|
پان
ايرانيست
ها
بشد ت
از
مطرح
شدن
خاطره
حکومت
ملي
آذربايجان
و
به
خصوص
از
آوردن
نام
سيد
جعفر
پيشه
وري
وحشت
دارند
و
هميشه به
هر درو
ديواري
ميزنند
تا اين
دوران
انقلابي
از ياد
مردم
زدوده
شود. هر
جا
هم
که
ناچار
به
اشاره
به
آن
شوند به
سرعت
حرف
توطئه
روس
ها
و
طرح
تجزيه
ايران
را
پيش
ميکشند
تا
ريشه
اصلي
اين
جنبش
و ثمره
حکومت
يکساله
حاصل
از
آن
را
به
حاشيه
برانند .
سه
سال
پيش
وقتي
صفر
قهرماني
دهقان
انقلابي
و افسر
حکومت
ملي
آذربايجان
و
قديمي
ترين
زنداني
رژيم
پهلوي
که
در
آستانه
انقلاب
بهمن
بر
دوش
مردم
از
زندان
رها
شده
بود ،
درگذشت
،
محذوريت
پان
ايرانيست
ها
قابل
درک
بود .
طبعا
صفر
قهرماني
کسي
نبود
که
به
راحتي
وي
را
ناديده
گرفت . او
که
بيشترين
سالهاي
زندان
را
در دوره
پهلوي
کشيده
بود ،
با
اغلب
زندان
کشيده
هاي
گروه
هاي
مختلف
سياسي
از
مذهبي
گرفته
تا
چپ
و
ليبرال
هم
زندان
بوده
است. همه
گروه
هاي
انقلابي
ايراني
از
دوره
فرقه
دموکرات
تا
زمان
انقلاب
بهمن،
از
زندانيان
توده
اي
بعد
از
کودتاي
28 مرداد
گرفته
تا
چريکهاي
فدايي
و
مجاهد
، از
گروه
هاي
مذهبي
ليبرال
گرفته
تا
بازاريان
و
روحانيون
وي را از
نزديک و
در حصار
تنگ
زندانهاي
پهلوي
ديده و
از
محبت
ها
و
نفوذ
شخصيتي
وي
در
زندان
بهره
ها
برده
بودند
و
مهمتر
از
همه
اينکه
وي
در
دل
همه
آزادگان
ايران
و به
خصوص
مردم
آذربايجان
حرمت
ويژه
اي
داشت .
اين
بار پان
ايرانيست
ها در
جريان
بزرگداشت
هاي
متعددي
که براي صفر
قهرماني
بر گزار
ميشد،
براي
اجتناب
از
اشاره
به
ريشه
زندان
بيست
و
هفت
ساله
وي ، با
اينکه
در ارج
گزاري
وي سنگ
تمام مي
گذاشتند،
با
تاکتيک
خاصي
نهايت
تلاش
خود
را نيز
به
کارمي
بردند
که
وي
را
از
جوهر
اصلي
خود
جدا
کرده
و در
قالبي
به
تصوير
درآورند
که
مبادا
زندان 27
ساله
وي،
تداعي
کننده اسارت
همه خلق
و عظمت
شخصيتي
وي،
نمايش
قدرت
حکومت
ملي
باشد.
طبيعي
بود که
آنها
درتلاش
خود با
مقاومت
جدي
آنهائي
مواجه
مي شدند
که
ميخواستند
هويت
اصلي
صفر خان
را از
ميان
غبار
تعريف و
توصيف
هاي
سطحي
بيرون
به کشند
و وي را
در متن
آن
رويدادي
که
بدنبال
شکست
آن،
وي به
زنجير
کشيده
شد تحليل
کنند.در
نتيجه
مقاومت
مردم
،در
خيلي
موارد
نقشه
مدعيان
دروغين
آزادي-
که در
ذات خود
اغلب
پان
ايرانيست
هائي
معتقد
به
سرکوب
حقوق
ملي ملل
غير
فارس
هستند –
به آن
راحتي
که فکر
ميکردند
پيش
نرفت.
بطور
نمونه
در
مراسم
اصلي
کرج
وقتي جوانان
ترک
خواستند
تا ريشه
اصلي و
زمينه
هاي به
زندان
افتادن
اين
يادگار
آن
يکسال
طلايي
را
به
نمايش
گذارند،
آن مثلا
پيشگامان
آزاديخواهي،
ميکروفن
را
از
دست
اين
جوانان
گرفتند
وبا
جنجال
آفريني
بساط
خود را
جمع
کردند و
رفتند.
در
مقابل
اين
دسته
افراد و
دستجاتي
که بهر
حال
حرمت
شخصي
صفر
قهرماني
را –هر
چند
بصورت
مجرد و
خارج از
متن
مبارزاتي
وي- به جد
نگه
ميداشتند،
دستجات
ديگري
بودند
که
دستپاچگي
آنان
از
خاطره
درخشان
صفر
قهرماني
نمونه
هاي
دراماتيکي
نيز
ايجاد
نموده
است .
مسعود
بهنود
نگران
از ارج
گذاري
همبندان
صفر
قهرماني
،
ميگويد
"وي
آذري
مرد
ساده
دلي بود
که در
سال هاي
دور
عليه
ظلم
وستمي
که به
مردم
روستاي
زادگاهش
روا
داشته
ميشد
شوريد و
به حبس
افتاد".
جالب
است
که
وحشت
و
سراسيمگي
زماني
نتيجه
آن چه
که مورد
نظر است
را
معکوس
مينمايد.
اينجا
وي
با
اينکه
به زعم
خود با
گفتن
سال هاي
دور
حالت
قصه
پردازي
ايجاد
ميکند و
با
آوردن
کلمات
"
روستائي"
و
"آذري
مرد
ساده
دل"-
همان
اصطلاحي
که
بعد
ها
در
مورد
انصافعلي
هدايت
روزنامه
نگار
آزاده
تبريزي
نيز
به
کار
برد
- به
خيال
خود
از
جايگاه
شخصيت
اشراف
گونه
روشنفکرنما،
نگاه
حقارت
آميزي
به
زندگي و
مبارزات
صفر
قهرماني
مياندازد،
غافل
از آن
است که
با
اين
کلام
همهٔ
آن
قصه
پردازي
هاي
همپالگي
هاي
خود
را
در
مورد
توطئه
روس
ها در
ايجاد
حکومت
ملي و
پوشالي
بودن
آن بر
باد
ميدهد
و
به ريشه
توده
اي
و
انقلابي
آن
حکومت
نمونه
اعتراف
ميکند
.
واقعيت
اين است
که
درازي
مدت
اسارت
و
مقاومت
حماسي
وي در
زندان
نميتواند
آن هاله
افسانه
اي را که
مردم در
وي
ميديدند
بدرستي
و به
بصورت
کامل
توضيح
دهد. اين
بعد از
شخصيت
والاي
صفر
قهرماني
تنها يک
طرف
قضيه
است.
آنچه که
صفر
قهرماني
را
اينچنين
استثنائي
کرده
اين است
که وي يادگار
يک
دوره
طلايي
انقلابي
و نمونه
آن
دهقانان
انقلابي
بود
که
فرقه
دموکرات
را
بوجود
آوردند
و سپس
استخوان
بندي
ارتش
فدايي
آن
را
تشکيل
دادند.
صفر
قهرماني
يکي
از
آنها
ئي بود
که
مادر
شاه
با
صداقت
عجيبي
ميگويد
که
براي
بيرون
راندن
آنها
از
زمينهاي
مالکين،
ارباب
ها
به
شاه
پناه
برده
بودند
و ازاومي
خواستند
ارتش
بفرستد
وكشاورزان
را از
سرزمينهاي
آنها
بيرون
كند. - و
در کنار
اين ها،
وي شاهد
صادق
سي
هزار
انسان
مظلوم
به
خون
خفته
و ده ها
هزار
تبعيدي هجوم
قشون
اشغالگر
پهلوي
در
21 آذر
1325 بود.
بعد ها
نيز صفر
قهرماني
در طول
سالهاي
دراز
اسارت،
اين
فرصت
تاريخي
را
يافته
بود
تا
رشته
ارتباط
فرقه
دموکرات
با
مبارزين
ضد
استبداد
در
دوره
هاي بعد
تا
انقلاب
بهمن
باشد .
خاطره
صفر
قهرماني
بخصوص
در
آستانه
شصتمين
سال
تاسيس
حکومت
ملي
مايه افتخار
و
عشق
و اميد
مردم
دربند
آذربايجان
و ياد
آور
صد
ها
هزار
کوشندگان
آن
انقلاب
افسانه
اي
ونمايش
ننگ
و حقارت
فاشيسم
در
مقابل
قدرت
اراده
مردم
است
|