غیر مستقیم دخیل بودند. اما اگر ریشه اصلی کار را بخواهیم موشکافی کنیم آن را باید در سرکوب بی امان تظاهرات بهار عربی در سوریه ببینیم. در تونس و مصر و الجزایر نیز تظاهرات بود و طولانی مدت هم بود اما داعش درست نشد. در آنجا کسی با هواپیماهای جنگی به بمباران غیر نظامیان نه پرداخت. در آنجا پاسداران ایرانی خط سرکوب ندادند و روسیه پشتیبان بقای رژیم به هر قیمت نبود. اینکه روی یک نگاه سیاسی و روی نگاه ضد ترکی بخشی از ایرانیان همه این جریانات را به ترکیه محدود کنیم جای ایراد است. در مورد حرف جو بایدن هم مساله را زیاد نباید جدی گرفت. بالاخره انتخابات ماه نوامبر کنگره است و رفع مسئولیت خود آمریکا، ضمن اینکه همین جو بایدن بخاطر آن حرفش از ترکیه عذر خواسته است.

آقای برزویه طبیب همچنین میپرسد “از یک طرف میگویید پ کا کا، در مجلس ترکیه نماینده دارد و از طرف دیگر میگویید اینها بمب اندازان سابق هستند که صلاح نیست مسلح شوند؟”. استنباط من اینست که ایشان مشکلی نمیبیند که هر دسته و گروه و شخص از جمله کسانی که قبلا در شهرها بمب منفجر میکردند، با دست خود دولت مسلح شوند. این پیشنهاد از سوی پ ک ک ممکن است طبیعی به نظر برسد اما قبول آن توسط یک دولت حاکم غیر معقول است.

ایشان پرسیده اند ”آیا سیاست ترکیه دخالت نظامی در سوریه به منظور تعویض حکومت هست یا نه؟ گویا جواب شما مثبت است، خوب آیا وظیفه یک نیروی مترقی مخالفت با چنین سیاستی نیست؟” جواب من این است که بستگی دارد. وقتی حکومت سوریه مردم و شهرهای خود را با کمک ایرانی ها و روسها بمباران میکند و صلح منطقه را به خطر انداخته و امنیت ترکیه را نیز با گسیل کردن انبوه مردم بصورت پناهنده به خطر انداخته، به نظر من وطیفه یک نیروی مترقی حمایت از ختم این فجایع است.

سر آخر پرسیده اند “ایا اینکه کردها در ترکیه حقوقی دارند که در ایران ندارند، اردوغان را ، به به ، میکند؟” جواب من اینست که نه! لزوما "به به" نمیکند اما اگر کسانی به موازات سیاست حکومت ایران و به نیت اخلال در روند صلحی که به کردها حقوقی میدهد که در ایران خوابش را هم نمیبینند فعالیت کنند، جای حرف دارد.

اقای برزویه حرف جالبی نیز زده است که من آنرا در اینجا تکرار میکنم تا بعدا در جوابی که به آقای کبیری خواهم داد از آن استفاده کنم “ولی بدیهی است که در مورد کوبانی نه تنها مسئله حقوق بشر، بلکه مسئله حمایت از راه و رسم مثلا دخالت دادن زنان در تصمیمات اجتماعی هم مطرح است. هر وقت ترکمن عراقی هم کانتون خودش را برپا کرد حمایت مضاعف چپ را خواهد داشت،

آقای بهروز الف که خود را آذری میداند مطلبی گفته که مرا از پرداختن به بقیه صحبتهایش بی نیاز کرده “در سرزمین های دیکتاتور زده بخصوص نوع مذهبی آن از جمله در ترکیه، دره عمیقی بین ملت و دولت وجود دارد.” لابد از دید آقای بهروز الف این دره عمیق در ترکیه ناشی از وجود شورای نگهبان، پاسداران سرکوب و شکنجه، رکورد اعدام سیاسی و غیر سیاسی، عدم وجود احزاب سیاسی و انتخابات آزاد و خیلی از برکات و نعماتی که در "ایران بدون دره" وجود دارد میباشد.

آقای هوشور میگوید “چطور میشود از کشور و دولت اسلامی ترکیه دفاع نمود در حالیکه قریب به دو هفته است که تانک‌های این کشور در ۱۰۰ متری کوبانی موضع گرفته اند و کشتار کرد‌ها را توسط جنایتکاران داعش تماشا کرده و از کمک به کرد‌ها با چنین موضع دفاعی از یکی‌ از عقب مانده‌ترین دولتهای دنیا سخن از ترقی‌ خواهی‌ مسخره است.” نظر من در این مورد اینست که وقتی هدف، ایراد گرفتن باشد ز هر طرف که کشته شود سود اسلام است!. از یک طرف میشود مخالف دخالت نظامی بود و در پارلمان ترکیه به آن رای منفی داد و همه جا گفت که "ترکیه نئوعثمانی" حق مداخله نظامی در سوریه ندارد و از طرف دیگر شاکی شد که چرا تانکهای ترکیه وارد سوریه نمیشوند.

آقای حمید ارجمند با قاطعیت از “همکاری اثبات شده اردوغان یا دولت ترکیه با آدم خواران داعش!” صحبت میکند که لابد برای آقای ارجمند اثبات شده است. ترکیه ای که عضو ناتو ست و ششمین کشور توریست پذیر دنیاست حتما دور از چشم همه دنیا دارد دستی دستی تروریسم را به ترکیه میکشاند تا توریست ها را فراری دهد. اما آقای ارجمند جوهر حرف خود را در قالب این جمله میگوید “اوصولا هر شخص و هر جریانی که سعی در انداختن نفاق در میان ایرانیان باشد و زیر نقاب فارس و ترک و یا کرد باید او را بنوعی داعشی دانست که سر نخش هم در باکو و آنکارا میتواند باشد .” من جوابی به این که این وسط باکو چه ربطی به کوبانی دارد را پیدا نکردم و باید خود آقای بهروز الف توضیح دهد.

آقای مرتضی نیکی نیز گفته که “حساسیت در قبال مدافعان کوبانی فراتر از سیاست، دفاع از حقوق انسانها برای انتخاب نوع زندگی شان است” این حرف ایشان را هم داشته باشید تا در جواب آقای کبیری به آن برسم.

اقای نیکی حرف دیگری نیز زده اند که به نوعی پاسخ به آقای هوشور است و در نتیجه بی نیاز از توضیح من: “مدافعان کوبانی و مردم کردستان خواهان دخالت نظامی دولت ترکیه نیستند، “ ایشان اضافه میکند که “اما جلوگیری ازورود داوطلبان کورد به کوبانی، نه تنها به نا آرامیهای شهرهای ترکیه انجامیده، که مدافعان و مردم غیرنظامی کوبانی را با سرنوشت غم انگیزی روبرو کرده که با هیچ عنوانی نمی توان آنرا توجیه کرد.” من در متن مقاله در این زمینه نظرم را نوشته ام.

ایشان در ادامه از من پرسیده اند که “گر کوبانی یکی از شهرهای ترک نشین بود و زنان و مردان آن در دفاع ازآزادی انتخاب خود قیام میکردند، آیا شما هنوز در دفاع از سیاستهای دولت ترکیه قلم میزدید؟” جواب من اتفاقا مستند است. میتوانیم به نمونه امرالی و تلعفر و کرکوک نگاه کنیم. وقتی ترکیه وارد عمل نشد البته کسانی ناراضی شدند، اما اگر کسانی همپای سیاست دولت ایران و زیر اسکورت (یا عدم مداخله) مامورین در جلوی سفارت ترکیه فریاد مرگ بر ترکیه سر میدادند و صفحات فیس بوک و مدیای فارس مملو از توهین به ترک ها میشد مشخص بود که یک جای کار میلنگد.

کامنت آقای فرهاد هر چند شامل ۵ بند است اما در کل حول این مساله است که داعش ساخته و پرداخته ترکیه است. من در این مورد در جواب آقای برزویه توضیح دادم و تکرار نمیکنم فقط این نکته را به آقای فرهاد تذکر میدهم که اگر هم حرفهای شما درست باشد باز هم غیر عادی بودن کمپین یکباره علیه دولت ترکیه با حمایت حکومت ایران و پان ایرانیست ها غیر قابل درک است.

آقای محمود ماهانی ضمن اینکه به نکته جالبی اشاره میکند و آن اینکه “در ماجرای سوریه غرب به همراهی کشورهای عربی و ترکیه متحد شدند و از جنبش مردم علیه اسد دیکتاتور حمایت کنند. تا این جا کار درست بود” اما از این مساله میگذرد که چگونه شد که این جنبش به جایگاه “مبارزه گروه های متنوع افراط گرا ی تندرو مذهبی” تبدیل شد. من در این زمینه در بالا توضیح دادم.

آقای ماهانی یک نکته هم گفته که “انتظار تازه این نیست که ترکیه وارد کارزار جنگ شود . انتظار ان است که مانع تراشی نکند که متاسفانه می کند با توجیهات عجیب و غریب ربط مساله به اسد. این جا مساله انتظار انسانی مطرح است نه ترک و کرد”. توصیه من به آقای ماهانی اینست که اولا کامنت آقایان برزویه و نیکی را هم بخوانند و مساله را با آنها به نوعی حل کنند که آیا مساله سیاسی است یا انسانی و دوم اینکه مشخصا معلوم کنند که مشکل سوریه و رنجهای آوارگان آن با وجود اسد و جنایتکاران داعشی که از بقای اسد سود میبرند چگونه باید حل شود.

مطلبی هم آقای مهدی تبریزی از سایت پیک نت نقل کرده که با تشکر از ایشان آنرا هم من به عنوان یکی از دلایل توجیهی خودم میتوانم به متن اصلی اضافه کنم (هر چند منظور آقای مهدی این نبود). هر چه باشد این سایت از خط و خطوط رفسنجانی و روحانی حمایت میکند و حتی در مواردی اگر از خامنه ای هم انتقاد شود بخصوص اگر انتقاد کننده از ترکیه باشد خوشایندش نیست.

اما میرسیم به کامنت آقای علی کبیری که جایگاه ویژه ای دارد.

یکی از شانس هائی که یکی از طرفها در بحث میتواند داشته باشد اینست که طرف دیگر حرفهای خود را با عصبیت بزند. در این حالت حرفهائی زده میشود و عکس العملهائی نشان داده میشود که در حالت نرمال در سایه قرار میگیرد. کامنت آقای کبیری از این نوع هاست.

اول اینکه ایشان حتی این حق را هم به من نمیدهد که اسمم را به ترکی بنویسم. چرایش لابد به خاطر اینست که وی فارسی را محور میداند تا حدی که به خودش اجازه میدهد که تکلیف نوع نوشتن اسم مرا هم تعیین کند. نکته جالبی است که میتواند برای حداد عادل نیز راهنما باشد تا در کنار همه تضییقات برای حق انتخاب نام غیر فارسی برای نوزادان، دماغش را در نوشته های اینترنتی هم فرو کند که مبادا بزرگسالان نامشان را غیر فارسی بنویسند.

دوم اینکه ایشان ناخواسته (لابد)، دقیقا جوهر نوشته مرا به خودم بر گردانده و برسرم فریاد کرده که “آیا شرم وخجالت هم سرت میشود که یک مسألهء انسانی را باآب وتاب و چرخاندن قلم، به عنوان یک مسألهء سیاسی وانمودمیکنی؟...عدهء بیشماری انسان، چه یزیدی، چه سنی، چه آسوری، چه کرد، چه عرب یا مسیحی دارند تاوان سیاستهای ارتجاعی حکومت ترکیه و همدستان ایرانی نمای دستاربندش رامیدهند"

اگر تعابیر “حکومت ترکیه” و “همدستان ایرانی نمای دستاربندش” را از کامنت آقای کبیری دربیاوریم آیا نقل قول بالا با نوشته من یک مضمون را ندارند؟ من گفته ام “پیش از این در عراق اهالی ترکمن تلعفر و آمرالی و حتی اهالی جامعه موسوم به یزیدی نیز مورد حملات وحشیانه داعش قرار داشتند. در این مناطق قربانیان که عموما غیر نظامی بودند جائی برای پناه نداشتند و زیر تیغ حملات وحشیانه داعشی ها قرار داشتند. ما در این مناطق این نقطه تلاقی ائتلاف بین المللی، حکومت ایران، محافل کرد و چپ ایرانی را نمیبینیم و دلیل ندیدنمان هم این بود که چنین نقطه تلاقی اصلا وجود نداشت.” من هم حرفم همین است که نباید مساله انسانی را سیاسی کرد و جوهر حرف من جلب توجه عموم به تصویر بزرگتر قضایا است. در بالا به کامنت آقای برزویه طبیب اشاره کرده بودم. اگر من نیز عصبی میشدم باید الان میگفتم: آقای برزویه طبیب! آیا شرم وخجالت هم سرت میشود که یک مسألهء انسانی را باآب وتاب و چرخاندن قلم، به عنوان یک مسألهء سیاسی وانمودمیکنی و میگوئی “هر وقت ترکمن عراقی هم کانتون خودش را برپا کرد حمایت مضاعف چپ را خواهد داشت،”. ناگفته پیداست که من هیچ وقت این کلمات توهین آمیز را بکار نمیبرم. همه حرف من در این نوشته را اگر خلاصه کنید اینست که مقاومت کوبانی یک مساله انسانی است اما این مساله انسانی در موقعی که هواپیماهای اسد شهرها را تل خاک میکردند نیز به درجات بیشتری بود، در امرالی و تلعفر هم بود اما اینکه یک مرتبه ناگهان از حکومت ایران گرفته تا چپ و راست و کرد، ترکیه را شیطان مجسم قلمداد کرده و تو گوئی یک مرکز هماهنگی مساله را اداره میکند، صدای مرگ بر ترکیه از همه جا به گوش برسد و در کنار آن صفحات شبکه های اجتماعی را موج حملات بیمارگونه به ترکها فرا بگیرد غیر قابل درک و حتی مشکوک است و در عین حال به نفع همبستگی دو ملت ترک و کرد در ایران هم نیست. اگر من آئینه ای را بالا آورده ام و به قاب بزرگتری از صحنه اشاره میکنم نه تقصیر آئینه است و نه تقصیر من.

نکته سومی هم در کامنت آقای کبیری هست که با صراحت، آنچیزی را که من بصورت اشاره در متن آورده ام را تائید کرده است. در نوشته من مطلبی به این مضمون است که “نسل باستان پرست در اوهام فرورفته ای که احساس خود کم بینی دیوانه اش کرده” و آقای کبیری میگوید “اگر خیانتهای آخوندها به ملت وکشورمانبود، هیچگاه امکان نداشت که ترکیه به چنین آلاف و اُلوفی برسد”. به این اصطلاح "آلاف و اُلوفی" دقت لازم است. هر چند من به کنایه گفته بودم که بخشی از ریشه های حملات هیستریک پان ایرانیستها به ترکیه از " احساس خود کم بینی " ناشی میشود اما انصافا توصیف آقای کبیری دقیقتر است. میدانیم که اصطلاح "آلاف و اُلوف" از زبان ثروتمندان اشرافی منش نسبت به تازه به دوران رسیده ها ابراز میشود اما مشخص نیست که مسلک آقای کبیری که قاعدتا سنخیتی با اشراف منشی نباید داشته باشد چگونه با این اصطلاح جور در میاید. تنها راه این میماند که آنرا به همان لحن عصبانی آقای کبیری مربوط بدانم که نا خواسته احساس و تمایل درونی اش را بر ملا کرده و بند را آب داده است، گیرم که این ادعاهای اشراف منشانه، اوهامی بیش نباشد.

۶۵۰۴۹ - تاریخ انتشار : ۲۵ مهر ۱٣۹٣       

     از : ابوترک التبریزی

عنوان : چپ ورشکسته دست به دامان راست

ای یاشار ای گلشن انصافا خوب نوشته ای که این برادران پان مارکسیست همه جانبه حمله ور شده اند. اسلام گرایی این حاجی اردوغان بهانه جالب انگیزی به دست کسانی که ذاتا از هر نوع دولت و حکومتی که ضبغه ترکی داشته باشد متنفرند داده است این دروغگویان مدعی اند که ترکیه مرزها را بروی پناهندگان عین العرب (به اصطلاح کوبانی) بسته است مساله این است که مهم نیست که شما با دلیل ثابت کنید که اهالی غیر مسلح عین العرب مدتها قبل شهر را ترک کرده و در ترکیه اند و در غیاب دولت مقتدر شهر به اردوگاه هفت تیر کشان مبدل گشته است. مهم نیست که کسی که تا سالها قبل گریللا بوده و با دولت جنگ چریکی میکرد کاندیدای ریاست جمهوری ترکیه شد و الان در مجلس ترکیه است. مهم نیست که کردها در هر اجتماعی آزادانه پوستر آپو بالا میبرند و پلیس کاری با آنها تدارد. نه مهم نیست که کردها حتی یک درصد حقوقی را که در ترکیه دارند در ایران ندارند.

مهم این است که کردها آریایی اصل اند نه مثل بنده که نژادآ از تبار هلاکو کذا هستم و اگر سخن به گزاف گویم باید برگردم به مغولستان.

پس سر عزیزتان را به درد نمی آورم قبل از این حادثه کوبانی این برادران گریللا و کذا همواره سخن از نیروهای مردمی گریللا سخن می راندند که در صورتی که اینجانبان پانترکیسم و غیره به صورت داوطلبانه حاضر به تسلیم اورمیه و حومه به دولت مستقل کوردستان شرقی نباشیم چنان دماری از روزگار در آورند که ...

حالا چهل میلیون ملت از دست یک گروه ارازل و اوباش ( داعش) که به زور ده هزار هم نمیشوند دست به دامان آمریکا و ناتو و کذا شده اید

گریللای افسانه ای فقط در مین گذاری جاده های روستایی و پرتاب نارنجک به کلانتری ها استاد است ولی اگر سمبه پر زور باشد فیسبوک پر میشود از ..من غریبم ها

برادر قبل از اینکه بیایی برای من شاخ و شانه بکشی که آذربایجان غربی را از مغول ها پاک میکنیم و غیره برو کوبانی ببینم چند مرده حلاجی از زمین و هوا هم که از طرف آمریکا پشتیبانی داری... این کمون کوبانی هم که با پشتیبانی نیروی هوایی آمریکا درست خواهد شد واقعا دیدن خواهد داشت.

وسلام نامه تمام

۶۵۰۴۷ - تاریخ انتشار : ۲۴ مهر ۱٣۹٣       

     از : صبری

عنوان : کوبانی

یاشار جان شما هم نام برادرم هستید. ما هم آذری هستیم ولی مانند شما خط کش نداریم و بین مردمان خط نمی کشیم. دگر آن که همانگونه که از تبعیض و ستم در ایران بر علیه زنان مردمان نقاط محفلف کشور بالاخص بلوچ ها و کردها و بهایی ها و .... انتقاد می کنیم.... از سیاست های شوم دولت ترکیه نیز انتقاد می کنیم و از جان و کانتون های کوبانی و کردها دفاع می کنیم.

آذربایجان واراولسون کوبانی واراولسون

۶۵۰۴۶ - تاریخ انتشار : ۲۴ مهر ۱٣۹٣      

از : امیر ایرانی

 

عنوان : گلشنی که هست می خواهد نشان دهد نیست

فردی تلاش می کند نشان دهد، که آن چیز نیست،اما تلاش نشان می دهد،که آن چیز هست.بعضی از این هست ها می خواهند ، برباد دهند ،هست هایی که بودند وهستند.اما چنین نخواهد شد.ای گلشن خار نشان و کین نشان،بشو گلشن گل نشان ومهر نشان.

۶۵۰٣٨ - تاریخ انتشار : ۲۴ مهر ۱٣۹٣      

    از : علی کبیری

 

عنوان : حکومت فاشیستی اسلامی ترکیه نیازی به وکیل مدافع ندارد!

جناب گلشن که حتی اکراه داری که اسم فارسی خودت را درست بنویسی. ولی آیا شرم وخجالت هم سرت میشود که یک مسألهء انسانی را باآب وتاب و چرخاندن قلم، به عنوان یک مسألهء سیاسی وانمودمیکنی؟ عدهء بیشماری انسان، چه یزیدی، چه سنی، چه آسوری، چه کرد، چه عرب یا مسیحی دارند تاوان سیاستهای ارتجاعی حکومت ترکیه و همدستان ایرانی نمای دستاربندش رامیدهند. آیاجان انسانها اینقدربی ارزش و بی مقدارشده است که حکومت ترک بی اعتناء به آن فقط وفقط مشغول نظاره کردن کشتار مردم بیگناه ازسوی گماشتگان خونخوار اسلامیش است و بس؟ این حکومت ترک تادندان مسلح که جنابعالی وکیل مدافعش شده اید، درنتیجهء خیانتهای مشتی دستاربندبوده و هست که اکنون به جائی رسیده است که قبلهء آمال شما و امثال شما شده است. اگر خیانتهای آخوندها به ملت وکشورمانبود، هیچگاه امکان نداشت که ترکیه به چنین آلاف و اُلوفی برسد که قبله گاه جنابعالی و امثال شمابشود. این به اصطلاح انقلاب ایران بود که ترکیه راترکیه کرد.

۶۵۰٣۷ - تاریخ انتشار : ۲۴ مهر ۱٣۹٣      

    از : عاطفه

 

عنوان : یاشار پاکیزه قلم.

اقای یاشار، من ضمن داشتن اختلاف نطر عمیق با شما، همیشه به نثر پاکیزه ی شما با دید احترام نگاه کرده ام. این بار هم چنین است. دوست عزیز، جنگی که در گرفته است، به شدت به مذهب آلوده شده و جنگ فارس و آذری نیست. شما اگر بر این اشتباه اصرار به ورزی، ممکن است مثل شماری ار هموطنان عرب که از قضا، بعضن سابقه ی چپ دارند، مجبور شوی در پی احساسات و از سر ناچاری واستیصال شدید، به مذهب سنی آنهم شاخه ی وهابیش بپیوندی، شما کاری به عده ای بیکاره ی چپی که به جای تشریح اوصاع خطرناک منطقه، با دختران پیشمرگ کرد در بهشت اینترت کلام-معاشقه می کنند نداشته باش. بخاطر داشته باش که مردم شهرکی ترکمن نشین در عراق، همین یک ماه پیش، پس از محاصره بودن طولانی، در نبردی جانانه که از چشمان تنگ چپ ایرانی دور ماند، اتفاقن به یاری سپاه قدس ایران، کمر داعش را شکستند و شهر خود را آزاد کردند. شما مطمعن باش، در یک جنگ احتمالی ی ترکیه با ایران یا ایران با ترکیه، توده های به شدت شیعه مذهب آذربایجان، ترک صفوی خواهند بود و نه ترک عثمانی. همه چیز آلوده گشته است برادرم، احتیاط کنیم که با پای خود در این لجنزار مسموم فرو نرویم.

۶۵۰٣۴ - تاریخ انتشار : ۲٣ مهر ۱٣۹٣      

    از : یاشار گولشن

 

عنوان : عوامل باقراوف چگونه پان ترک شدند!

مانده ام خودم را چطور معرفی کنم. تا حالا خیلی اسم و عنوان داشته ام. از اسم شناسنامه ایم میگذرم که دیگر برای خودم هم آشنا نیست تا چه برسد به شما. آخرین لقبی که چند وقت است پیدا کرده ام همین پان ترکیست نژادپرست است. دقیقا یادم نمیاید اولین بار کی این اسم بگوشم خورد. تازگی ها اما زیاد میشنوم. تا حالا فکر میکردم نژادپرست فقط به نازی ها و کوکلس کلان ها میگویند. هنوز نفهمیده ام چه نژادی را پرستش میکنم. همیشه فکر میکردم با پرستش و عبادت میانه خوبی ندارم، پرستش نژاد که اصلا حرفش را نزن. اصلا همه درد سر من از آنجا پیدا شده که با این پرستش بازی ها بخصوص با پرستش نژاد آریا در افتادم. حالا مانده ام که چطور شد خودم نژادپرست نام گرفته ام. همه سمبه پرزورم در بحث و جدل با این پان ایرانیستها این بوده که میگفتم شماها نژادپرستید چون که زبان یک دسته را زورکی به همه تحمیل میکنید. حالا باید بگردم ببینم من زبان چه دسته ای را بریده ام. حتما بریده ام دیگر. نژادپرست شدن من فقط حرف یکی دو نفر که نیست بگویم غرض مرضی پشتش است. چپ و راست مرا پان ترکیست میخوانند. سرسری که نمیشود ازش گذشت. حالا نژادپرستی تو سرم بخورد شنیدم جائی یکی گفته که دست کمی از طالبان ها هم ندارم و لابد اگر مجسمه بودا در تبریز بود میرفتم آنرا منفجر میکردم.

شنیده ام خیلی وقتها پیش که هنوز من الف را از ب تشخیص نمیدادم، به آنهائی که مثل من نژادپرست بودند و دنبال یک سری چیزهای نژادپرستانه داد و قال میکردند، مثلا برای راست وریست کردن کارهای سرزمینشان فرقه و گروه درست میکردند چیز های دیگری میگفتند. بهشان میگفتند متجاسر و تجزیه طلب و عامل باقراوف و از این حرفها. اما بعدها خودم یادم میاید وقتی عده متجاسرین و عوامل باقراوف زیاد شد، یک لغت جدید سر زبان ها افتاد و آن هویت طلب بود. من خودم زیاد از این اصطلاح سر در نمیاوردم. آخر مگر آدم بی هویتی بودم که دنبال مطالبه هویت باشم. بالاخره کاری نمیشد کرد. اصطلاحی بود که سر زبانها افتاده بود. خوب شد آن جوان جویای نام، آن کاریکاتور کذائی سوسک را کشید و مردم نتیجه طلبشان را گرفتند. دیدند آنوری ها چه آشی برایشان پخته اند. این شد که مردم دیگر بدون رودرواسی خیال همه را راحت کردند که هویت طلبی بی هویت طلبی، هویتمان معلوم است هارای هارای من تورکم. با اینکه آنروزها خیلی صدایم گرفته بود و یکی دو تا هم باتوم به کمرم خورده بود اما از این هارای هارای گفتنم خیلی خوشم آمد. حالا اسم شناسنامه ای بکنار، یک هویت شناخته شده ای هم داشتم. غافل از اینکه “دایره روابط دانش و قدرت” با این جور هویتها میانه خوبی ندارد. به این یکی کمی بعد میرسم.

احتمالا بعد از این هارای هارای گفتن بود که بار اول لفظ پان ترکیست بگوشم خورد. آن موقع بود که هارای هارای گوها را میبردند اطلاعات. دیگر به آنها متجاسر و عامل باقراوف نمیگفتند. اصطلاح جدیدی در آمده بود. البته فقط اطلاعاتی ها نبودند. دو دسته دیگر هم بودند که چسبیدند به پان ترکیست گفتن. راستش را بگویم پان ترکیست گفتن هیچ یک از این دو دسته برایم مهم نبود. اولین دسته آنهائی بودند که از لج اینکه من به آنها میگفتم پان ایرانیست، عصبانی میشدند و چون نمیتوانستند بگویند خودتی در عوض میگفتند تو هم پان ترکیستی. وقتی میپرسیدم یعنی چه معلوم میشد همینجوری یک چیزی شنیده اند و زیاد دنبالش را نمیگرفتند. اینها پان ایرانیستهای مدرن بودند. بعضی پیرهاشان هنوز در عالم باقراوف سر میکنند و به پروسه پان ترکیست گفتن نرسیده اند. دومین دسته کارشان با نمک تر است. خود اینها تا همین چند وقت پیش لقب متجاسر و عامل باقراوف داشتند اما از وقتی نسل باقراوف در آنور مرز بر افتاد اینها هم با آن دسته که قبلا به خودشان متجاسر میگفتند دست به یکی کردند و به من لقب پان ترکیست میدهند. اینها را هم زیاد جدی نمیگیرم. آخر کسی که خودش زمانی لقب متجاسر و عامل باقراوف داشت که نباید با آنهائی که به خودش این لقب را داده بودند دست به یکی بکند. یکی از طرفها دارد خام میشود و معلوم است که طرف خام کدام است.

اما کار دولتی ها فرق میکند. کار آنها، هم شلاق دارد هم زندان. شوخی بردار نیست. وقتی مامور اطلاعات در دستش شلاق گرفته و حرف پان ترکیست از دهنش نمیافتد دیگر از آن تو بمیری ها نیست. درست است که شنیدن پان ترکیست که اصلا نمیدانی چه جور فحشی است خنده دار است اما زیر شلاق خندیدن کار ساده ای نیست. از یکی از دوستانم که تازه خانه دائیش را گرو گذاشته و از زندان در آمده شنیدم میگفت که وقتی با آخ و اوخ درد شلاق، اعتراض کرده که والله من پان ترکیست نیستم اصلا پان ترکیست یعنی چی، مامور بهش گفته پس چرا هی داد میزنی که هارای هارای من تورکم، همین یعنی پان تورکیستی. اگر خواستی فریاد بزنی باید بگوئی یاحسین! من ایرانیم. دوستم در جواب گفته آخر اگر ایرانیم چرا به من میگوئید سوسک و جواب شنیده که سوسک مال ترکهاست، تو ایرانی آذری هستی. خلاصه دوستم گیج شده بود که چون آدم است و سوسک نیست پس آذری است اما از آن طرف در واقعیت، چون ترک است پس سوسک است و دیگر ایرانی نیست. خلاصه در این عوالم مشغول حل این معادله بوده که شلاق بعدی یادش انداخته که فعلا زندانی است.

دوستم فکر میکند که ماموران اطلاعات خودشان هم نمیدانند چه میگویند. دوستم میگفت که پان ترکیست گفتنشان خنده دار هست اما شلاقشان درد دارد و هفت سال زندان بدون مرخصی که دیگر مصیبت است. راستش را بگویم من تا وقتی که نشنیده بودم که خود من پان ترکیستم، آن هم از نوع نژادپرستش، خودم را میلتچی یا فعال ملی میشناختم. اما وقتی افراد دیپلم به بالا به آدم بگویند پان ترک، دیگر باید آن را قبول کرد. شلاق و زندان پشت قضیه نیست اما با علم نمیشود در افتاد، بخصوص که اگر حواسمان باشد که “قدرت جدای از رابطه تنگاتنگ دانش با قدرت در یک بستر گفتمانی، نامفهوم و بی‌معناست”.. ..

حتما از سطح آکادمیک این جمله فهمیدید که از من نیست و از جائی کش رفته ام. درست حدس زدید. از نوشته دوست دانشمندی است. به احتمال زیاد بعضی ها هم مثل من اولش کمی در فهمش مشکل داشته باشند. “رابطه تنگاتنگ دانش با قدرت در یک بستر گفتمانی” یعنی چه. حالا برایتان مساله را باز میکنم. راستش اول بگویم که سواد خود من به این چیزها قد نمیدهد. من که حتی یک لیسانس ناقابل هم ندارم و تازه دیپلمم را ها با تبصره و با تقلب گرفته ام نمیتوانم که خودم را در همه چیز صاحب نظر حس کنم. من که نمیتوانم موضوعات آکادمیک را آنالیز کنم. اما خوب یک نوع فضولی در ما پان ترکیست ها هست که جور اکادمیسین نبودنمان را میکشد.

نتیجه تحقیقات و پرس و جوی من این است که دانشمندان و پروفسورها و آکادمیسین ها از دولت و آدمهای پولدار و صاحبان قدرت، پول و مقام میگیرند و تئوری بافی میکنند و هی تند و تند نظریه هائی بیرون میدهند که به نفع همان پولدارها و زوردارها هست و بعد صاحبان قدرت این تئوریها را میگیرند و با تکیه به آن، دودمان آنهائی را که زبان درازی میکنند بر باد میدهند. حالا اگر کسی پرسید چه تئوری هائی جوابش اینست که مثلا: مردم آذربایجان ترک نیستند و آذری اند، مثلا اینکه زبانشان ترکی نیست و آذری است، مثلا اینکه هرکس علامت بوز قورد دربیاورد میشود فاشیست، مثلا اینکه هر کس به جای ترک زبان بگوید ترک میشود پان ترک، مثلا اینکه اگر کسی بگوید میخواهم مقدراتم را خودم تعیین کنم قبلاها میشد عامل باقراوف و تازگی ها میشود عامل علی اوف و چیزهائی مثل این. اینها را بصورت آکادمیک نمیدانستم یک کارهائی میکردم و چیزهائی در فکرم بود اما اینکه اینها را تئوریزه بکنم حاشالله، اصلا میلتچی چه به این تئوری های آکادمیکی.

حالا این تئوری را با شلاق و پان ترکیست گفتن شلاق بدست ربطش بدهید. مساله را بهتر میفهمید. خلاصه عوامانه این مساله اینست که وقتی مامور اطلاعات حرف چرتی مثل پان ترکیست میپراند و بدنبالش شلاق میزند یک جورهائی خودش هم سردرگم است. یک حرفی میزند و خودش هم میداند حرف جفنگی است. محله چوخورلار و قیرخ متری کجا، پان ترکیسم که اصلا نمیدانم چیست کجا. من که نمیدانم هیچ، مامور اطلاعات هم نمیداند. یک چیزی بهش گفته اند و او هم طوطی وار تکرار میکند. بعضی موقع ها هم چون خودش شک دارد کمی دستش شل میشود و شلاقش یک کمکی یواشتر میشود. قاضی هم که حکم میدهد که از او هم بیغ تر است. از این قاضی ها یکی نوشته بود فلانکس به جرم اینکه عضو حزب پانترکیست است به فلان سال زندان محکوم میشود، مسخره اش کرده بودند. فکر میکرد پان ترکیست اسم یک حزب است. قاضی های اینجا هم که فکرشان علم است احتیاجی ندارند که پرس و جو کنند که آخر این حزب در کجا است و کارش چیست. اما از آن طرف، وقتی آقای پان ایرانیست آکادمیسین میاید و با کلی حرفهای گنده گنده، گفتمان سازی میکند که ای جماعت! این کسی که این علامت بوزقورد را میدهد معنی اش اینست که غیر ترکها باید ریغ رحمت را سر بکشند و آنکه هارای هاری میکند دنبال اینست که آذربایجان را به ترکیه وصل کند و آنکه میگوید تورک دیلینده مدرسه نیت پلید آنرا دارد که زبان قرقیزی را در تبریز رواج دهد، دیگر مساله فرق میکند. اینجا گفتمان سازی شده است و مامور اطلاعات و قاضی هم حسابی با این گفتمان جدید، هم شلاقشان محکمتر و هم حکم زندانشان طولانیتر میشود. با این توضیحات عوامانه حالا دیگر امیدوارم مساله گفتمان و دایره قدرت و دانش روشن شده باشد.

اما اشتباه نشود! نگرانی من از گفتمان سازی دانشمندانی که بقول خودمان ایرانچی اند نیست. این داستان نشاندن آذری بجای ترک همچی گفتمان جدیدی نیست. این دایره و گفتمان از قدیم هم در ایران بوده و خیلی وقتهاست که زهوارش از هم وارفته است. نگرانی من اما از جای دیگری است. گفتمان سازی این دفعه با غلظت بیشتر و از ناحیه دوستان و کسانی است که خود زمانی شلاق عامل باقر اوف بودن به تنشان خورده است و غلظت کار آنجاست که به این گفتمان تازه، حرف نژادپرست هم اضافه شده است و بعلاوه برای چاشنی کار، داستان طالبان و پشت بندش انفجار مجسمه بودا هم قاطی شده است. بعید نیست دفعه بعد آن قاضی که در حکمش گفته بود فلانی عضو حزب پان ترکیست هست بگوید که فلان کس عضو حزب نژادپرست هم هست. حتما یک ده سال زندان هم به خاطر آن میبرد. خلاصه خیلی اوضاع قمر در عقرب شده.

اما داستان منفجر کردن مجسمه بودا کمی فرق میکند. اولش تا این را شنیدم با خودم گفتم خوشبختانه این اطلاعاتی ها زیاد با بودا و این جور شخصیتهای بی دین غیر اسلامی میانه ای ندارند و به علاوه مجسمه بودا طرفهای ما پیدا نمیشود که بگویند من نظر سوئی نسبت به آن داشته ام و گرنه فردا یک اتهام دیگر به من میبندند که میخواستی به مجسمه بودا بی حرمتی کنی. اینها را که به یکی از هم محله ایها که با همدیگر به مسابقه تراختور میرویم گفتم زهر خنذی زد و گفت زیاد خوشحال نباشم. میگفت که اتفاقا این داستان مجسمه بودا زهرش کشنده تر است. گفت که اگر خواستی یکروز بروی خارج دیگر کارت زار است. هم نژادپرستی، هم پان ترکیست هستی و هم اینکه مشکوک به اینی که میخواهی مجسمه بودا را منفجر کنی. اگر گذارت به گوانتانامو نیافتاد خیلی شانس میاوری. بعدهم تا آخر عمرت باید کلاس یوگا را تو خواب ببینی. آخر آدمی را که به مجسمه بودا نظر خوشی ندارد که به کلاس یوگا راه نمیدهند. راستش این ها را که شنیدم بدنم به لرزه افتاد اما به خودم دلداری دادم که صبر میکنم تا گوانتاناما را تعطیل کنند بعد میروم خارجه.

اما از حق نگذریم این پان ترکیست شدنم چشم و گوشم را بازکرده. متوجه شده ام که کلید کار در این هارای هارای گفتنم است. این رفیق من هم که با تجربه تر از من است فکر میکند که حتما هارای باید باشد. بدون هارای نمیشود داخل مخ آنهائی که گفتمان سازی میکنند نشاند که این گفتمان اشان در ما اثر ندارد و باد هواست. هم باید آذربایجان وار اولسون بگوئیم تا بهشان بفهمانیم که به گفتمان عامل علی اف بودنمان تره هم خورد نمیکنیم و هم هارای هارای من تورکم هم پشت بندش بیاوریم تا حساب بقیه گفتمان هایشان را برسیم. این افکار پان ترکیستی من هم چیزی شبیه حرفهای این دوستم است. من هم فکر میکنم اگر هارای هارایم نباشد چیزی دستم را نمیگیرد. اگر هارای گفتن نباشد آن یکی هم میگوید من سمنانیم. آن یکی هم میگوید من اصفهانیم و گفتمان سازها هم میگویند همه ایرانی هستیم. دیگر کسی سوسک نمیشود و اگر کسی سوسک نشود همه آذری میشوند و دیگر کسی ترک نمیشود و همه با خوبی و خوشی به سر میبرند. اما فراموش نکنید که به هر حال من یک پان ترکیست نژادپرستم و آنقدر ژن پان ترکی در من قوی است که هنوز دلم میخواهد به ترکی درس بخوانم و آنقدر نژادپرستم که اجازه نمیدهم کسی به من ژن هیچ نژادی را که اصلا نمیدانم چیست بچسباند.

دیروز نشستم و با خودم گفتم بیایم مئدیتئیت کنم بلکه این افکار پان ترکیستی را از سرم به در کنم... مگر آذری بودن چه اشکالی دارد؟ هم کسی به من پان ترکیست نمیگوید و هم اگر نژادپرست هم باشم نژاد پاک آریا را میپرستم. از آن گذشته دیگر میانه ام با بودا درست میشود. یاد پدر و پدر بزرگم افتادم. آنها هم اگر قبول میکردند که آذری هستند دیگر متجاسر و عامل باقراوف نمیشدند. از آن گذشته شاید یک پست و مقامی هم میگرفتند و من دیگر در قیرخ متری نبودم . چه ایرادی داشت مثل آن "چوخ بختیار" کتاب یکی از آن متجاسرین بنام میشدند. میدانم که اگر هارای هارای نگویم خیلی ها از من راضی میشوند. بازپرس راضی، قاضی راضی، چپ راضی، راست راضی، همه راضی، ...

اما خوب! اینها فکر و خیال مئدیتئیشن بود.

از مئدیتئیشن که درآمدم و پایم به خارج از خانه رسید و هم محله ایها و دوستانم را دیدم از افکار حال خلسه ام خبری نبود و دوباره شده بودم پان ترکیست نژادپرست.

۶۵۰٣۱ - تاریخ انتشار : ۲٣ مهر ۱٣۹٣      

    از : یاشار گولشن

 

عنوان : یک توضیح و یک سئوال

پس از مطالعه کامنتهای زیر این نوشته به نظرم این توضیح مفید است:

۱- نکته کلیدی نوشته من جلب توجه به جهت گیری غیر منطقی و غیر قابل درک کمپین جاری برای کوبانی است که ناگزیر به نفرت پراکنی بین دو ملت ترک و کرد ساکن ایران ختم میشود. اینکه برخی از دوستان چپ در حرف، از همبستگی ملی و دوستی خلقها در ایران سخن بگویند و در عمل بر علیه آن عمل کنند نیز میتواند نکته دیگری باشد که اتفاقا شاهد آن در کامنت های زیر این نوشته مشهود است. در نوشته من طبیعی است که برای توضیح مطلب، بخشی از سیاست های ترکیه نیز تفسیر شده است .اگر برخی ها نادانسته "هدف" از این نوشته را دفاع از دولت ترکیه می بینند بهتر است بار دیگر آنرا بخوانند و اگر "دانسته" این تعبیر را میکنند که من کاری در آن مورد نمیتوانم بکنم.

۲- در برخی کامنتها مرا پان ترکیست و شوونیست؟ خوانده اند. من واقعا نمیدانم تعریف اینها از پان ترکیست چیست و کدام نظر من، مرا پان ترکیست نشان میدهد. برای اینکه نظر خود من در مورد پان ترکیسم مشخص باشد مطلبی را که قریب دو سال پیش نوشته بودم بصورت کامنت دیگری میفرستم.

۶۵۰٣۰ - تاریخ انتشار : ۲٣ مهر ۱٣۹٣      

    از : خواننده

 

عنوان : چه ایرادی دارد آقا جان؟

آقا جان، چه ایرادی دارد؟ بجای اتحاد و همه خود را ایرانی دانستن (از اقوامِ مختلف و با فرهنگها و زبانهای مختلف و با احترام به همدیگر) بذرِ دشمنی و کرد و ترک و فارس و لر و عرب و غیره را بکاریم.

چه اشکالی دارد؟ هر چه این اختلافات بیشتر باشد، بهتر می شود مملکت را غارت کرد و جنگ درست کرد. ممالکِ بزرگ و هوشمند به نفت و منابع و پولِ ما نیاز دارند. آنها هم انسان هستند. بگذارید ببرند و پیشرفت کنند. ما هم در جنگِ کرد و عرب و فارس گیر کنیم و بعدش هم انشالله جنگ سنی و شیعه. و بعدش هم انشالله جنگ شمال و جنوب. چه اشکالی دارد آقا جان؟

۶۵۰۲۹ - تاریخ انتشار : ۲٣ مهر ۱٣۹٣      

    از : زویا ش

 

عنوان : مهم دفاع از شرافت انسانی..

دوست عزیز اول از همه حرفهای که راجب کوبانی زده می شود به نظر من ربطی به کرد و ترک ندار دفاع از انسانیت است . دوم هرچه راجب ترکیه هم گفته می شود از بنابه خبری است پس شما لطف کنید به جای دفاع از دولتی که فکری جز درست کردن خلافت عثمانی دارد و حاضر است انسانهارا قربانی حمایت نکنید این حرفهارا کسی می گوید که خودش آذری زبان است البته خودم هرگز از تبار ترکان نمی دانم به شما هم می گویم دنیا خیلی جلو رفته دست از این افکار بردارید مهم انسانها و نجات آنهاست کسانی افکار شما را دوست دارند که این هیولای داعش درست کردند بجای کمک به هم نوعت که زیر توپ و تفنگ جان می دهد به فکر ترک و کرد نباش همه انسان با کوچکترین تفاوتها کاش می توانستم به دوستانم در کوبانی کمک کنم کاش....

۶۵۰۲٨ - تاریخ انتشار : ۲٣ مهر ۱٣۹٣      

    از : علی تبریزی

 

عنوان : کوبانی نقطه اتحاد محافل ضد ترک

بنظر من ، در این تحلیل کوشش نشده که شیعه ، سنی ، کرد و ترک را در برابر همدگر قرار داده و یا شقه شقه نماید.بنظر می رسد محتوای این نوشته برشی از جغرافیای سیاسی کنونی منطقه است که برای درک بهتر ، در برابر ما قرار گرفته است.مسأله برخورد کردهای مستقر در ایران ، ترکیه ، عراق و سوریه با حکومت های مرکزی کشورهای خود از آن جهت که سابقه طولانی دارند به کنار ،اما پیدایش گروه هائی با ایدئولووی های اسلامی بیشتر بعد از استقرار جمهوری اسلامی با محوریت مذهب تشیع و صدور آن مربوط می شود که هم نظرا" و هم عملا" در دستور کار جمهوری مستقر در ایران قرار گرفته و بار ها و بار ها بوسیله‍ی مقامات مختلف سیاسی و نظامی تأئید و اعلام شده است . به نظر من حضور گروه های مختلف اسلامی ، چه ساخته و پرداخته‍ی سیاست کشور های خارج از منطقه باشد و چه دست پخت کشور های اسلامی منطقه که سیاست های شیعه محور با موجودیت آنان تعارض جدی دارند ، درعالم سیاست امری دور از ذهن نیست. اشاره به واقعیات این چنینی هر چند تأسفبار بمعنی ایجاد انشقاق در میانه‍ی مردم منطقه نیست بلکه بمعنی به تصویر کشیدن وضعیتی است که در ان قرار داریم هر چند بر ملا شدن آن خوشایند برخی از دولت ها و یا گروه های وابسته به آنهاا نیست . برای خروج از این ورطه‍ی هولناک راه حلی که به نظر عملی تر از سایر راه حل هائی که ارائه می شود اینست که دولت های موجود از سیاست جهان وطنی دست بردارند . امت اسلامی و سرمایه گذاری بر روی آن در دورانی که نظامهای « دولت - شهر » در کشور ها مستقر هستند ، کاربرد تجاوز گرانه خواهد داشت .برای مقابله با سیاست های تجاوزگرانه و مداخله جویانه ، انتظار بوجود امدن پدیده های شوم ، غیر منطقی نخواهد بود. باید به کشور ها و رابطه‍ی دولت ها و ملت هایشان احترام گذاشت. از قیم مأبی برای مردم کشور های دیگر باید دست شست و باید به این باور پایبند بود که مردم هر کشور با رشد آگاهی ها سرنوشت خود را در جهت مطلوب تغییر دهند.

۶۵۰۲۵ - تاریخ انتشار : ۲٣ مهر ۱٣۹٣      

    از : mehdi tabrizi

 

عنوان : tasobe bi ja

نخست وزیر سابق ترکیه (اردوغان) در پی انتخابات ماه اوت و در دور اول با کسب ۵۴ آرا به عنوان اولین رئیس جمهور منتخب مردم به کاخ ریاست جمهوری رفت. بر اساس قانون اساسی ترکیه رییس جمهور فرمانده کل قوای نظامی است و بدون طرفداری از هر حزبی ( چه احزاب درون مجلس و چه بیرون از آن ) مسئولیت و اختیار رد و یا قبول مصوبات مجلس را دارد. اردوغان درست یک روز قبل از تنفیذ حکم ریاست جمهوری اش، یعنی در لحظه ای که عبد الله گل کماکان رئیس جمهور بود وزیر امور خارجه اش "احمد داود اوغلو" را بعنوان رهبر حزب عدالت و توسعه به مجلس معرفی کرد و با توجه به اکثریت کرسی های حزبش در مجلس داود اوغلو از مجلس رای اعتماد به عنوان نخست وزیری را کسب کرد. این نقشه ای بود از طرف اردوغان که یار دیرینه اش "عبدالله گل" را به نوعی از سر راهش بردارد.

 

بالآخره هر دو حکم تنفیذ گرفتند و اردوغان رییس جمهور و داود اوغلو نخست وزیر شد. از آن روز به بعد دیگر هیچ خبری از رییس جمهور سابق "عبدالله گل" در صحنه سیاسی ترکیه ( که به همراه اردوغان از موسسین حزب عدالت و توسعه بود ) نیست.

 

ده ماه دیگر انتخابات مجلس برگزار خواهد شد و اردوغان از هم اکنون نه بعنوان یک رئیس جمهور بی طرف بلکه در میادین شهرها کماکان بعنوان رهبر حزب عدالت و توسعه به نفع سیاست های حزب حاکم سخنرانی می کند!

 

روز پیش در مراسم آغاز سال تحصیلی دانشگاه مرمره استانبول ( که یکی از دانشگاه های دولتی است) بدون ذکر نام علی خامنه ای گفت: "روی صحبتم با یک رهبر دینی است که کماکان از بشار اسد دفاع می کند و معتقد است وی قوی ترین مخالف اسرائیل می باشد. آیا تا کنون یک گلوله از طرف بشار اسد به اسراییل شلیک شده که این رهبر دینی از وی حمایت می کند؟ "

 

اردوغان سپس به مناسبت یکصدمین سالگرد آغاز جنگ اول جهانی ( که در پی اش امپراطوری عثمانی متلاشی شد. ) چنین ادامه داد:

 

"صد سال پیش برخی از دولت ها بر اساس معاعهده "سایکس- پیکو" مرزهای کنونی ترکیه را با خط کش جدا و تعیین کردند و جدال کنونی در خاورمیانه محصول این مرز کشی است! بر این اساس ما فرقی بین دو جریان پ.ک.ک و داعش قایل نیستیم. "

 

اردوغان در ادامه صحبت هایش اظهار داشت: "سرهنگی انگلیسی بنام "لورنس عربستان" را بر علیه دولت عثمانی گماشتند و هم اکنون "فتح الله گولن" نقش لورنس عربستان را بر عهده گرفته "

 

خلاصه کلام اردوغان اینست که "هدفمان احیای خلافت عثمانی است" بر این اساس است که از طرف ترکیه تا حد امکان کمک مالی تجهیزاتی به داعش ارسال می شود و کمک به رهایی کوبانی را منوط به حمله نظامی جهت ساقط کردن دولت بشار اسد کرده است.

 

اردوغان با پذیرفتن طرح آمریکا مبنی بر کمک به گروه های باصطلاح "میانه رو" (همچون تروریست های ارتش آزاد سوریه) قصد نفوذ نظامی به داخل سوریه را دارد. اردوغان سیاست " تجهیز کن و حمله کن" را پیش گرفته و از طرفی با تامین و ضمانت خرید نفت از دولت خود مختار کرُد عراق به رهبری بارزانی تمامی مسیرهای "باصطلاح کمک بارزانی به کوبانی" را بسته است.

 

نچیروان بارزانی نخست وزیر کردستان عراق امروز گفت: "ما هم خواهان کمک به کردهای کوبانی هستیم اما اعزام پیشمرگه ها غیر ممکن است. دولت ترکیه همه مسیرها را بسته و کاری از دستمان بر نمی آید!"

 

خلاصه این که دولت ترکیه به رهبری اردوغان هدفی جز بر انداختن بشار اسد ندارد و برای رسیدن به این هدف هر وسیله ای برایش مباح است.

 

پیک نت ۲۳ مهر

۶۵۰۲۴ - تاریخ انتشار : ۲٣ مهر ۱٣۹٣      

    از : امیر ایرانی

 

عنوان : ترکیه مرگ خود را می بیند

بدلیل عدم شناخت ازتشکیل یک کشور وسیاستهای کلان آن ،طلب رفتار انسانی از آن را شاعرانه واحساسی تعبیر می کنند. یکی از کشورهایی که توقع رفتار انسانی از آن جوک تعبیر می شود همین ترکیه فعلی است. از بقایای عثمانی آن هم با تلاش گروهی از افسران ترک در یک تضاد بین المللی بین انگلیس وروسیه کشوری بنام ترکیه ایجاد وبا یک کوچ اجباری که بین یونانیان و ترک ها انجام گرفت ، برتری قومی بصورت خیلی ضعیف به نفع ترک انجام گرفت .در ادامه ترکی کردن ترکیه ، حاکمان ،سرکوب های وحشیانه ای از غیر ترکان انجام دادند.اما در این روند ملی گرایان ترک این را دریافتند، اگر بتوانند همین کشور را برای خودشان نگه بدارند هنر کرده ا ندبر همین اساس آنان یک تضاد شدیدی با عثمانی برای خود تعریف کرده بودند، وبرای بقا ، خود را به عضویت ناتو نیز در آوردند. این روند ادامه پیدامی کند تا در منطقه بازیهای جدید شکل می گیرد،جنگی بین دو قدرت منطقه ای یعنی ایران وعراق رخ می دهد واز این فرصت، ترکیه نهایت استفاده را برد و با توجه به شرایط ایران، توانست اقتصادضعیف وپر از فساد را سروسامان دهد با حذف حاکمان وقت عراق و موفقیت های کاذبی که از نظر اقتصادی برایش ایجاد شد وبعد از پایان جنگ سرد ورفتن جهان به سمت بلوک بندی اقتصادی جدید، ترکیه با خواب نما شدن ،ومتوهمانه این توان وپتانسیل را در خود دید که می تواند محوریت یکی از قطبهای در منطقه شود و خود را بصورت یک ابر قدرت منطقه ای به دیگران نشان دهد ، کم کم از سیاستهای قبلی فاصله گرفت و خود را وارث عثمانی قلمداد کرد ، در این راستا با روشهای فرصت طلبانه کثیف و بصورت نوکیسه ای اقدامات شیادانه و ویرانگرانه را هم درمنطقه شروع کرده ، ودر دستور کارش قرار داده است .حاکمان عقب مانده ترکیه می دانند یکی از کشورهایی که در این منطقه دارای پتانسیل لازم برای هر نوع محوریت قطب بندی است سرزمین ایران است که ریشه د رتاریخ دارد وچنانچه هر حاکمیت ویرانگری هم بر این سرزمین حاکم شود از پتانسیل موجود آن برای قدرت منطقه ای کاسته نخواهد شد،و حاکمان بی پرنسیب ترکیه این شرایط و پتانسل ایران را خوب درک کرد ه اند با توجه به حذف ، عراق ، یکی دیگر از کشورهایی که ترکیه آنرا مانع بعضی از برنامه های خود می بیند،سوریه می باشد ،با توجه به شرایطی که برسوریه حاکم شده است ترکیه بصورت فرصت طلبی کثیف ا زاین واقعه ، نهایت استفاده را می خواست ومی خواهد ببرد حذف حاکمان سوریهاست،که بدین طریق به قدرت منطقه ای ایران هم صدمه وارد خواهد کرد،اما : این فرصت طلبی و نو کیسه ای دارد بلای جانش می شود، اقداماتی که انجام می دهند ، بخاطر این است که خطر مرگ خود را احساس کرده است. ترکیه می داند ارتشی که ایجاد کرده است باتوجه به شرایط اقتصادی که دارد توان در گیری د ردراز مدت با یک ارتش کلاسیک را ندارد اما توان ، کشتن و سرکوب کردها را دارد، دررابطه با سوریه بصورت کودکانه این انتظار را داشته و دارد که دیگران حکومت سوریه را ساقط کنند، وبطریقی آنرا به ترکیه بسپارند،اما دیگران به حاکمان تازه به دوران رسیده ترکیه گفتند نه .شما توان درک بعضی از مسائل را ندارید، اما ترکیه مذبوحانه تلاش کرده ومی کند دیگران را بنفع خودش وادار به د رگیر شدن با سوریه بکند.یکی از اقدامات ، زمانی بود که دو جت جنگی ترکیه توسط سوریه ساقط شد ، آنان ذلیلانه و ملتمسانه از ناتو خواستند دخالت کند .اما ناتو به این تازه به دوران رسیده ها گفت ،شیوه های جنگی جدید به نیروهای زیادی احتیاج ندارد ،بودن یا نبودن شما درناتوچندان اهمیت ندارد ، واگر نیاز به نیرو هم باشد شما مرد این کار نیستید،پس ناتو خود را برای شما فرصت طلبان به دردسر نمی اندازد. در یک اقدام نسنجیده ویا سنجیده که توسط اوباما انجام شد آنهم اعلام خط قرمز بودن استفاده از سلاح شیمیایی برای حمله نظامی به سوریه ، این را به ذهن هر فرصت طلبی می آورد که از این سیاست بنفع خودش استفاده کند ،که در این رابطه پای عربستان و ترکیه د رپرونده استفاده از سلاح شیمیایی هم مطرح است ، که در بازی های بعدی ممکن است علنی شود واین مورد فرصت طلب را به دردسر خواهد انداخت،واین را فرصت طلبان ترکیه در یافته اند واین هم بخشی از مرگ آنان خواهد بود.حاکمان ترکیه در بازی سوریه ، از اسد ، چنان سیلی خورده اند که هنوز گیج این سیلی هستند، اسد وقتی متوجه شد ، بازی بین المللی بسمت حذف می رود ،روش قذافی را پیش نگرفت او متوجه شد توان دفاع از تمام مناطق را نخواهد داشت باید بسمت فرسایشی شدن برود ، در اقداماتی قسمتهایی را رها کرد، قسمتهای کردی را به خودشان سپرد وقسمتهایی را که می دانست چندان قدرت مانور ندارد با در گیری نظامی و فرار داند مردمان ، آنهم بسوی مرزهای ترکیه ،رها کرد ، در حقیقت خود را از خدمات رسانی وبار مالی آن مناطق خلاص کرد وبه دوش اقتصاد ترکیه تحمیل کرد با توجه به شرایط، ترکیه با این مسئله مدتها در گیر خواهد بود.اگر ترکیه میز بان شده آنرا باید یک شرایط تحمیل شده دانست که ناشی از روشهای فرصت طلبانه خودشان می باشددر مورد داعش می توان گفت:ترکیه می خواهد نهایت استفاده را از این گروه برای همان اهداف قدرت منطقه ای شدن ببرد اما با توجه به شرایط ، وضعیت بگونه ای می شود که هدف بعدی ممکن است . ویرانی موقیت آنان باشد آن هم به این دلیل :داعش ، نیروی است که خود را در حرکت و توسعه طلبی تعریف می کند ، در یکجا ماندن بمعنی مرگ آنان است ، شرایط بگونه است بجز مرز ترکیه با آنان در قسمت های دیگر ، دیوار دفاعی در مقابل آنان دارد به سمت استحکام می رود و کافیست از طرف همان دیوارها به او فشار وارد شود و انان تنها حرکت را مرز ترکیه خواهند دید ، ترکیه این را دریافته است به همین خاطر ، ملتمسانه و یا دبه در آورانه ویا طلب کارانه همه چیز را گره زده است به حذف اسد، می داند با حذف اسد، این گروه حرکت را از سمت ترکیه به آن طرف خواهند برد ،اما بازیگران بین المللی در این مورد به فرصت طلبان ترکیه فهمانده اند فعلا" یکی از موانع که می تواند در مقابل داعش عمل کند ، ارتش سوریه است پس حذف آن فعلا" قابل قبول نیست وترکیه با توجه به احساس خطر در خود بر آوردش از مسائل اینست در مقابل داعش می تواند با قدرت عمل کند اما از کردها مطمئن نیست ،پس در شرایط فعلی خود را در کشتن ونابودی کردها مجبور می بیند .در موقعیتها یی با دیگران سهیم می شود ودر قسمتهایی آشکارا به انجام آن می پردازد، که می توان گفت :اقدامات حمله هوایی به پ ک ک را در همین راستا باید دید. این اقدامات هم بدین دلیل است که اگر داعش به سمت خودش آمد قبل از آنان ، کردهارا ضعیف کرده باشد ، تا بتواند از مرگ حتمی خود را نجات دهد.

۶۵۰۲٣ - تاریخ انتشار : ۲٣ مهر ۱٣۹٣       

از : محمود ماهانی

 

عنوان : تعصب اقای گلشن

اقای یاشار گلشن با سلام

مقاله شما داد می زند که با حقیقت سرو کارتان نیست و چون بر حسب نامتان ؛ شماخود را ترک می پندارید لذا بر خود رسالت ملی و نژادی و یا توهمی از این قبیل قائل شده اید تا از عملکرد ترکیه دفاع کنید . در ماجرای سوریه غرب به همراهی کشورهای عربی و ترکیه متحد شدند و از جنبش مردم علیه اسد دیکتاتور حمایت کنند. تا این جا کار درست بود . اما زمانی مشخص شد که جنبش مردمی تبدیل به مبارزه گروه های متنوع افراط گرا ی تندرو مذهبی با اسد گردیده است واین گروه ها نیز در توحش و عقب ماندگی و جنایت ؛ حد و مرزی نمی شناسند غرب کم کم خود را عقب کشید .اکنون همان غرب در مقابل جنایات داعش علیه مردم عراق و سوریه دارد با وی می جنگد . در کوبانی نیز دارد همین کار را می کند . اما ترکیه که جنایت و ادم کشی درست جلوی چشمان اش و در یک کیلومتری مرزش جریان داردچکار می کند ؟ تنها نظاره گر است . چنان بی تفاوت که مورد انتقاد متحدش امریکا نیز قرار گرفته است .انتظار تازه این نیست که ترکیه وارد کارزار جنگ شود . انتظار ان است که مانع تراشی نکند که متاسفانه می کند با توجیهات عجیب و غریب ربط مساله به اسد. این جا مساله انتظار انسانی مطرح است نه ترک و کرد و ... زمانی که در مقابل چشمان شما گروهی وحشی و ادم خوار دارد می کشد ؛ شما چگونه می توانید برای بی عملگی و نظاره گر بودن ترکیه توجیه بتراشید ؟ ایا نمی توان ادعا کرد که ترکیه برای همه انچیزی که می توانست بکند تا بیگناهان کشته و اواره نشوند و نکرد شریک جرم در جنایات داعش است ؟ ان وقت وجدان شما ؛ شما را سرزنش نمی کند ؟ با این توجیه های تان اگر کسی شما را ملی گرای فاشیست بنامد شما ناراحت می شوید ؟ ایا ترکیه اشتباه عثمانی ها را در برابر ارمنی ها در ابعادی محدودتر و متفاوت تر تکرار نمی کند ؟

۶۵۰۲۱ - تاریخ انتشار : ۲٣ مهر ۱٣۹٣      

    از : آلپ ارسلان آذرلی

 

عنوان : اندکی هوشیاری می طلبد

"در این میان دولت ترکیه صراحتا ناخشنودی خود را از ادامه جنگ داخلی در سوریه ابراز کرده ..." واقعا شرم آور است که واقعیاتی که در برابر چشمان جهانیان در حال رخ دادن است، چنین تحریف کرد!از همین روی است که به راحتی فاجعه قتل عام ارامنه کتمان میشود. دولت ترکیه با تمامی ناخشنودی از امتناع دولت آمریکا از نخستین(برای اینکه هنوز بسیاری از برنامه های آمریکا در رابطه با سوریه روشن نگردیده است) اقدام براندازی رژیم بشار اسد، ناگزیر شد که موقتا عقب نشینی کرده، اما تمهیدات سرنگونی را هرگز رها نکرد. چنین است که اگر دولت ارتجاعی قطر و عربستان در تجهیز گروه تروریستی اسلامی داعش بی وقفه تلاش نموده اند، دولت اخوانی ـ طالبانی طیب البغدادی، از ارائه هرگونه امکانات به داعش دریغ نورزیده است. اگر اندک امتیازات تحمیلی به دولت ترکیه را که به کردها داده شده، بدون حق بخشی به اصطلاح دمکراتیک اردوغان نپنداریم، بلکه آنرا تابع خروج از بحران سیاسی در رویکرد آن دولت به خارج از مرزها بنگریم ان وقت معنی این امتیاز بخشی را که به راحتی قابل برگشت خواد بود را خوایم فهمید. اما فرصتی که اردوغان از این بازی برد برد انتظار دارد این است که بعد از ۳۵ سال مناسب ترین موقعیت را در به محاصره آوردن حزب پ ک ک بدست آورده است. کیست که نداند در کوبانی اکثریت رزمندگان آنرا نیروهای این حزب تشکیل میدهد که بعد از بحران سوریه و در پی آغاز جنگ داخلی مناطق کردنشین در آنجا اعلام خودگردانی کرد. و حزب پ ک ک از مناطق بویژه قندیل به آن مناطق عقب نشستند. اینک فرصتی است که بزرگترین ضزبه را به این حزب با دست خونین داعش فرود آورد، اگر هم فردایی خواسته شده باشد که ولدالزناهای داعشی به عدم واصل گردند دیگر کسی مسئولیت این قتل عام کردها را هماننده قتل عام ارامنه برعهده نخواهد گرفت. اما میتوان ادعا کرد که چپ ها، بویژه چپ های ایرانی تاکنون غیر از نشان دادن احساسات اخلاق گرایانه هیچ اقدام عملی نتوانسته اند بکنند. آنهای هم که سالهاست شعارهای تو خالی "گارد آزادی" و پیشمرگیاتی سر داده اند هم نه سازماندهی چنین حرکتی را دارند و نه استخوان های نرمشان در برابر خون و آهن و آتش تاب چنین گام فرسایی را میتواند داشته باشد. آنان از سر دولت رانتی اقلیم کردستان و رئیس جمهور طالبانی خوش نشسته اند. اما اگر به موصع گیری های سیاسی پرداخته شود، مطلقا بایستی از رزمندگان کوبانی در دفاع از هستی انسانی شان دفاع کرد. دولت ضدانقلابی و ارتجاعی اردوغان در برابر چشم جهانیان و به اصطلاح ۴۰ دولتی که متحد گردیدند تا داعش را در دفاع از کشتار وحشیانه انسان های بی سلاح زمین گیر کنند ایستادگی کرده و از موقعیت بدست آمده برای ورود به سوره از دیگران باج خواهی میکند و معلوم است که هم پیمانان آن نیز نظیر عربستان و قطر و اسرائیل و... در برابر چنین گردنه گیری حاضر به همکاری هستند.

حالا میتواند روشن شود که چرا بایستی برای حمله به داعش به موانع اصلی زمینه های قدرت گیری داعش باید حمله شود. اردوغان کسی است که برای بازتولید گسترده سرمایه و عوامل توزیع و بازتولید سیاسی آن حاصر است در هر جبهه ای به هر نیرویی کنار آید. ارتجاع در وانفسای بحران کنونی راهی غیر از این نمی شناسد

۶۵۰۱۹ - تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱٣۹٣      

    از : فرهاد

 

عنوان : برخی مواقع هیزم کشان جهنم از خود شیطان پلیدترند (احسان طبری)

دوست عزیز! مثل اینکه شما نگرفته اید که کار دنیا حساب و کتابی دارد:

 

۱- نوشته اید: "نکته چشمگیری که شدیدا توی ذوق میزند در سایه قرار دادن داعش و در عوض، تمرکز حملات تخریبی به ترکیه به عنوان دشمن اصلی است."

عزیز جان، وقتی مثل روز روشن است و صدها فیلم و گزارش خبرنگاران معتبر بین المللی نشان می دهد که دولت تورکیه مسوول جمع آوری، آموزش و تسلیح تبهکاران داعش در خاک تورکیه است، و از خاک تورکیه این تبهکاران به سوریه و عراق می روند و زخمی هاشان برای درمان به ترکیه می روند، انتظار دارید که ترکیه در سایه ی داعش قرار گیرد یا این که داعش زیر سایه ی تورکیه بنشیند؟ این که این موضوع توی ذوق شما زده، البته باعث شرمندگی بنده است!!

 

۲- نوشته اید که : "قریب سه سال است که در سوریه یک جنگ داخلی خون بار در جریان است. بنا به تخمین منابع خبری، بیش از سیصد هزار نفر که نزدیک به چهل هزار نفر از آنان کودک بوده اند در جنگ داخلی سوریه کشته شده، شهرهای زیادی ویران گردیده و میلیونها آواره..."

خوب عزیز جان، این دولت تورکیه است که همراه با عربستان و قطر و برخی کشورهای غربی دست اش تا مرفق به خون مردم بیگناه و کودکان معصوم سوریه آلوده است. تورکیه با نقش بسیار فعال منفی که در جهت تبدیل کردن اعتراضات ناشی از نارضایتی مردم از حکومت اسد به جنبشی مسلحانه و افراط گرایانه داشت، عملاً مسوول بسیاری از خون های به ناحق ریخته شده در سوریه است.

 

۳- نوشته اید که : "یکی از مهمترین پیامدهای این بحران پیدایش جریان اسلامی افراطی داعش است که انصافا باید آنرا در ردیف گروه های مافیائی جنایتکار طبقه بندی کرد."

جانا! آیا به قول شما "پیدایش" داعش به صورت خلق الساعه بوده است؟ آیا تاسیس آن دسیسه ی جریان نومحافظه کار مک کین به کمک موساد و با همکاری همه جانبه ی تورکیه نبوده است؟ آیا شما عکس های منتشره در اینترنت از ملاقات های رهبران فعلی داعش با مک کین و فرماندهان ارتش آزاد سوریه را در جلسات شان در خاک ترکیه و مرز این کشور در حلب ندیده اید؟ آیا این جماعت برای استفاده از تعطیلات و هوای خوش تورکیه در آنجا تجمع کرده بودند؟ البته آدمی را که خودش را به خواب زده باشد نمی توان بیدار کرد. باز جای شکرش باقیست که داعش را در ردیف گرده های مافیای جنایی طبقه بندی کرده اید، و الا می شدید مثل اردوغان که در بحبوحه ی جنگ کوبانی، به اعتراض کوردها حمله کرده و دیوانه وار می گوید: "سیاست ما را تروریست ها و جنایتکارهای کورد نعیین نمی کنند!" زهی بی شرمی.

 

۴- نوشته اید که: "وقتی بحث استفاده از سلاح های شیمیائی توسط نیروهای حکومت سوریه مطرح شد..."

آقای محترم! آیا از نظر حقوقی اثبات شد که استفاده کننده از سلاح شیمیایی در سوریه، ارتش این کشور بوده است؟ آیا قتل عام کودکان شیعه در ریف دمشق با بمب شیمیایی گروه های مخالف اسد را فراموش کرده اید؟ آیا این بیشتر مقرون به صحت نیست که تبهکارانی که جنایت های روزمره شان را در تلویزیون می بینید، در سوریه از سلاح شیمیایی استفاده کردند و نه ارتش این کشور که بسیاری از این آمار کشته ها در سوریه از سربازان همین ارتش و جوانان میهن پرست و سکولار سوریه هستند؟ حالا شماتاسف این را می خورید که چرا آمریکا جان آن موقع از فرصت سوءاستفاده نکرد و به سوریه لشکر نکشید؟ این خیلی فرومایگی می خواهد برار جان.

 

۵- شما که می گویید: "دولت آمریکا که دو سال پیش نیروهای خود را بطور کامل از عراق خارج کرده بود تا زمانی که عوامل داعش با سبعیت خبرنگاران غربی را در مقابل دوربین سر بریدند از کمک نظامی خودداری کرد و به غیراز فشار برای تعویض دولت تحت حمایه ایران اقدام جدی دیگری انجام نداد..."

آیا مساله شما درسایه قرار گرفتن تورکیه است؟ یا ریخته شدن خون مرد سوریه است؟ یا بد بدون بشار اسد است؟ یا با این مساله که دولت ایران سوریه را عمق استراتژیک خود اعلان کرده و جنگی را که نواستعمار می توانست در داخل ایران راه بیاندازد، در محدوده ی سوریه نگه داشته، مشکل دارید؟

 

تا همینجا کافیست! ذکر تک تک تضادهای مطلب شما ضرورتی ندارد و خواننده خیلی زود به چهره ای که پشت ماسک قوم دوستی خود پنهان کرده اید، پی می برد.

در این مطلب مغشوشی که نوشته اید، مشخص است که هدف شما چیز دیگری است. چیزی که نه انسانی است و نه میهن دوستانه است و نه عاقلانه. شما قصد آتش افروزی دارید، بدون توجه به این که هر گونه درگیری در ایران بدترین پیامدها را برای منطقه، ایران و تک تک قومیت های ساکن آن خواهد داشت... امری که شما با نگاشتن چنین مطالبی در پی آن هستید.

۶۵۰۱۷ - تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱٣۹٣      

    از : مرتضی نیکی

 

عنوان : دفاع از کوبانی نه میدان تسویه حسابهای سیاسی که در وهله‍ی اول، مسئولیتی انسانیست!

آقای گولشن؛ چند پهلو بودن نوشته‍ی شما با توجه به پیچیدگی سیاست در منطقه‍ی ما قابل فهم است، اما دفاع تمام عیار شما از سیاست دولت ترکیه در در رابطه با حوادث کوبانی بروشنی در نوشته‍ی شما مشهود است. من در مقام دفاع از تحلیل و نظرات دیگران در خصوص "کانتون کوبانی" نیستم؛ چرا که حساسیت در قبال مدافعان کوبانی فراتر از سیاست، دفاع از حقوق انسانها برای انتخاب نوع زندگی شان است. تراژدی که در کوبانی اتفاق میافتد، مرگ تدریجی انسانیت است که در پرده‍ی سیاست و منافع جهان متمدن پوشانیده میشود. جهان مدعی تمدن از جمله دولت ترکیه ، جدای ار نقش شان در تقویت نیروهای اسلامی مخالف رژیم بشاراسد، اگر نقش فعالی دردفاع از کوبانی بعهده نگیرند،یک روسیاهی شرم آورتاریخی را به جان میخرند که هیچوقت دلیل قانع کننده ای برای توجیه آن نخواهند داشت ( فراموش نکنیم که دولت ترکیه بعد از دهه ها، هنوزهم از شرم کشتار ارامنه‍ی ساکن ترکیه رنج میبرد).

نگرانیهای دولت ترکیه از تقویت جنبش کوردهای منطقه در صورت پیروزی کوبانیها قابل فهم است ولی به یقین راه حل مشکل تاریخی کوردهای ترکیه هم فقط در گرو درایت سیاسی طرفین نهفته است تا سرکوب و خشونت (بیحاصل بودن جنگ دراز مدت و فرساینده‍ی دولت ترکیه و پ کا کا شاهد عینی این مدعاست). مدافعان کوبانی و مردم کردستان خواهان دخالت نظامی دولت ترکیه نیستند، اما جلوگیری ازورود داوطلبان کورد به کوبانی، نه تنها به نا آرامیهای شهرهای ترکیه انجامیده، که مدافعان و مردم غیرنظامی کوبانی را با سرنوشت غم انگیزی روبرو کرده که با هیچ عنوانی نمی توان آنرا توجیه کرد. باید بگویم که من به عنوان یک انسان و یک ترک، از سیاست بازی دولت ترکیه در قبال چشم پوشی از اعمال ضد انسانی داعشی ها و بی تفاوتی در مقابل زنان و مردان ساکن کوبانی، بشدت شرمنده هستم.

کوبانی نه در حسرت امپراطوری از دست رفته است و نه برای جهان گستری برنامه ای دارد؛ تنها کاری که مردمان کوبانی کرده اند انتخاب نوعی از زندگی برای خود است که نه تنها هیچ منافاتی با حقوق دیگران ندارد که نمونه ای از برابری و عدالت را به نمایش گذاشته که میتواند برای همه‍ی آزادیخواهان تجربه‍ی تازه ای باشد.

برابری و عدالت آرمانهائی هستند که همه بر درستی آن اذعان دارند، ولی وقتی دفاع از پرنسیبهای آن بمیان میاید، هرکدام از ما آنها را با سیاست، ایدئولوژی، وابستگیهای ملی و مرزهای جغرافیائی خود می سنجیم. در پایان بسیار مشتاقم از آقای گولشن بپرسم که اگر کوبانی یکی از شهرهای ترک نشین بود و زنان و مردان آن در دفاع ازآزادی انتخاب خود قیام میکردند، آیا شما هنوز در دفاع از سیاستهای دولت ترکیه قلم میزدید؟

روزگارتان بکام و دفاع ار ارزشهای انسانی مستدام باد!

۶۵۰۱۶ - تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱٣۹٣      

    از : حمید ارجمند

 

عنوان : رجب طیب گولشن !

نویسنده محترم ! دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس شما را ؟! بخشی از نوشتار شما که مربوط به آخوندها میشود تکرار مکراراتی بود برای لاپوشانی همکاری اثبات شده اردوغان یا دولت ترکیه با آدم خواران داعش ! مردم ایران بعد از ۳۵ سال سرکوب و توحش قبیله ای تجربیات ارزنده ای در چنته دارند و نه اردوغان و نه علی اف در باکو نمیتوانند یک جنگ داخلی را بوسیله پادوهای خود در ایران براه بیاندازند و این موضوع هیچ ربطی به آخوند و پاسداران فاشیست ندارد . اوصولا هر شخص و هر جریانی که سعی در انداختن نفاق در میان ایرانیان باشد و زیر نقاب فارس و ترک و یا کرد باید او را بنوعی داعشی دانست که سر نخش هم در باکو و آنکارا میتواند باشد . امروز از نظر ظلم و جنایت رژیم بر علیه مردم ایران کاملا عدالت را رعایت کرده اند و از نظر اعدام و زندان و خفقان همه در یک سطح میباشیم و این یعنی جامعه بی طبقه توحیدی ولائی . و اما در مورد ارتباط سیستماتیک دولت ترکیه ( عثمانی مدرن شده ) با جنایتکاران داعش حرفی نیست که چپهای ایرانی یا کردهای ایرانی بگویند اسنادش در تمام دنیا و در همان امریکا و اروپا رو شده است و جای شک و شبهه ای نیست .اینکه شما اینگونه شیفقه و مفتون ترکیه و دولت آن شده اید حق طبیعی شماست ولی نمیتوانید با لغت بازی و یکطرفه بازگو کردن مسائل منطقه همه را وادار کنید که حرفهای شما و آقای اردوغان را باور دارند .در پایان آرزوی دوری و نابودی جغد شوم جنگ را در منطقه خاور میانه دارم چون در این میان اگر یک جو غیرت و شرفی در کسی وجود داشته باشد باید با دیدن زنان و کودکان و پیر مردهای سر گردان در بیابان و رانده شده از خانه های خود خون گریست و تف انداخت به ریش ولی فقیهه ها و اردوغانها و اسد ها و...

۶۵۰۱۴ - تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱٣۹٣      

    از : هوشور

 

عنوان : کوبانی نقطه اتحاد محافل ضد ترک ایران

چطور میشود از کشور و دولت اسلامی ترکیه دفاع نمود در حالیکه قریب به دو هفته است که تانک‌های این کشور در ۱۰۰ متری کوبانی موضع گرفته اند و کشتار کرد‌ها را توسط جنایتکاران داعش تماشا کرده و از کمک به کرد‌ها خودداری می‌نمایند. با چنین موضع دفاعی از یکی‌ از عقب مانده‌ترین دولتهای دنیا سخن از ترقی‌ خواهی‌ مسخره است.

۶۵۰۱٣ - تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱٣۹٣      

    از : بهروز الف

 

عنوان : نظرات شونیستی آقای یاشار که به فاجعه ختم میشود

در تمامی نوشته اقای یاشار موج افکار پان ترکیسم و شونیستی مشاهد میشود. ابتدا اینکه ایشان فرقی بین "ملت" و "دولت" را نمیدانند یا نمیخواهند بدانند. در سرزمین های دیکتاتور زده بخصوص نوع مذهبی آن از جمله در ترکیه، دره عمیقی بین ملت و دولت وجود دارد. خوب بود اقای یاشار که اینقدر شیفته سرکوبگران و عقب مانده گان از جامعه متمدن دنیا (دولت ترکیه) هستند یک بررسی چند دقیقه ای بر روی واقعیت ها و مدارک مستند موجود میکردند (از جمله تصویر و گزارش نماز جمعه داعشیان در استانبول، بستری شدن زخمی های وحوش اسلامی داعش در بیمارستان های ترکیه یخصوص استانبول، اجازه ورود آدمکشان-آدمخواران داعش از سراسر دنیا به ترکیه ، آموزش و مجهز کردن آنها و فرستادنشان به سوریه برای سرنگونی اسد (این یار جونی جونی اردوغان تا قبل از دریافت دلار های عربستانی و قطری) در سه سال گذشته تا متوجه میشدند که اردوغان و همدستان فاشیست اش نه تنها هیچ تفاوت عمده ای با داعش ندارند بلکه زمینه فکری و خواست های آنها یکی هست.

اقای یاشار بجای بیهوده نویسی درباره کانتون های کردان سوریه و رزمنده گان دلیر زنان بهتر بود که میرفتند و یک مطالعه ای میکردند تا متوجه میشدند که کانتون های کردان سوریه بر مبنای چه اصول و روابطی حرکت میکنند تا شرمنده افکار پان ترکیسم خود نمیشدند (با مشاهده واقعیت ها نه رویا ها و تخیلات).

من بعنوان یک آذری (نه یک پان ترکیسم باد شده از طرف عقب مانده گان دولت ترکیه) باید در مقابل این تفکرات مخرب و فاجعه باری که انسان ها را بر مبنای نژاد و هویت ملی خود تقسیم بندی میکنند به ایستم و بنویسم تا کسانی همانند اقای یاشار سموم مرگ بار پان ترکیسم را در میان جامعه بشری ترویج ندهند. از دید یک انسان، تمامی انسان ها جدا از نژاد، زیان، رنگ، رسوم و عادات و مذهب یکی هستند و بقولی "بنی آدم از اعضای یک دیگرند" کسانی که انسان ها را بر هریک از خصائل آن طبقه بندی میکنند چاره ای جز رسیدن به افکار فاشیستی ندارند (همانند ادروغان و همپالکی هایش)

۶۵۰۱۰ - تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱٣۹٣      

    از : برزویه طبیب

 

عنوان : سئوال از نویسنده

آیا ترکیه در پرورش داعش نقش داشته است یا نه؟ آش انقدر شور بوده که جو بایدن هم فهمیده است.اگر این دولت از زمره بقول شما دولت های مسئول است، چراان موقع مسئو لیت سرش نمیشد؟از یک طرف میگویید پ کا کا، در مجلس ترکیه نماینده دارد و از طرف دیگر میگویید اینها بمب اندازان سابق هستند که صلاح نیست مسلح شوند؟ چطور این بمب انداز ها صلاحیت اعمال نظر در مورد قوانین را دارند؟ یا این همان دموکراسی ریاکارانه ای است که موضوع به به و چه چه شماست از وضعیت گل و بلبل دموکراسی در ترکیه میگویید و من وقایع استامبول را بیاد میآورم.

آیا سیاست ترکیه دخالت نظامی در سوریه به منظور تعویض حکومت هست یا نه؟ گویا جواب شما مثبت است، خوب آیا وظیفه یک نیروی مترقی مخالفت با چنین سیاستی نیست؟ همچنانکه اگر روزی اسد بخواهد اردوغان را ساقط کند، باید با آن مخالفت کرد. یا حتی اگر ایران بخواهد حکومت اسد را با نیروی نظامی ابقا کند؟ یا اینکه باید مثل جنابعالی آنرا مثبت ارزیابی نماییم؟

آیا وقتی مقام سازمان ملل از ترکیه میخواهد که مانع کمک به کوبانی نشود، او هم عامل جمهوری اسلامی یا چپ یا پان ایرانیست یا ارمنی است؟ یا دروغگویی است که ترکیه را متهم به ممانعت از کمک رسانی به کوبانی میکند؟

ایا اینکه کردها در ترکیه حقوقی دارند که در ایران ندارند، اردوغان را ، به به ، میکند؟ این حقوق را مثل هر حق دیگری ، کردها مثل هر ملیت و گروه دیگری ، چه با روش درست و چه نادرست بدست آورده اند و از کیسه هیچ خلیفه ای ، خصوصا نوع عثمانی آن بخشیده نشده است، که شما منت آنرا بر سر چپ میگذارید، ثانیا همین چپ به موقع از اقدام هر دو طرف ارزیابی مثبت ولی نه خوشخیالانه خود را مطرح کرده است

شما چپ را متهم به عدم حمایت از مثلا، حقوق بشری ترکمن عراقی ، میکنید؟ زهی وارونه جلوه دادن حقیقت.

ولی بدیهی است که در مورد کوبانی نه تنها مسئله حقوق بشر، بلکه مسئله حمایت از راه و رسم مثلا دخالت دادن زنان در تصمیمات اجتماعی هم مطرح است. هر وقت ترکمن عراقی هم کانتون خودش را برپا کرد حمایت مضاعف چپ را خواهد داشت، ولی تا زمانی که به امید سلیمانی نشسته است، حمایت چپ، از نوع حمایت از حقوق انسانی او خواهد بود، نه حمایت از راه و رسم زندگی او.

۶۵۰۰۹ - تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱٣۹٣      

    از : محمد براتی

 

عنوان : ازشقــه شقــه کردن مردم دست برداریـد!

این همــه نوشتیــد که آقای اردوغان را تبــرئــه کنیــد! چرا؟!

چرا از چیزهایی که پیــداست از روی عمــد از آن گذشتیـد؟! دراینکه اروغان وحزب اش کــور کورانـه دربوجودآوردن گروهی ازاین تنــدروها که بعدا" "داعــش" نام گرفت بــه عمــد میگذریــد؟! متاسفانه، بسیــاری از نویسنــدگان دراین روزهای سخت بجای وحــدت با کرد وترک وفارس کردن ویا شیعــه وسنی کردن مردم، مردمی که با هم دوست وهمسایه برادر وار یک عمری زندگی کرده اند، سعی درشقــه شقــه کردنشان نموده و تاحــد زیادی هم موفق شــده اند! تا جائیکه امروز با این حرف وحدیث های من درآوردی آدم خجالت میکشــد تو روی دوست وهمســایه چندین وچنــدساله اش نگاه کنــد!

نویسنــده ی این مقاله یک جمله از امام جمعــه یک شهرستان گرفتــه وچنان آن را بزرگ نمایی کرده توگویی این اولیــن بار است که از امامان جمعــه این کشور حرفی برخلاف سیاست های دولت شنیده است! دیگراینکه ورود اتحادشوروی به افغانستان ودولت دست نشانده اش راکاشت مدرنیسم در شوره زار نامیــده!! که ازعجایب روزگاراست! بااین همــه وقتی ۳طرف کوبانی در دست داعشی ها است ویک سمت آن در دست و تحت نظر دولت ترکیــه، آیا کردهای ترکیــه و یا مردمیکه ازهر ملیتی هستنــد برای جنگیــدن با داعشی ها در دفاع از مردم نگونبخت کوبانی باید حتما" از آدمخواران داعش اجازه بگیرنـد! نخیــر... مثـل روز روشن است، دولت ترکیــه ازآنجائیکه درسیاست اش درمذاکرات با کردها صادق نیست، ازآن می ترســد که اگر فردا روزی خواست کردهای ترکیـه را تارومارکنــد...کردهای مدیون امروز ســوریــه، کردهای فردای ترکیــه را کمک کننــد، واین نیازی به تفسیــر سیاستمداران ندارد!

بهرحال، کاری به تحلیــل وشما و دیگران ندارم که هرطوری میخواهیــد ماجراهای این اتفاقات را تفسیــر کنیــد ولی شرمتان باد که اگر با تفسیرتان بخواهیــد مردم را با شیعــه/سنی کردن ویا با ترک، عـرب،فارس، بلوچ،کرد و...شقــه شقــه اش کنیــد... که ایران عزیزمان با بودن تمامی این اقوامهــا ایران بزرگ نام دارد ونه چیــز دیگر...

۶۵۰۰٨ - تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱٣۹٣

2014-10-14 11:08:08

آخرین عناوین

تهاجم همه جانبه است بلنت اسین اوغلو- ترجمه علی قره جه لو

کلیشه‌ها و پیش‌داوریها نسبت به جنبش‌های ملی-مدنی: موانع دستيابى به يك پلوراليسم متوازن در ایران علیرضا قولونجو

رشته دانشگاهی زبان و ادبیات ترکی؛ مبهم و مخدوش دومان رادمهر

ابوبکر بغداديٍ فاجعه مونيخ یاشار گولشن

دوشونجه شیوه یه یؤنه لیک یوخسا یانلیش آنلاییشلار! یاشار گولشن

قوميتگرائي افراطي فارسي و مراسم کتاب‌سوزي ٢٦ آذر سال ١٣٢٥ در آزربايجان مئهران باهارلي

!STAND AGAINST RACISM

فتيله شبکه دو تلويزيون دولتي جمهوري اسلامي برنامه ای برای تباهی اذهان کودکان یاشار گولشن

نکاتی در مورد برنامه صفحه دو بی بی سی- نتایج انتخابات ترکیه علیرضا قولونجو

مصاحبه با غلامحسین ساعدی مصاحبه کننده، ضیاء صدقی-آوریل 1984

قدرالسهم به روایت اکبر اعلمی یاشار گولشن

به نام اویغورها! روزبه سعادتی

کلاشنیکف‌ها هرگز شکوفه نمی دهند علیرضا قولونجو

پایه‌های لرزان "بنیاد فرهنگ، ادب و هنر آذربایجان" محمدرضا هیئت

کارت قرمز بر علیه نژادپرستی سیستماتیک موجود بر علیه ترک ها در ایران اومود مهدیان

دفتري به عنوان فرهنگ استان آذربايجان بجای فرهنگستان زبان ترکی! یاشار گولشن

زبان ترکی بعنوان یکی از زبانهای رسمی مجلس نمایندگان شورای اروپا تعیین شد

تدارک برای گردن زنی ناصر مرقاتی

اعتراض زنان ترک به حضور حسن روحانی با مچ بندهای سرخ، علامت بوزقورد و نشان پیروزی

ماهی سیاه کوچولوی صمد بهرنگی در لیست ده کتاب برتر متتقد روزنامه گاردین

شرایطی که توافق لوزان را تحمیل کرد یونس شاملی

حمله عوامل حکومت ايران به ترک های هوادار تیم والیبال اورمیه در تهران

هجوم مامورين انتظامي به عرب هاي اهواز

در آسيب شناسى حركت ملى آذربايجان - بخش ١ و ٢ معصومه قربانى

دولت روحانی با موضع گيري هاي يونسي بدنبال چه هدفي است؟ یاشار گولشن

قضیۀ سلماس، حکیم توس و اساتید سعید یوسف

keçen Qonular

تورک! سن سؤمورگه‌دن/ایستیعماردان قورتولماق اوچون نه ائدیرسن؟ علیرضا قولونجو

سولئیمان‌اوغلو ایله سؤیله‌شی آنلام درگیسی، ایکینجی سایی، شوبات 2017

نه ائتمه مه لی ییک! ؟ دومان رادمهر

آخساق قایدالار ایواز طاها

بیزیم عزیز نسین س. حاتملوی

گونئیده 300 تورک فعال اویغورلارا دستک بیاناتی ایمضالاییب

تورکمن گمیچی گونئیلی فعاللاری 13 ایل حبسه محکوم ائدن حؤکمدەکی تضادلار حاقدا دانیشیر

کریم عسگری: گونئی تشکیلاتلاری تورکیەده HDP-نین فعالییتینی اؤرنک آلا بیلر

ماحمودعلی چؤهرەقانلی: تبریزدەکی گئدیشات نورمال دئییل

ستار سایین قالا: او دؤنم چوخ اؤزل بیر دؤنم ایدی

اکبر ابولزاده: تراختور قهرمان اولسایدی، ایراندا یاشایان تورکلر اؤزونە-اینام قازاناردی

آل بو سنه قير ميزى اسماعیل جمیلی

ایرانلی آیدینلارین ائتنیک حاقلارینا یؤنه‌لیک یاخلاشیمی ده‌ییشمکده‌دیر می؟ یوردنئت'ین توغرول آتابای ایله سؤیله‌شیسی

محمد رضا لوایی: گونئیلیلر اوچون مای حادیثەلری بیر باشلانغیج نؤقطەسیدیر

مهسا مئهدیلی: اؤیرنجی قادینلار مای قییامیندا بؤیوک رول اوینادیلار

یاشاسین یاشاسین قهرمان تبریز اسماعیل جمیلی

ائلچین حاتمی: اقتصادی وضعییت خوصوصیله قئیری-فارس بؤلگەلرده چوخ آغیردیر

İranlı aydınların etnik haqlarına yönəlik yaxlaşımı dəyişir mi? (Toğrul Atabay ilə söyləşi)

علیرضا اردبیلی: ایرانداکی ایرقچیلیک عربلر و تورکلری بیر-بیرینه یاخینلاشدیریب

یاشار اسدی ایراندا میتینق کئچیرن اون مینلرله موعلیمین طلبلری حاقدا دانیشیر

یاشار حیدری آوروپادا یاشایان گونئیلی موهاجیرلرین دوروموندان دانیشیر

دومان رادمئهر: ایراندا آنتی-عرب احوال-روحییەسی حؤکومتین بؤلگەده یوروتدویو سییاسته خیدمت ائدیر

اوغوز تورک ایران-قرب راضیلاشماسی، سانکسییالار و اونلارین قئیری-فارس آزلیقلارا تاثیری حاقدا دانیشیر

حمید منافی: علیرضا فرشی ائوین زیندانیندادیر، وکیلی ایله گؤروشه بیلمیر

محمد احمدیزاده: صفویلر دؤنەمی موسیقی تاریخیمیزین قیریلما نؤقطەسیدیر

نه‌کی‌وارین هر گونو بایرام اولسون! وکتور جئری

31-03-2015 ایران-ایسوئچ اویونوندان بیر راپورت

محمد رضا هیئت: تورکجەنی یوخ ائتمەیه چالیشان سیستئم تورک دیل قورومو آچدیرماز

اوختای آلپ تورک: نه ”پئرشین” نه ده ”ایرانیان” - بو آدلار بیزی تمثیل ائتمیر

یونس شاملی سلماس دا هئیکل اولایی و گونئیین شهر شورالاری حاقدا دانیشیر