آنا صحيفه    تورکجه آرشيو     يوردنت حاقينده     لينکلر

                                                    صفحه اصلي     آرشيو فارسي     در باره ما     لينکها


NOVEMBER 27, 2005

ايميل براي ارسال اخبار و مقالات خوانندگان  yurdnet@yahoo.ca  

مجله يورد نت روزهاي  یکشنبه هر هفته در اين سايت منتشر مي شود. نقل مطالب اختصاصي يورد نت در ساير نشريات و سايتها آزاد است.

لينک ها

   

 

برگهائي از تاريخ

اخبار هفته

يادداشت هفته

کتاب خاطرات زندان و متن محاكمات سيدجعفر پيشه وري

تحقيق‏ تدوين و ويراسته شاهرخ فرزاد  

دومين قسمت خاطرات زندان

قسمت هشتم

اسناد ماندگار

نشر جديد کتاب دوازدهم شهريور به زبان فارسي توسط جنبش فدرال  دموکرات آذربايجان

<<<<

از سايتهاي ديگر

از متن گفتگوي سايت شمس با عبدالله امير هاشمي

سايت شمس : جنابعالي در بيوگرافي خود ذكر كرده ايد كه دفاتر فرقه را در تبريز داير نموده ايد. همانطور كه ميدانيم فرقه در جريان كنفرانس وحدت در سال 1339 در حزب توده ادغام شد و عنوان ايالت آذربايجان حزب توده را براي خود برگزيد. و همانطور كه گفته ايد حزب توده نيز در سال 1361 منحل شد. و حال اين سئوال مطرح است كه آيا فرقه يك تشكيلات مستقل از حزب توده است؟ اگر مستقل شده است پس چرا تا بحال بيانيه استقلال خود را منتشر نكرده است و اگر مستقل نشده پس شما چگونه ادعا داريد كه دفاتر فرقه را داير نموديد چرا كه در آن صورت فرقه اي وجود ندارد. در ثاني اگر جدا نشده مي دانيم كه حزب توده يك جريان ماركسيستي است و با جريان ملي مخالف. شما اين دو تضاد را چگونه تفسير مي كنيد؟

جوانشير :  تقاضايي كه از جنابعالي داشتم اين است كه عبارت يا جمله اي كه بنده بكار نبرده ام به من نسبت ندهيد. در شرح كوچكي از بيوگرافي عرض كردم معاون صدر فرقه دستگير شد و از حزب توده ايران حرفي نزدم وبه خاطر آوردم كه دفاتر فرقه را در تبريز و شهرستانها به كمك دوستانم داير نمودم و شما مي فرمائيد فرقه وجود نداشت. بنده عرض مي كنم كه وجود داشت و بلافاصله بعد از انقلاب، ارگان كميته مركزي آن يعني روزنامه آذربايجان در تبريز به زبان تركي منتشر شد و در شهرستانها در كيوسكها به فروش مي رسيد. آرشيو آن در كتابخانه ها هنوز موجود است. اعضايي چند از كميته مركزي فرقه از جمله سيد آقا عون اللهي نويسنده كتاب تاريخ تبريز، محمد حسين خشكنابي روزنامه نگار زمان پيشه وري، تقي موسوي نويسنده آثار منتخب پيشه وري، مير وهاب افخم روزنامه نگار، محمد علي مجيري، فقيه، فريدون كارگر چاپخانه همراه با انوشيروان ابراهيمي و ايراندخت ابراهيمي برادر و خواهر شهيد فريدون ابراهيمي دادستان دوره حكومت ملي از مهاجرت باز گشتند و در اين دفاتر مشغول بكار شدند. صفرخان نيز در اين دفاتر اتاقي داشت كه مردم به ديدنش مي آمدند. در اين دوره يادواره شهداي فرقه در تبريز و شهرستانها بر سر مزارشان تشكيل شد. كتابفروشيهاي فرقه در تبريز و شهرستانها داير گشت كه بفروش كتابهاي تركي، نوارهاي  موسيقي آذربايجاني بويژه نشريات فرقه اولويت مي داد.  نطقهاي پيشه وري، ديوان تركي نسيمي، فضولي، بالاش آذراوغلي، خاور قهرماني، سهراب طاهر،بختيار وهابزاده، سليمان رستم، علي آقا واحد، مدينه گلگون، شهريار، بولوت قره چورلو و ديگران در اين كتابفروشيها به وفور يافت مي شد. اما در مورد كنفرانسي كه به آن اشاره كرديد بايد عرض كنم كه فرقه دمكرات آذربايجان از بدو تاسيس خود در 12 شهريور سال 1324  فعاليت خود را در ايالت  آذربايجان آغاز كرد و در همان سال تشكيلات حزب توده ايران در آذربايجان به رهبري پادگان خود را  لغو نمود و به فرقه پيوست. بعد از سركوب نهضت 21 آذر بيش از 50 هزار نفر شهيد و 200 هزار نفر مجبور به مهاجرت و دهها هزار زنداني شدند. عده اي از رهبري چون فريدون ابراهيمي، آزاد وطن، رامتين، محبوب، ساري اسماعيل، سريه، يحيي شيخي  اعدام و اعضاي باقيمانده هم در زندان و هم در بيرون از آن  مانند صفرخان، اصغر احساني، احمد برادران، جواد مجيري، اسدالله شتابي، ايوب كلانتري، علي كلاهي، علي عظيمي، زهتاب، جواد فروغي، عليه شوونيزم شاه رزميدند.  فرقه مانند هر حزب ديگر مي توانست با احزاب ديگر به صدور بيانيه مشترك و يا تشكيل جبهه موتلفه، اتحاد و وحدت دست بزند و يا از آنها بگسلد. در كنفرانسي كه جنابعالي به آن اشاره كرديد فرقه خود را لغو نكرد بلكه با قرار و شرايط مشخص و تا تائيد اين اسناد در كنگره سوم با حزب توده ايران وحدت تشكيل داد و طبق آن فرقه با حفظ نام و كميته مركزي خود تنها تشكيلات  ملي سياسي آذربايجان شناخته شد و براي هفت نفر از اعضاي كميته مركزي فرقه در رهبري حزب توده ايران سهميه تعيين گرديد شايد به خاطر همين سهميه ها بود كه برخي از رهبري حزب هميشه از "هژموني" فرقه شكايت داشتد. بالاخره فرقه در كنگره سوم حزب شركت نكرد بدين ترتيب قرارهاي كنفرانس وحدت نيز خود بخود لغو گرديد. اما در مورد مخالف بودن ماركسيستها با جريان ملي كه شما به آن اشاره كرديد، من راضي نيستم. آنها شفافتر از خيلي ها از حكومت ملي آذربايجان  و از فدراليزم در ايران دفاع كردند. لطفا به نمونه اي كه مي آورم توجه فرماييد: " اينك با توجه به مجموعه تبليغاتي كه از سال 1324 تا كنون از طرف محافل حاكمه نسبت به نهضت فرقه دموكرات آذربايجان شده و در همه جا بر خلاف واقع از اين نهضت ميهني و مترقي بنام يك نهضت تجزيه طلبانه نام برده اند، احساس مي كنم كه شايد كيفر خواست ، نظر به همين مطلب داشته و عقايد من را نسبت به نهضت آذربايجان دليلي براي اقدام من داير به لطمه وارد آوردن به تماميت و استقلال كشور تشخيص داده باشد. ولي حقيقت قضيه اين است كه نهضت آذربايجان و كردستان در فاصله سالهاي 1324 و 1325 به هيچ وجه جنبه تجزيه طلبانه نداشت، بلكه بالعكس موجب قوام و دوام و بقاي آزادي و استقلال ملي ما بود. مگر دموكراتهاي آذربايجان و كردستان چه گفتند؟ آنها ميگفتند كه ملتهاي آذربايجان و كردستان بايد در چارچوب مرزهاي ايران داراي استقلال داخلي باشد و در تعيين سرنوشت خود به نحو قاطع و واقعي مداخله كنند. امروز كشورهاي زيادي در جهان وجود دارند كه بر اساس اتحاد ملتهاي گوناگون و بصورت حكومت فدراتيو اداره مي شوند ـ آخرين دفاع  روزبه در دادگاه نظامي صفحه 58 ". دوست ارجمند به نظرم بعضي ها  اين اسناد را مطالعه نكرده اند، و يا خوانده اند اما ديد تنگ نظرانه شان اجازه قبول حقيقت را به آنها نداده است .البته خيلي ها هم مغرضانه به تحريف واقعيت مشغولند. من عرض كردم كه با فدراليزم راضي نيستم آنها هم با استقلال راضي نبودند. ولي مخالف مسئله ملي معرفي كردن كساني را كه با از جان  گذشتگي از حكومت ملي آذربايجان و فدراليزم دفاع كردند دور از انصاف و انسانيت و حتي به ضرر آذربايجان  است. بهتر است ما  سعي كنيم دشمن را مخالف، مخالف را بيطرف، بيطرف را دوست ، دوست را همراه خود سازيم. متاسفانه امروز بر عكس اين فرمول عمل مي شود ،درگيري بين چپ و راست تشويق مي گردد و بدين ترتيب جنبش ملي آذربايجان به انحراف كشيده مي شود.

منبع: سايت شمس

تظاهرات نشسته ميدان غلبه باکو در روز شنبه 26 نوامبربا هجوم پليس آذربايجان در هم شکست.  

ده ها نفر در اين جريان  زخمي‌ شده اند.

يورد نت 

<<<<<


نتايج نهايي‌ انتخابات آذربايجان اعلام شد .

حزب دولتي‌ يني‌ فيکير ، 58 کرسي‌ و احزاب مخالف 10 کرسي‌ کسب کرده اند.

يورد نت 

<<<<<


رئيس دفتر سياسي‌ و اجتماعي رياست جمهوري آذربايجان: مقامات آذربايجان حاضرند که با نيروهاي مخالف باب مذاکره را باز کنند.

يورد نت 

<<<<<


تفسير خبرگزاري فرانسه از تنش هاي بعد از انتخابات آذربايجان :

افزايش احساسات ضد غربي‌ در ميان مخالفان

" دموکراسي‌ ما براي فروش نيست"

يورد نت 

<<<<<


جلسه پرسش وپاسخ با حضور رياست ومعاونين دانشگاه آزاد اسلامي مراغه به خاطر اصرار دانشجويان بربازگشايي انجمن ادبي ترکي سهند وتشکيل کلاسهاي ترکي در اين دانشگاه  بهم خورد.

دورنا

<<<<<


اولين نشست ترويجي و آموزشي سازمان ملل متحد در تبريز برگزار مي‌‏شود.

ايلنا

<<<<<


سومين دوره رقابت هاي بين المللي‌ آواز در روزهاي 28 نوامبر تا 8 دسامبر در باکو برگزار ميشود .

يورد نت 

<<<<<


كارگران كارخانه آمريكايي "جي.ري.مك درموت" در باكو اعتصاب كردند

ايلنا

<<<<<


به گزارش دبيرخانه ي کومه له، در اعتراض به‌ عملکرد نيروهاي انتظامي بازار شهر مهاباد تعطيل شد

سايت اخبار روز

<<<<<


نامه سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان به روساي قوا

وضعيت وخامت بار حقوق بشر در کردستان چاره يابي شود

سايت اخبار روز

<<<<<


ابتذال در نوشته، ابهام در محتوا و کلي ادبیات پان ایرانیستی !

پیرامون بيانيه اخیر  فعالان سياسي‌ ، ادبي‌ - کارگري و دانشجويي‌ 

 

ياشارگولشن

هفته گذشته بيانيه اي با امضاء چند صد نفر از فعالان سياسي‌ ، ادبي‌ - کارگري و دانشجويي‌ تحت عنوان سخني‌ با ملت ، هشدار به حاکميت انتشار يافت و در اغلب سايت هاي خبري داخلي‌ و خارجي‌ درج گرديد.دراين بيانيه ادعا ميشود که امضاء کنندگان - خواستار اعمال اصلاحات راستين ساختاري برمبناي اعلاميه هاي جهاني حقوق بشر و الحاقيه هاي آن و تأمين آزادي هاي اساسي، عدالت - در ايران هستند.

هرچند صرف همين ادعا به صورت مجرد ميتواند مورد تحسين آزاديخواهان باشد ولي مشاهده بعضي‌ امضاءها در زير بيانيه که صاحبان آنها مشهور به تمايلات نژادپرستانه پان ايرانيستي‌ هستند و اساسا محور تفکرات آنها نفي‌ آزادي اساسي‌ و فطري انسان از جمله احترام به هويت و فرهنگ و زبان مردم ميباشد ، توجه مضاعفي‌ را ميطلبد .

 اولين نگاه‌ گذرا به نوشته اي که بنام فعالين سياسي‌ و ادبي‌ صادر شده و ادعا ميشود که امضاء کنندگان آن برجسته ترين چهره هاي سياسي‌ و ادبي‌ و فرهنگي‌ و نويسندگان آزاديخواه هستند ، خواننده را شديدا نااميد ميکند . ضمن اينکه شيوه نگارش اين بيانيه بصورت زننده اي سطحي‌ و شعاري است ، چيزي که قاعدتا از جمعي‌ فرهيخته انتظار نميرود ، در عين حال محتواي آن مبهم ، مغشوش و عميقا گمراه کننده است . مهمترين ابهام اين بيانيه اين است که معلوم نيست طرف صحبت و موضوع شکايت آن چيست.

در عنوان اين بيانيه تعبير هشدار به حاکميت آورده شده و در متن نيز جا به جا از حاکميت نامبرده شده است ، ولي‌ جايي‌ به مخاطبين بيانيه‌ تعريفي داده نشده که اين حاکميت مورد نظر بيانيه کيست و يا چيست . آيا همه جمهوري اسلامي‌ با کليت اش است ؟ يا فقط جناح اکثريت مجلس - که خود نيز در حال شقه شدن به جناح هاي مختلف است - ميباشد . و يا فقط رئيس جمهور جديد است و يا سيستم ولايت فقيه و يا شخص ولايت فقيه ؟ هر يک از اينها را که خواننده بيانيه فرض به گيرد ، بندي يا بندهايي‌ در اين بيانيه خواهد يافت که اين فرض را نقض ميکند .

جايي‌ گفته شده : -در انتخابات رياست جمهوري، بازي گردانان نمايش براي برروي پرده آوردن نمايشنامه خود، با سناريوي پيچيده و چند لايه تدارك ديده شده و سايه شوم نوميدي كه طي ساليان گذشته بر سر ملت ايران گسترانيده اند، پايان نمايش را از پيش مي دانستند. آنان در اين راه براي ظاهر رقابتي دادن به انتخابات از چهره هايي از جريان منتقد درون حاكميت بهره گيري كردند -. پس جناح منتقد دولت - اصلاح طلبان - جزو حاکميت هستند ؟ اين فرض با اين جمله که - سايه شوم نوميدي كه طي ساليان گذشته بر سر ملت ايران گسترانيده اند - که به دوره بيش از روي کار امدن دولت جديد مربوط شده و شامل اصلاح طلبان نيز ميگردد تقويت ميشود .

اما در جاي ديگر بيانيه ميخوانيم -حاكميت با يكدست كردن قواي سه گانه بر آنست.. – در اينجاظاهرا اصلاح طلبان جزء حاکميت نيستند، چونکه علت اعتراض به اخراج آنان از مجلس و دولت، خود مبناي اين مطلب است . آيا در اينجا حاکميت به معناي‌ ولايت فقيه است يا کل جمهوري اسلامي‌ است ؟

در جايي‌ ميگويد : - اكثر مطبوعات، رسانه ها و سايت هاي نقدكننده حاكميت به محاق توقيف يا سانسور حكومتي (فيلترينگ) دچار شده - اينجا بيانيه طوري حرف ميزند که حاکميت را هر جور که خواننده دوست دارد بتواند تعريف کند . طبعا" وقتي‌ اگر آن‌ رسانه هاي اصلاح طلبان که تعطيل شده ملاک باشند، پس آنان جزو حاکميت‌ نيستند ولي‌ اگر آنهايي‌ که همچنان مشغول فعاليت هستند -و انتقادات تند و تيزي هم به دولت جديد دارند- پس آنها هم جزو حاکميت هستند .

در جاي ديگر ميگويد : - آيا كابينه نظامي – امنيتي با تفتيش عقايد قادر به مهرورزي خواهد بود؟ آيا مبارزه با فساد بوسيله برخي از كساني كه در، درازاي ساليان گذشته نبض اقتصاد كشور را در بنيادهاي غير پاسخگو به ملت و ديگر مراكز اقتصادي در سايه، در دست داشته اند مي تواند انجام گيرد؟ آيا آنان كه از مزيت فرودگاهها و اسكله هاي پنهان و آشكار و قاچاق بهره برده اند و نتيجه عملكردشان، مردم را به تباهي و سيه روزي نشانده است! مي توانند در نيل به عدالت و رفع محروميتها نقش ايفا كنند؟ هرگز.- خواننده بيانيه با ديدن اين بند بدون ترديد خواهد گفت که اصلاح طلبان جزو حاکميت به حساب نميايند ، چونکه اين مباحث- حتي با همين کلمات - را بارها از زبان حزب مشارکت و مجاهدين انقلاب شنيده است . اگر چنين است پس تکليف آن بند که ميگويد - سرانجام روند تلاشهاي هشت ساله اصلاح طلبي از درون حاكميت به نافرجامي انجاميد- چيست ؟.

 شايد منظوربيانيه اينست که حاکميت در زمان اصلاح طلبان شامل آنها نيز بوده ولي‌ الان اصلاح طلبان جزء حاکميت نيستند . اگر فرض بر اين نيست ، در اين صورت اين فرهيختگان سياسي‌ و ادبي‌ بايستي‌ تکليف خود را با اين همه تناقض روشن کنند و اگر فرض بر اين است - که اين فرض شديدا جاي بحث دارد - اين فرهيختگان بهتر نيست اجازه دهند که اصلاح طلبان رانده شده از حاکميت خود به دفاع از خود بر خواسته و مردم ايران را وجه المصالحه جدال جناح هاي جمهوري اسلامي‌ بر سر حجم سهم هر يک قرار ندهند ؟

جالب است که در کنار اين همه مغشوش گويي‌ و عليرغم رديف کردن مفاهيم آزادي و حقوق بشر ، اين فعالان سياسي‌ و مدافعان حقوق بشر مراقب بوده اند که اشاره اي به يکي‌ از اساسي‌ ترين چالش هاي پيش روي حرکت هاي آزاديخواهي‌ در ايران که مساله ملي‌ است نداشته و در عين حال غير مستقيم با تکرار مفاهيمي‌ که در گفتمان جاري پان ايرانيستها نماد ضديت با حقوق برابر مليت هاي ساکن ايران است بيانيه را در مقابل جهت گيري اصلي‌ جنبش جاري براي دموکراسي‌ قرار دهند. به همين دليل است که در اين بيانيه عليرغم شعارهاي مربوط به اعلاميه جهاني‌ حقوق بشر و الحاقيه هاي آن کوچکترين حرفي‌ از ستم ملي‌ در ايران به ميان نميايد . اين فعالان هر چند ناراحت هستند که پيروان ساير اديان نميتوانند رئيس جمهور شوند ، از بي‌ حقوقي‌ بيش از نصف مردم ايران که اجازه استفاده از زبان مادري و ملي‌ خود را در مدرسه و اداره و زندگي‌ عمومي‌ ندارند و هر روز تحت سرکوب ملي‌ که -هرچند ميراث حکومت پهلوي است ولي جمهوري اسلامي‌ نيز به جد دنباله رو آن سياست است- حرفي‌ نميزنند و از اينکه حقوق مدني‌ ترکها ، کردها ، عربها ، ترکمن ها و بلوچ ها زير ضربه است بحثي‌ نميکنند. در بيانيه از يک طرف از( حاکميت )انتقاد ميکنند که - كلاه چپ نهاده و راست مي رود.- اما از طرف ديگر خود اگر چه از اعلاميه حقوق بشر حرف ميزنند ولي‌ ابتدائي‌ ترين و اساسي‌ ترين حق بشري يعني‌ آزادي زبان را نفي ميکنند .

راستي‌ ميشود تصور کرد که در عصر فوران اطلاعات و ارتباطات و دوره بيداري هويت طلبانه ملي‌ در ايران و همبستگي‌ منطقه اي‌ و جهاني‌ با اين حرکتها ، مردم ايران باز همانند چندين تجربه گذشته، پس از کشيدن خود از يک چاه ، زير علم اين حضرات به اصطلاح ملي‌ گرا قرار بگيرند تا ديگر بار با دلالي‌ اين ها به قربانگاه ديگري رهسپار شوند ؟  

لينک مقاله

متن بيانيه