|
صفحه اصلي آرشيو فارسي در باره ما لينکها |
|
نکا
تي چند درمورد جنبش مدني آذربايجان و نقش
نخبگان و فعالان سياسي و فرهنگي جنبش
مدني آذربايجان و گسترش اعتراضات و پيگيري
حقوق حقه مردم همه را مي توان در راستاي
دموکراسي خواهي و هويت طلبي معني کرد،اکثر
حقوق از دست داده مانند : آموزش زبان
مادري، رسانه ها، اقتصاد، حق تعيين سرنوشت
و ... در زير سايه دموکراسي قابل تحقق
ميباشند همانظور که به عنوان مثال در
سوييس و سويد ميتوان مشاهده کرد. پس تمامي
خواسته هاي مردم زير سايه دموکراسي و هويت
طلبي قابل تحقق خواهد بود حتي سيستم هاي
فدرال و خودمختار، مهم خواست مردم منطقه
است. دموکراسي برپا شده بر هويت يک مردم
ميتواند ضامن خوشبختي ملت باشد و استبداد
در هر شکل و رنگ آن مترود خواهد بود(حتي اگر
بر پايه هويت ملي شکل گيرد). در اين سير ما
شاهد حرکتها و بيانيه ها و گفتمانهايي
هستيم که داعيه رهبري حرکت را داشته و بعضا
در بوجود آمدن آن نيز نقشي داشته اند، ولي
متاسفانه بعضا يا از اعتقاد به دموکراسي
سر باز زده و يا در صورت بيان اعتقاد به
دموکراسي در عمل و رفتار نقيض آنرا نشان
ميدهند. در ذيل سعي شده چگونگي و روند حرکت
و نقصانهاي آن مورد اشاره قرار گيرد و نه
چرايي آن، چون چرايي آن مي بايست از طرف
حاکميت و طرف مقابل مورد تجزيه و تحليل
قرار گيرد و بر ما عيان است. 1- در نحوه ارايه و نمايش
اعتراض دو روش اساسي وجود دارد که يکي به
انقلاب و ديگري به اصلاح مي انجامد. هر روش
هزينه ها و منافعي بدست ميدهد. با توجه به
تجارب گذشته و سايرين و همچنين نظرات
بزرگان اين عرصه، مي توان عنوان کرد که
هزينه هاي انقلاب بر منافعش مي چربد و
دوران انقلاب در جهان به سررسيده است چون
طبق تکثر گرايي و نسبيت ارايه شده دوران
ايده ايولوژي که انقلابات بر پايه آن بنا
مي شود، برچيده شده و بهترين روش اعلام
اعتراض، جنبشهاي مدني جهت بهبود و اصلاح
امور مي باشد. (در اين باب هزاران کتاب و
مقاله نوشته شده که هدف نگارنده اثبات
رجحان و کالبد شکافي اين روشها نمي باشد) 2-
در کشورهاي دموکرات که احزاب و اصناف
گوناگون بطور مستقل در زمينه هاي مختلف در
حال فعاليت ميباشند، هر حرکت و جنبش مدني
که بوقوع مي پيوندد يا با رهبري اين تشکلها
و توسط هواداران و اعضا آنان انجام مي
پذيرد ويا اگر بصورت خودجوش شکل يافته
باشد، بوسيله همين تشکلها نظم بافته و
خواسته هاي مردم مطرح ميشود. در واقع هر
جنبش و حرکت مدني به مذاکره مي انجامد و
مذاکره کنندگان که همان نخبگان سياسي
جامعه مي باشند، با توجه به ميزان قدرت
بسيج کردن اقشار مردم داراي قدرت چانه زتي
خواهند بود و مردم نيز با توجه به شفافيت
موجود و اطلاع از روند مذاکرات در حمايت
ويا عدم حمايت از تشکل مربوطه تصميم مي
گيرند (نمونه: ارتباط حزب مشارکت و مردم و
حاکميت) و اعتراضات مدني بدون وجود احزاب
مستقل به نتيجه اي جزء آشوب نخواهد
انجاميد. 3-
درمورد حرکت مردم آذربايجان بايد گفت که
اين حرکت برغم داشتن سابقه بلند مدت 60 ساله
و کوتاه مدت 20 ساله، يک حرکت از جنسي نو و
آگاه بوده که بصورت خودجوش و با پيدايش
کاتاليزوري چون کاريکاتور موهوم پا به
عرصه نهاد و همگان را غافلگبر کرد(حتي
فعالان سياسي و فرهنگي آذربايجان را). پس
نو بودن و خودجوش بودن اين حرکت بر همگان
عيان است. 4-
پس از شروع اعتراضات توسط توده مردم و
دانشجويان مي بايست شاهد حضور احزاب و
تشکيلات هايي مي بوديم که اين اعتراضات را
سازمان و نظم داده و بصورت مکتوب و شفاف
جهت مذاکره با حاکميت و همچنين اقناع
افکار عمومي مردم آذربايجان استفاده
نمايند. در اينجا بود که جاي خالي احزاب و
تشکلهاي سياسي رسمي و قانوني که بتوانند
از فرصت بوجود آمده استفاده کنند و با اتکا
به قدرت و پشتوانه مردمي به اعتراضات وجهه
قانوني داده و خواسته هاي مردم را مطرح
نمايند، کاملا به چشم مي خورد. 5-
شايد بتوان تشکيلاتي چند در خارج از کشور
نام برد که در طول ساليان سال در روشنگري
افکار عمومي نقش داشته، اما ظرفيت مذاکره
با مراکز قدرت داخلي را دارا نمي باشند و
تنها بصورت يک نيمه اپوريسيون خارج از
کشور مطرح هستند که توانايي رهبري و
سازمان دهي يک حرکت مدني داخلي را ندارند.
اين تشکلها جهت رهبري روشهاي غير مدني
موثر بوده که اين روشها مورد انتخاب مردم
آذربايجان و نخبگان آن قرار نگرفت. البته
مجددا بايد عنوان کرد که نمي توان منکر
زحمات و رنجهاي آنها بود که چه بسا اين
جنبش مدني نو حضور حلوايي است برامده از آن
غوره ترش. 6-
در اين ميان تنها تشکلهاي دانشجويي
دانشگاهها (که مورد قبول ضمني حاکميت
هستند) و مجمع دانشگاهيان آذربايجاني (
بعنوان يک نيمه تشکل نيمه رسمي) در داخل
کشور مطرح ميشوند که بدليل استقلال مجمع
دانشگاهيان آذربايجاني (آذبيلتپ)
ازدانشگاه، اين تشکل از ظرفيت نسبتا بهتري
جهت تبديل به يک حزب رسمي برخوردار مي باشد
و مي تواند در اين شرايط نقش مهم و
پررنگتري ايفا کند که اين امر در گرو سياست
و فراست و سرعت عمل اعضا آن و حمايت و
انتقادات سازنده باقي فعالين و نخبگان مي
باشد. 7-
با توجه به مطالب عنوان شده بزرگترين غايب
جنبش مدني آذربايجان احزاب و تشکلهاي
سياسي بودند که تا به حال به آنها اجازه
تاسيس و يا رشد و نمو داده نمي شد و تنها
تشکل نيمه رسمي (آذبيلتپ) نيز در اين شرايط
حق قانوني بودن خود را از ياد برد در
حاليکه تشکيل يک حزب قانوني مي بايست جزء
اولين خواسته هاي معترضين مطرح مي گرديد
وبر آن پافشاري ميشد. متاسفانه
خواسته هاي ارايه شده توسط نخبگان سياسي و
فرهنگي با وجود به حق بودن، خواسته هايي
بلند مدت بوده که از طرف قدرت مرکزي مورد
توجه واقع نشد و اين امر نيز از قبل قابل
پيشبيني بود. در شرايط پيش آمده که امکان
پزيرش برخي خواسته هاي معقول با وارد کردن
فشار و مذاکره از طرف حاکميت وجود داشت،
متاسفانه با غلبه شور، اکثر مطالبات منطقي
در حاشيه قرار گرفت و در کنار ليستي از
خواسته ها قرار گرفت که توسط مرکز قدرت
مورد پذيرش قرار نگرفت. به
هر حال به نظر اينجانب ايجاد حداقل يک حزب
رسمي اولين و مهمترين قدم در راه احقاق
حقوق مسلم ملت آذربايجان مي باشد و در اين
شرايط ميتوان براي تحقق اين امرتمامي تلاش
خود را بکار گرفت. 8-
در مورد ثمر دهي اين حرکت بايد گفت که ما در
ابتداء راهيم و نه در انتهاي آن، يک شب نيز
نمي توان راه صد ساله طي کرد. مي بايست قدم
به قدم جلو رفت و پا را به اندازه گليم بايد
دراز کرد. بديهي
است که در اين هنگامه شور بر شعور مي چربد و
اين البته لازمه حرکت ابتدايي توده هست
ولي آيا اين امر مي بايست بر ذهن نخبگان و
فعالين نيز اثر گذارد؟ بالا
بردن کف مطالبات در نزد مردم نتيجه اي جزء
نااميدي آنان و دل بريدن آنها از فعالين
نخواهد داشت (همانطور که در مورد حزب
مشارکت اتفاق افتاد). در عين ايده آليست
بودن در افکار و انديشه مي بايست حقايق
جامعه را درک کرد و رياليستي عمل کرد. 9-
و يک نکته ديگر آنکه تحمل ديگري جزء اولين
اصول دموکراسي بوده و نسبت دادن صفاتي
ناشايست به ديگراني که چون ما نمي انديشند
حاصل تفکر استبدادي است. البته نقد و
انتقاد جزء لاينفک يک حرکت مدني ميباشد
ولي نقد به تخطيه و حذف ديگران نمي انجامد
بلکه به بهبود مي رساند. در
مورد مجمع دانشگاهيان آذربايجاني و
موسسان و ادامه دهندگان آن نيز بايد عنوان
کرد که آنان نيز چون من و شما با هزاران
مشغله کاري و زندگي اين تشکيلات را پابرجا
نگاه داشته اند و بايد از زحمات آنان
قدرداني کرد و صد البته که برعملکرد گذشته
و حال آنها نقد و انتقاد بسياري است که در
فرصتهاي پيش آمده به بحث و مجادله نشسته
ايم و از اين به بعد نبز خواهيم نشست و در
آينده اگر زمينه اي فراهم شود بيشتر به نقد
تک به تک اجزاء حرکت خواهبم پرداخت. 10-
همچنين بايد يادآور شد که ممکن است
افرادي، افکار و ايده ها و روشهاي گروهي را
همراستا با اهداف خود نيابند، بديهي است
که اقدام آنها جهت تشکيل تشکلي مجزا در
صورت پايبندي به اصول اوليه دموکراسي
موجبات افزايش قدرت حرکت مدني آذربايجان
بوده و فصل مشترکاتي جهت ايتلاف وجود
خواهد داشت. وحدت
به معناي يکي بودن و به يک نوع فکرکردن و به
يک شکل عمل کردن نيست ، وحدت به معناي
پذيرش همديگر با درک اختلافات و مانور حول
اشتراکات مي باشد. "
آزادي فوري تمامي زندانيان سياسي
آذربايجاني و صدور مجوز قانوني فعاليت يک
حزب سياسي مدافع حقوق مردم آذربايجان و
تشکيل کميته حقيقت ياب جهت شناسايي آمران
و عاملان جنايات اخيير جزء اولين خواسته
هاي ما بايد قرار گيرد."
اوجابوي
|